هر شکلی از سوسیالیسم متضمن نوعی بردگی است.

این ترجمه و مقدمه ام درباره هربرت اسپنسر در تاریخ 19 مهر ماه 94 در هفته نامه صدا منتشر شده است .

بخش دیگر مقالات اسپنسر را اینجا مطالعه کنید .

مقدمه اي درباره هربرت اسپنسر
هربرت اسپنسر در میان ایرانیان چندان شناخته شده نیست .اغلب او را با دیدگاههایی جسته و گریحته درباره تکامل اجتماعی می شناسند و آثار او چندان به فارسی ترجمه نشده اند تا مخاطب ایرانی بدون واسطه با اندیشه و افکارش ارتباط برقرار کند . شاید بتوان مهمترین حوزه مورد علاقه او را تکامل نهادهای اجتماعی دانست ، حوزه اي كه وي در آن نگاه پوزیتیویستی را پایه مطالعات خود قرار داده بود . او تکامل تدریجی نهادها را محصول فراگشت درونی اجزای تشکیل دهنده آنها می دانست و به نوعی نظریه تکامل انواع داروین را در باب نهادها و سازمانهای بشری به کار میگرفت . این دیدگاه در عصر حود به همان اندازه نظریه تکامل انواع داروین، بدیع و انقلابی بود و عامل حرکت و تکامل را از نیروی ماورایی به فعل و انفعالات درونی اجزای یک مجموعه نسبت می داد . تاثیر این دیدگاه در مطالعات اجتماعی اسپنسر، رسیدن به این باور بود که جامعه را نمی توان با تدوین نظام نامه ها و به شکل دستوری به پیش برد .
یکی از آثار ماندگار اسپنسر، «انسان در برابر دولت» نام دارد که مي توان آن را اثري در رمينه انديشه سياسي و اقتصادي قلمداد كرد و متشکل از چهار مقاله مفصل است . مقاله نخست «محافظه کاری جدید» نام دارد که در آن با نگاهی تاریخی به منشا و ریشه های دو حزب محافظه کار و لیبرال (ویگ و توری ) می پردازد و خاستگاه اجتماعی و اقتصادی آنها را موشکافی می کند . آنگاه این موضوع را بررسی می کند که چگونه لیبرالها در دام قانونگذاریهای متعددی افتادند که با اهداف خیرخواهانه در ارتباط بودند اما پس از مدتی همین قوانین تبدیل به اهرمهایی برای فشار بر جامعه و محدود کردن آزادی های اجتماعی و اقتصادی افراد شد .
مقاله دوم وی،«بردگی آینده» به تاثیرات روزافزون و ویرانگری می پردازد که دست اندازیهای دولت به حوزه اجتماع به وجود می آورد. او در این فصل به این نکته اشاره می کند که تلاش برای کنترل سازمانها و گسترش حوزه نفوذ دولت در نهایت راه به سوسیالیسم ویرانگری می برد که مردم را به بردگانی بینوا تبدیل می کند و از دولت اربابی می سازد که حود را موظف به تامین مایحتاج بردگانش می بیند و این فرایند نهایتا جامعه ای سرشار از فقر و فلاکت را بر جای می نهد .
موضوعِ مقاله سوم «گناه و خطای قانونگذاران» است که در آن بر تاثیر مخرّبِ تصمیمات قانونگذاران بر جامعه تاکید کرده و عوامگرایی آنها و تلاش برای جلب رضایت موکلان را عاملی می داند که این افراد را به تداوم حرکت در مسیر خطرناک خود تشویق می کند . او اخلاقیات سیاسی رایج در میان سیاستمداران را ناشی از اخلاقیات متناسب با دوران جنگهای خونین و طولانی می داند که در آن به هر میزان که فتوحات سرداران جنگی بزرگتر بود، میزان نفوذ و سلطه او بر اطرافیان و افراد دیگر نیز بیشتر بود . در نتیجه، اقدام سیاستمداران در بسیجِ توده ها برای نیل به اهدافی که در نهایت محبوبیت همان سیاستمدار را بیشتر می کند، گونه ای از همان اخلاقیات دوران باستان است که در پیِ به خدمت گرفتن انسانها برای مبارزه و در نتیجه به بردگی کشاندن آنهاست .
و در آخر هربرت اسپنسر مقاله ای دارد با عنوان «خرافات بزرگ سیاسی» . این مقاله اختیارات قانونگذاران وباور عمومی به مفید بودن مصوباتِ آنها را با مدعیاتِ باورمندان به حق الهیِ پادشاهان مقایسه می کند و به گونه ای می خواهد این نکته را برجسته کند که جامعه از خرافاتی به نام حق الهی پادشاهان رها شده اما به خرافات بزرگتر و خطرناکتری دچار شده که اختیارات قانونگذاران برای تدوین قانون در همه زمینه ها را تقدیس می کند .همچنين او در این مقاله به پیش فرض های هابز که انسان را ناچار از عقد قرارداد برای واگذاری اختیارات خود به دولت می داند حمله میکند . این مقاله با این جمله به پایان می رسد که : وظیفه لیبرالیسم در گذشته ، ایجاد محدودیت در قدرت پادشاهان بود. وظیفه لیبرالیسم حقیقی در آینده، قراردادن محدودیت بر قدرت پارلمان ها می باشد.اين مقاله بخشي از كتاب انسان در برابر دولت است .( مقدمه مترجم )

هر شکلی از سوسیالیسم متضمن نوعی بردگی است.

اشاره : در این قطعۀ منتخب از كتابِ «انسان در مقابل دولت» ، هربرت اسپنسر استدلال می‌کند که دولت ها با اقدامات هر چه بیشتر در قانونگذاري و تنظیم زندگی، به‌تدریج ما را به سوی بردگی می‌رانند.

بیشتر بخوانید…

دسته‌ها:ترجمه ها

ايدئولوژي داعش چگونه مهار مي شود؟

این یادداشت ابتدا در روزنامه اعتماد منتشر شده است ( لینک)         

يك نظامی كُرد عراقی که در زمان اشغال الانبار، به‌ اسارت گروه داعش درآمده‌ بود، در مراسم بیعت عشایر فلوجه با این گروه به عنوان قربانی مراسم اعدام شد. اعدام این سرباز کُرد در ملأعام و در حالی صورت گرفت که شیوخ و افراد با نفوذ عشایر عرب که‌ با داعش بیعت کردند، با خونسردی نظاره‌گر این صحنه‌ بودند.(سايت الف،18 خرداد 94)
اگر چه اخبار مربوط به خشونت هاي داعش اين روزها عادي شده و اعدام يك سرباز از سوي اين گروه چندان عجيب و غير عادي به نظر نمي رسد اما آنچه خبر فوق را از ديگر اخبار مربوط به اين گروه متمايز مي كند ، حضور شيوخ بلند پايه فلوجه در اين صحنه است. در تصاوير منتشر شده از اين مراسم تعداد زيادي از شيوخ و روساي قبايل ، لباس هاي عربي سفيد و تميزي بر تن دارند و روي صندلي نشسته اند و با آب ميوه از آنان پذيرايي مي شود و هم زمان مردي سياه پوش سرباز كُرد را به محل مراسم آورده و در برابر ديدگان بي تفاوت و خونسرد اين شيوخ اعدام مي كند .

بیشتر بخوانید…

دسته‌ها:یادداشت ها

بحران منابع یا بحران مدیریت متمرکز ؟

این مقاله ابتدا در تاریخ سیزدهم دی ماه نود و سه در روزنامه تعادل منتشر شده است .لینک در اقتصادآنلاین . لینک در سخن معلم .

این روزها اخبار مربوط به آموزش و پرورش همراه با اتفاقات ناخوشایندی در حوزه روابط شاگرد و معلم در ذهن خواننده و شنونده تداعی می شود . تنبیه فیزیکی منجر به جرح دانش آموزان، کشتن معلم بروجردی توسط شاگرد دبیرستانی و اخباری از این دست را می توان جزیی جدایی ناپذیر از اخبار مربوط به نهادی محسوب کرد که متولی تعلیم و تربیت فرزندان مردم بوده و اهداف فرهنگی و ایدئولوزیک خاصی نیز برای خود ترسیم نموده است . در کنار این معضل، همه ساله و در فصل ثبت نامها شاهد تنش بین والدین و مدیران مدارس بر سر اخذ وجوهی هستیم که بر اساس اصل سی قانون اساسی گرفتن آن به صراحت رد شده است اما مدیران و مسئولان مدارس با اشاره به مشکلات مالی مدارس و هزینه های جاری، بر گرفتن آن تحت عناوین متفاوت و متنوع اصرار دارند . کمبود منابع و ناتوانی مدارس در تامین هزینه های جاری و اولیه خود در حالی است که   سرانه تمام شده امسال (سال 93) آموزش و پرورش برای هر دانش آموز 1850000 یک میلیون و هشتصد و پنجاه هزار تومان بوده است.(1)

بیشتر بخوانید…

دسته‌ها:یادداشت ها

استفاده از بازار برای توسعه اجتماعی (میلتون فریدمن)

این مقاله میلتون فریدمن را ترجمه کرده ام و در تاریخ 5 مهر  1393 در روزنامه تعادل منتشر شده است.(لینک).

اتفاقی جانبی در سفر پیشین من به چین رخ داد که هم تاثیر زیادی بر من گذاشت و هم درک وسیعی در این باره به من داد که انسانهای جدا از هم ، موسسات و نهادهای اقتصادی متفاوت از هم دارند . این درک و فهم جدید باعث پی بردن ِبیش از پیش به اهمیت اصول بنیادینی شد که همه ی ما به راحتی به آنها به خاطر خو گرفتن و عادت بی توجهی می کنیم. این اتفاق زمانی بود که من و همسرم با معاون یکی از وزارتخانه های دولتی چین که قبلا برای مدت کوتاهی برای مشاهده اقتصاد امریکا به ایالات متحده آمده بود، قرار نهار داشتیم. میزبان ما از ما خواست تا در یافتن فردی مناسب برای ملاقات با او ، وی را کمک کنیم .
اولین سوال او این بود ، « چه کسی در ایالات متحده مسئول توزیع کالا است » ؟ با این سوال من و همسرم بسیار جا خوردیم. بعید می دانم که کسی در ایالات متحده، هرچقدر هم در مورد اقتصاد کم اطلاع باشد، حتی در مورد این سوال، فکر بکند. با این حال، برای شهروند کشوری که دارای اقتصاد سوسیالیستی بوده است، چنین سوالی کاملا طبیعی به نظر می آید. او به این گونه شرایط اقتصادی که شخصی تصمیم می گیرد چه کسی از چه کسی کالا دریافت کند یا چه کسی چه کالایی یا چه دستمزدی از چه شخصی دریافت کند، عادت کرده است.
بیشتر بخوانید…

دسته‌ها:ترجمه ها