خانه > یادداشت ها > به جای مردم لیبی سخن نگوییم

به جای مردم لیبی سخن نگوییم

«به نظرم در لیبی دموکراسی نخواهد آمد همان گونه که در افغانستان و عراق نیامد. من نمی توانم بپذیرم با تفنگ و گلوله بتوان فرهنگ استبدادی یک ملت را عوض کرد. بعضی از دوستان معتقدند از لوله اسلحه سربازان و بمب‌های هواپیماها٬ دموکراسی بیرون می‌آید. اگر این‌طور است٬ چرا خودمان اسلحه دست نمی‌گیریم و مبارزه نمی‌کنیم؟ گیرم که با همان اسلحه و بمب هم بیاید با کدام بستر اجتماعی میخواهد به حیات خود ادامه دهد».

این جملات و دهها و صدها جمله دیگر، این روزها به وفور یافت و در شبکه های اجتماعی و در میان کاربران ایرانی نقل می شوند. هیچ کدام از این جملات در کلیت خود اشتباه نیستند. اینکه توپ و تانک با خود دموکراسی نمی آورند، آشکارتر از آن است که تصور می شود و نیازی به چون و چرا ندارد. اما مشکل اینجاست که این جملات این روزها به شکل سفسطه آمیزی استفاده می شود. شکلی از سفسطه آن است که بخشی از یک واقعیت گفته شود تا با توسل به آن همه واقعیت انکار شود. از آنجایی که این جملات در باره لیبی و حمله ناتو به آن کشور گفته می شود، خوب است زوایای دیگر مسئله واکاوی شود. به صورت خلاصه می شود گفت در کشوری به نام لیبی دیکتاتوری وحشی به نام قذافی دست به کشتار مردم خود زد و تظاهرات را با هواپیمای جنگی سرکوب کرد؛ در چنین شرایطی ناتو با اجماع جهانی و حتی حمایت اعراب و کشورهایی چون ترکیه، به حمایت از انقلابیون اقدام کرد. هیچ گزارشی مبنی بر نارضایتی مردم لیبی از این اقدام منتشر نشده و مردم خواهان چنین مداخله ای بودند. (۱) رهبران قیام نیز با کشورهای عضو ناتو به شکل کامل همکاری و هماهنگی داشتند. حال سئوال اینجاست که این فرایند تا چه میزان با ایراد معروفی که در بالا اشاره شد، مرتبط است؟ آیا مردم لیبی و ناتو و کسانی که این عمل ناتو را قبول دارند، معتقدند در موشک هایی که به مقر قذافی شلیک شده، به جای باروت دموکراسی تعبیه شده است؟ یا اینکه گمان کرده اند با این حمله لیبی تبدیل به کشوری چون فرانسه و سوئد و کانادا و… می شود؟ اگر کسی چنین چیزی گفته، خوب است برادران چپ که ظاهرا فقط کره شمالی و ونزوئلا را مبرا از خطا می دانند، به آن اشاره کنند تا ما هم این افراد را بشناسیم.جریان خیلی ساده است. مردم لیبی به کمک احتیاج داشتند و اگر این حمله انجام نمی شد همین منتقدان فریادشان بلند میشد که نظم حاکم بر جامعه جهانی و قدرتهای بزرگ استعماری در برابر کشتار مردم مظلوم لیبی سکوت کرده اند. آیا نمی گفتند؟ قبل از حمله به یوگسلاوی نگفتند؟ بعد از حمله و سرنگونی میلوسویچ نگفتند این قلدری و تجاوز است؟

ایراد بیان شده دیگر این است که چون لیبی نفت دارد به آنجا حمله شده است و چرا به عنوان مثال ناتو برای تونس و مصر این کار را نکرد؟ در این مورد می توان به دو نکته اشاره کرد. نخست اینکه تونس و مصر رابطه خوبی با غرب و آمریکا داشتند و بدون دخالت نظامی و با فشارهای مالی و دیپلماتیک توانستند به این هدف برسند. چه دلیلی وجود داشت که حسنی مبارک مردمش را همانند قذافی به گلوله نبست؟ مگر او هم دیکتاتور نبود؟ ارتش مصر نه تنها دخالتی بر علیه معترضان نکرد، بلکه از آنها در برابر لباس شخصی های حامی مبارک دفاع می کرد. اینها تا حد زیادی ناشی از ارتباط مصر با غرب و آمریکا و فشاری بود که از جانب آنها اعمال میشد. منافع آنها نیز امری طبیعی است و دوستان معترض لابد معترفند که چین و روسیه و ونزوئلا هستند که همواره تا دقیقه نود مدافع دیکتاتورها در گوشه و کنار جهان بوده اند و این مسئله بخصوص بعد از جنگ سرد به امری عادی تبدیل شده است. در حالی که هیچگاه مطلبی بر علیه آنها و از جانب دوستان یاد شده در هیچ کجای دنیای مجازی و واقعی مشاهده نشده است.

. نکته دوم اینکه نگاه به مسئله نفت و غارت آن از سوی کشورهای دیگر در حقیقت یک نگاه دهه چهل و پنجاهی و منسوخ شده است که اعتبار چندانی ندارد. این تصور کوچه بازاری که آمریکا عراق را گرفت تا نفت آن را غارت کند، نیاید به همین صراحت از زیان کسی بیان شود که خود را تحلیلگر سیاسی و کنشگر اجتماعی می داند و قرار است روشنفکر و راهبر جامعه خود باشد. بعد از سرنگونی صدام غیر از چند قرارداد مشکوک که آن را هم رسانه ها افشا کردند، چه ابهامی در نفت عراق وجود داشت و مگر شرایط امروز دنیا اجازه می دهد که آمریکا بدون دخالت دولت عراق و مردم آن کشور چاههای نفت را خالی کند و برای خود ببرد؟قراردادها و گفتگوهایی که همه از آن خبر دارند انجام می گیرد و حداکثر امتیاز که نصیب آنها می شود، برنده شدن در مناقصه ها و مزایده هایی است که شاید در صحت و سلامت آنها تردید هایی وجود داشته باشد که آن هم پس از مدتی افشا می شود. البته منافع زیادی برای آمریکا ایجاد می شود و موقعیت آن کشور در منطقه تثبیت می گردد اما اینکه نفت را غارت می کند، اصطلاح در خور و شایسته ای نیست.

دخالت بشردوستانه در موارد حاد و خطرناک و البته با اجماع جهانی، در بسیاری از موارد به عنوان راه حلی اورژانسی مورد نظر قرار می گیرد تا از کشتار وسیع، جنگ افروزی های خطرناک و موارد اینچنینی جلوگیری کند. اینکه برخی دوستان معتقدند عراق و افغانستان هنوز هم بعد از حمله ناتو و آمریکا دموکراتیک نشده اند، مسئله ای نامربوط و جداگانه است. هدف اولیه این گونه دخالت ها، رفع خطر بزرگ و نیزبرداشتن مانع مقابل مردم است. اینکه این جامعه بتواند یا نتواند بعد از سقوط دیکتاتوری به دموکراسی و رفاه برسد، تابع عوامل متعدد تاریخی و فرهنگی و جغرافیایی و… است. هر چند معمولا کمک های مالی و افزایش آگاهی های سیاسی و اجتماعی بعد از سقوط چنین حکومتهایی به رشد و توسعه آن جوامع کمک فراوان می کند، اما حتی اگر چنین انفاقی هم نیوفتد، نافی مسئولیت اخلاقی و وظیفه جامعه جهانی در کمک به مردم آن کشور نیست. در مورد افغانستان و عراق نیز چنانچه کسی مدعی بدتر شدن اوضاع باشد تنها حقیقت را انکار کرده است.

پا نوشت

۱ – این مطلب در سایت بی بی سی به خوبی نوع نگاه مردم لیبی به حمله ناتو را نشان می دهد و نویسنده آن مهرداد فرهمند خبرنگار مقیم لیبی خود از نزدیک شاهد ماجرا بوده است. در بخشی از آن می خوانیم: دکتر صبری، استاد دانشگاه زاویه که روی پشت بام کنارم نشسته می گوید اینها شلیک گلوله های شادی است که از شنیدن صدای جنگنده ناتو در فضا می پیچد، می‌گوید این روزها هیچ چیز به اندازه شنیدن صدای این هواپیماهای جنگی ما را خوشحال نمی‌کند.

این مطلب ابتدا در روز آنلاین منتشر شده است (اینجا) سایر یادداشتهای من در روز آنلاین (اینجا)

Advertisements
دسته‌ها:یادداشت ها
  1. ناشناس
    31 اوت 2011 در 02:14

    Kamelan ba shoma movafg hastam

  2. ناشناس
    31 اوت 2011 در 02:16

    An dafe avel bod

  3. 31 اوت 2011 در 17:28

    جناب بهرامی ممنون! خواستم تو گودر زیر لینک آرمان امیری کامنت بزارم بد فهمیدم که خب پست بلاگ اگه از نویسنده سوال دارم بهتره بیام خونه نویسنده :دی
    خواستم بدونم جنس وقایع توی مصر و تونس و لیبی رو شما همرو یکی می بینید یا فرق دارن؟ آیا اتفاق پیش اومده رو شورش می دونید تو این کشورها یا انقلاب؟ و آیا ناتو رو در خدمت مردم لیبی می بینید یا سیر وقایع در این کشورها رو به نفع کشورهای غربی؟

  4. 1 سپتامبر 2011 در 00:56

    متشکر از توجه شما .تا جایی که در یک کامنت می گنجد ، در مصر و تونس طبقه متوسط و تحصیل کرده هدایت قیام را بر عهده داشتند اما در لیبی ساختار کمتر توسعه یافته و قبیله ای جامعه مانع از چنین اتفاقی شد و شاید این عامل به همراه نفتی بودن کشور . عدم ارتباط حکومت لیبی با غرب ، باعث نظامی شدن قیام لیبی شد . در سوربه وضعیت مابین لیبی و مصر است . بدون شک این اتفاقات انقلاب نام دارند و نشان از گذار این جوامع از ساختار سنتی به مدرن دارد. چنین گذاری در مرحله اول ، توده ای شدن جامعه را در پی دارد و در نتیجه هر کدام از این کشورها استعداد سقوط در ورطه پوپولیسم ، ایدئولوژی و بنیادگرایی را دارند . این دیگر بستگی به عوامل متعددی دارد که این کشورها به دموکراسی نزدیک شوند یا حکومتهای توده ای و ایدئولوژیک . از جمله این عوامل می توان نگاه این جوامع به مدلهای پیشین مثلا ایران باشد که بیشترین شباهت را به مصر دارد و نیز نقش قدرتهای فرامنطقه ای در هدایت این انقلابها . در مورد سوال آخر کشورهای غربی هم مانند دیگران دوست دارند سیر حوادث را به سود خود رقم بزنند و در این مسئله نباید تردید داشت ، اما دنیای سیاست و روایط بین الملل هم چیزی غیر از این نیست که در کشاکش حوادث این چنینی هر کسی به دنبال منافع خود باشد و البته منافع بلند مدت کشورهای لیبرال دراین است که کشورهای بیشتری به سمت الگوی دموکراسی و لیبرالیزم حرکت کنند و این مسئله مخصوصا بعد از جنگ سرد به یک اصل تبدیل شده است . ما با یک نگاه اجمالی می تونیم قبول کنیم که دخالتهای غرب در برخی کشورها تا کنون به سود ایران بوده است و این مسئله در عراق و افغانستان کاملا آشکار است .
    در آخر باید گفت که موشکافی هر کدام از این انقلابها کار دقیق و پیچیده ای است و به آمار و ارقام اقنصادی و اجنماعی زیادی هم نیاز دارد . ما این کار را در مورد مصر تا حدی انجام داده ایم و شما می توانید در این لینک ببینید
    https://nejatbahrami.wordpress.com/2011/04/04/%D9%88%D8%AF%D8%A7%D8%B9-%D8%A8%D8%A7-%D8%AF%DB%8C%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%AA%D9%88%D8%B1%D8%9B-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%84-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7/

  5. 1 سپتامبر 2011 در 07:01

    ممنونم نجات جان. لطف کردی ! من دخالت خارجی رو از جنس شوک می بینم به روند معمول وقایع! و به نظرم این شوک نظم معمول رو به هم می زنه و می پاشونه از هم!
    در مورد این که فرمودین بی شک این وقایع انقلاب نام دارند هم جسارت می کنم خدمتون لینک زیر از میخک رو می ذارم برای خودم خوندنش جالب بود شاید مفید و راهگشا باشه اینجا
    http://mikhak.info/?p=402

    در مورد لینکتون هم زیر خود مطلبش کامنت خواهم گذاشت ممنون

  1. No trackbacks yet.

نظر شما برای ما بسیار مهم است

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s