خانه > یادداشت ها > تاریخ تا چه اندازه قابل اعتماد است ؟

تاریخ تا چه اندازه قابل اعتماد است ؟

نکته ای که در نگاه افراد و جریانها به مقوله تاریخ همواره خودنمایی می کند ،  این است  که چگونه می توان  با قاطعیت مثال زدنی اشخاص و حکومتها و رویدادهای گذشته را روایت کرد و حتی آنها را به الگویی برای زمان حال تبدیل نمود ؟ آیا این افراد و اشخاص و رویدادها واقعا همانگونه که ما فکر می کنیم بوده اند ؟ مثلا شریعتی ابوذر را نماد سوسیالیسم مذهبی و عده ای هم کوروش را نماد حقوق بشر و ملی گرا ها هم مصدق را نماد استقلال قرار داده اند و یا هر کسی و هر جریانی مدعی است که وارث مشروطه است . ببینیم چه مشکلاتی بر سر راه چنین نگرشهایی است ؟ لطفا تا می توانید نظر بدهید هم در مخالفت و هم در تکمیل و هم در موافقت با این مطلب .

 در قرن نوزدهم امید فراوانی به نوشتن تاریخ دقیق در میان مورخان و پژوهشگران وجود داشت . دلیل این امیدواری عوامل متععدی بود که دو مورد از آنها مهمتر بود :

– پیشرفتهای علوم طبیعی ، مورخان را امیدوار کرده بود که می توان با تکیه بر این علوم و روشهای آن ، تاریخ دقیق و بی عیب و نقص نوشت .

– باز شدن آرشیو های دولتی در عصر دولتهای دموکراتیک و استفاده از اسناد آنها ، احتمال خطا در تاریخ نویسی را به حداقل رسانده بود .

با شروع قرن بیستم و اتفاقاتی که در نظر و عمل افتاد ،این امیدواری تا حد زیادی رنگ باخت . حاصل کار اندیشمندانی چون فروید ، داروین ، نیچه و مارکس و … که در ابتدای قرن بیستم به شکلی برجسته محافل علمی را تحت تاثیر قرار داده بودند ، این بود که انسان و رفتارهای او و خرد بشری ، همواره تحت تاثیر عوامل مادی و غیر مادی متعددی است و این مسئله بر اعتبار تاریخ نگاری به عنوان ثبت کنش های انسانی هم تاثیر گذار بود .

حال با توجه به این مقدمه کوتاه می توان دلایل نااستواری معرفت تاریخی را در این موارد برشمرد :

1 – ما با فاصله و از طریق گفتمان ها تاریخ را می بینیم . در نتیجه اجزایی از آن برجسته و اجزایی حذف می شود . جزییات کنار می روند و الگوهای انتزاعی ایحاد می شوند .

2- موضوعات تاریخی را به شکل مجرد نمی بینیم . مثلا در نگاه به انقلاب مشروطه متوجه تحولات بعدی شده و بر پایه آنها قضاوت کی کنیم .

3 – موضوعات و دوره های تاریخی را در داخل طرح های مفهومی و گفتمان های مسلط تاریخی می بینیم . مثلا در دهه چهل نقایص مشروطه را بیشتر در غربگرایی آن می دیدیم چرا که این دهه دورلن رشد گفتمان غرب ستیزی بود .

4 – نقش تعلقات طبقاتی مورخ را معمولا از نظر دور می داریم . مثلا فریدون آدمیت در نوشته های خود بیشتر به نقش افراد و اشراف و گروههای نخبه توجه توجه دارد چون خود متعلق به این طبقه بود .

5 – در مورد منابع و اسناد : دولتها و قدرتها در هر دوره ای اجازه استفاده از کدام منابع را می دهند ؟

شکل گزینش ما از منابع و اسناد منطبق با دیدگاههای خودمان است .

– دولتها اسناد موفقیتهای خود را بیشتر در معرض دید پژوهشگران قرار می دهند . . حتی یک دولتمرد زندگینامه خود را گزینشی ممکن است بنویسد و …

6 – چون گذشته تمام شده است ، هیچ روایتی را نمی توان با آن محک زد و در نتیجه مطالعه تاریخ در واقع مطالعه تفاسیر تاریخ است .

و اشکالات دیگر در تاریخ نویسی …

Advertisements
دسته‌ها:یادداشت ها
  1. هنوز دیدگاهی داده نشده است.
  1. No trackbacks yet.

نظر شما برای ما بسیار مهم است

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s