خانه > دسته‌بندی نشده > فاصله ای که دنیای مردم با ذهن تجزیه طلبان دارد

فاصله ای که دنیای مردم با ذهن تجزیه طلبان دارد

در روزهای اخیر و پس از ماجرایی که با محوریت شبکه العربیه در خوزستان به وقوع پیوست و ادعای مبهمی که از کشته شدن عده ای از عرب تبارها به دست ماموران حکومتی در رسانه ها منعکس شد ، یادداشت کوتاهی برای سایت روز آنلاین نوشتم و درضمن تاکید بر رعایت حقوق بشر برای همه اقوام و مذاهب ، جدایی طلبی و حمایت عربستان از تحرکات خطرناک و بی فایده را مورد انتقاد قرار دادم و از بزرگنمایی جدایی طلبان به دست فعالان حقوق بشر انتقاد کردم . در فاصله کوتاهی سیل دشنامها و توهینها به ایمیل و فیس بوک و و بلاگ و … سرازیر شد که محترمانه ترین آنها فاشیست و نژاد پرست بود . البته دوستانی هم بودند که محترمانه نقد کردند و با اسم و مشخصات واقعی خود نوشته من را زیر سوال بردند . این ماجرا در درجه اول ثابت کرد که این گروهها همانگونه که پیش بینی می شد بسیار پر سر و صدا اما توخالی و بی طرفدار هستند . من خود در بسیاری از مناطقی که این آقایان مدعی هستند در صورت رفراندوم از ایران جدا می شوند ، حضور داشته و در رفت آمد بوده ام . به جرات می توانم بگویم که اصولا این سخنان باعث مضحکه کسی می شود که آن را بر زبان می راند . مردم به زندگی روزمره خود مشغولند و البته از تبعیض های مذهبی و اقتصادی ناراحتند . این هم مشکلی نیست که کسی از آن خبر نداشته باشد و البته توری نیست که وطن فروشان بتوانند با آن ماهی صید کنند . بارها گفته و نوشته شده است که اگر مردم سیستان و بلوچستان وضعیتی بهتر داشتند و حکومت سرو سامانی به اقتصاد آنجا می داد ، لازم نبود برای مقابله با شبح القاعده یعنی جندالله به آنجا نیرو اعزام کرد . جنایتکارانی که با افتخار تمام دست به تقلید حرکاتی می زنند که منفورترین گروههای مخالف ایران آن حرکات را انجام داده اند ، همواره دم از حقوق بشر می زنند و در بسیاری از موارد موفق شده اند نظر آنها را به خود جلب کرده و لطف رسانه ای آنها را شامل حال خود کنند . به همین خاطر است که عزیزان فعال در این عرصه باید حساسیت های سیاسی و بین المللی و منطقه ای را در موضع گیری های خود لحاظ کنند . این توقع وجود ندارد که خشونت علیه جدایی طلبان را محکوم نکنند ، اما همانند حکومتی که کودکان را به جبهه جنگ اعزام می کند و حرکتی خلاف معاهدات بین المللی انجام می دهد ، شایسته است تا بانیان خشونت و آغاز گران آن نیز محکوم شوند . نمی دانم چند بار اتفاق افتاده است که گروههایی با داعیه دفاع از حقوق اقوام ، جنایات تروریستهای جدایی طلب در کشتن افراد بیگناه از جمله زن و کودک و سرباز وظیفه و مامور راهنمایی و رانندگی و .. .را محکوم کنند ؟ غالبا توجیه این است که خشونت جمهوری اسلامی باعث ایجاد واکنش های از این دست می شود . بعضی ها نیز با تحلیل هایی چون ضعف دستگاه امنیتی و اطلاعاتی نظام ، خوشحالی خود را در پس چنین پرده ای پنهان می کنند .

نکته دیگر اینکه تصور ایجاد کشورهای جدید در منطقه ای که انباشته از باروت بنیادگرایی و جنگ فرقه ای و مذهبی و قومی و … است و از نظر اقتصادی نیز به شدت عقب مانده و توسعه نیافته است ، تصوری هولناک است . چرا که این کشورهای جدید در راستای ایجاد تثبیت سیاسی دچار کشمکش ها و منازعات خونین داخلی شده و کشتارها و تصویه های قومی و مذهبی گسترده ای در آنها به وقوع می پیوندد . این دورنمای وحشتناک باید مایه نگرانی فعالان واقعی حقوق بشر باشد و از متهم کردن طرفداران یک پارچگی ایران به نقض حقوق بشر دست بردارند . در کشوری که مردم آن هزاران سال است در کنار یک دیگر زندگی می کنند ، عده ای فریاد بر می آورند که ای مردم دنیا چه نشسته اید که در این هفته چند خانواده از تهران به اهواز مهاجرت کرده اند و این نقشه ای شوم است که برای به هم زدن ترکیب جمعیتی این شهر کشیده شده است . حال شما قضاوت کنید که نژاد پرست و مخالف حقوق بشر کیست ؟  ما به حقوق بشر و حقوق اقوام بیشتر از کسانی اعتقاد داریم که حاشیه نشیتان محروم را با شکم گرسنه آلت دست افکاری قرار می دهند که خود با شکم سیری می نشینند و تولید می کنند . اینها اگر بخشی از کشور را هم جدا کنند و کشور جدیدی تشکیل دهند ، همان کشور جدید را به جهنمی برای ساکنانش تبدیل می کنند . و تازه از کجا معلوم که سلسله تجزیه طلبی در کشور جدید هم ادامه پیدا نکند ؟ اینکه ما می گوییم هزاران سال است اقوام در کنار هم زندگی کرده اند و عده ای دیگر می گویند که کشور ایران سی سال است تشکیل شده ، چه ربطی به عدم اعتقاد ما به حقوق بشر یا فاشیست بودن ما دارد؟ اگر این آقایان به حقوق بشر اعتقاد دارند بهتر است روی سنتهایی قبیله ای و قرون وسطایی کار کنند و آنها را در جامعه خود تعدیل کنند تا زنان آنها در وضعیتی انسانی تر زندگی کنند . این وظیفه ای است که همه ما داریم .  اینکه پشت کامپیوتر بنشینیم و آروغ های روشنفکری را تحویل مردم بیچاره و فقیر خود دهیم ، و آنها را به تشکیل کشوری موهوم ترغیب کنیم حقوق بشر نیست . اگر منصفانه قضاوت کنیم ، سریالهای آبکی صدا و سیمای جمهوری اسلامی که در آن روابط اجتماعی زنان و تحصیل و کار آنها به تصویر کشیده می شود ، صدها بار بیش از فعالیتهای حقوق بشری کسانی موثر است که حتی از تاثیری اندک بر خانواده خود نیز عاجزند و با ادعاهای بزرگ در صدد ایجاد جهانی جدید هستند . در زمان اصلاحات و در دوره ای که عبدالله جاسبی رقیب انتخاباتی خاتمی شده بود ، در جمعی از دوستان صحبتها بر علیه جاسبی جاری بود . یکی از دوستان در دفاع از وی سخن گفت و نقش او و دانشگاه آزادش را در تحول جامعه به مراتب بیش از کسانی دانست که بر منبرهای روشنفکری ، مردم را به دموکراسی و آزادی دعوت می کنند بدون آنکه راهی برای نفوذ و تعمیق این دیدگاهها در لایه های پایین جامعه ترسیم کنند . وی  تحصیل هزاران جوان دختر و پسر در این دانشگاه را عاملی برای نفوذ افکار جدید در بدنه اجتماع می دانست و اینکه محافل سیاسی تنها حلقه های بسته ای هستند که عده ای خاص را به خود جذب می کند .

Advertisements
دسته‌ها:دسته‌بندی نشده
  1. بلال مرادویسی
    24 آوریل 2011 در 01:33

    ممنون بابت مطلبت نجات عزیز. شما در این مطلب تا حد زیادی نقدی که من به مطلب قبلیتان را داشتم، رفع کرده اید. حق بدهید که در مطلب قبلی شما حق حیات را به عنوان نخستین و بدیهی ترین حق بشر در گرو و اما و اگر قرار دادید. نقد بنده نیز به این قسمت بر می گردد و اکنون با شما موافقم که بایستی ضمن محکوم نمودن خشونت «در حد مرگ» حکومت آن هم بدون برگزاری دادگاهی عادلانه و شفاف شدن زوایای پنهان قضیه ، جریانات و تفکراتی که بر پایه احساس و نوعی پدرسالاری قومی، اقدام به تحریک مردم نموده و سینه شان را مقابل گلوله قرار می دهند نیز بایستی نقد و محکوم گردند.
    اما نقدی که به این مطلبتان دارم مربوط به آن بخشی است که تبعیض اقلیتهای قومی را تنها مذهبی و اقتصادی می دانید. به شخصه چنین فکر نمی کنم. اگرچه معتقدم درصد بیشتر تبعیض جنس مذهبی دارد اما شاهد هستیم آن دسته از اقلیتهای هم مذهب و هم کیش حاکمیت نیز اگر در جهت ترویج زبان و فرهنگ و هویت خود برآیند مورد تبعیض قرار می گیرند. نمونه اخیرش دوست مشترکمان که شیعه است و اما به دلیل همکاری با مجموعه حقوق بشری کرد به 4 سال زندان محکوم شد.
    پوزش بابت اطاله کلام و مجددا سپاس بابت قلمت.

  2. اوختای بابایی
    26 آوریل 2011 در 12:49

    از طرفی بسیار متاسفم که هنوز نژادپرستی در کشور ایران ریشه کن نشده است و از طرف دیگر به عنوان یک ترک آذربایجانی خوشحالم که صداقت را رعایت کرده و مکنونات قلبی روشنفکران فارس را بی پرده بر قلم رانده اید آنهم در سایتی که به اصطلاح ادعای آزادیخواهی و روشنفکری برای ایران بعد از این رژیم تمامیت طلب و راسیست دارد.مقاله ذیل یکی از مقالاتی است که درباره شاهکار شما نوشته شده است که لازم دیدم که خدمتتان ارسال نمایم :
    ‎»حقوق بشر یا تمامیت ارضی؟» عنوان مقاله ای است که چند روز پیش در سایت روز آنلاین و به قلم آقای نجات بهرامی خواندم. این نوشته کوتاه شرم آور را می توان مثال زنده ای از ادعای دروغین به اصطلاح روشنفکران ایرانی از دموکراسی و حقوق بشر و از سویی گستردگی و همه گیر بودن نژاد پرستی در میان آنها دانست.

    این نوشته نفرت انگیز که نه در محکومیت بلکه در دفاع از نقض حقوق بشر به تحریر درآمده بود انعکاسی است از واقعیت فاجعه بار جامعه به اصطلاح روشنفکر ایرانی! واقعیتی که نمایندگان و فعالان مدنی غیرفارس همواره از آن بعنوان نقطه مشترک جمهوری اسلامی و اپوزیسیون یاد می کنند. این نقطه مشترک نگاه و موضع یکسانی است که آنها به مسائل ائتنیکی و حقوق بشری غیرفارس ها در ایران دارند.

    هر دو آنها واژه «تجزیه طلب» را بعنوان چماقی برای سرکوب حقوق اولیه انسانها و ائتنیک های غیرفارس بکار می برند. آنها کماکان بر تداوم سیاست های نژاد پرستی موجود در جامعه ایرانی تاکید کرده و با سرکوب، بایکوت و سانسور سعی در عمر دادن به این سیستم چندش آور و تاریخ گذشته هستند.

    سایت اینترنتی روز آنلاین که با حمایت های مالی سازمانهای خارجی و برای به اصطلاح اشاعه دموکراسی و حقوق بشر در ایران فعالیت می کند در مقاله ای که درج کرده همچون جمهوری اسلامی معترضین و شهروندان عرب اهواز را عوامل خارجی دانسته و این چنین می نویسد: » این گروهها اما به جای همراه شدن با مردم به دامن دشمنان ایران پناه برده و تلاش برای جدا کردن قسمتی از ایران و تحویل آن به کشورهای همسایه را مبارزه نامیده اند. مسلم است که اگر کسی و یا گروهی خود را صراحتا ایرانی نمی داند، آزاد است که این کشور را ترک کند و به جایی برود که آن را وطن خود می داند. اما پذیرفته نیست که بگوید شهر محل سکونتم را هم با خودم به آن کشور تحویل می دهم.»

    آیا با چنین برخوردها و نگاه هایی مدعیان دموکراسی و حقوق بشر می خواهند فرهنگ و اخلاق دموکراسی و جامعه ای پاسخگو را اشاعه دهند؟ آنچه که روشن است نویسنده راه غیردموکراتیک جمهوری اسلامی را توصیه کرده و به جای پاسخگویی به مردم معترض آنها را «عوامل خارجی» نامیده و با چشم پوشی به ستم و تبعیض های اعمال شده گزینه ای جز قبول تبعیض و ستم و یا ترک وطن را برای آنها قائل نشده است.

    آقای بهرامی و روز آنلاین که مدعی دموکراسی و حقوق بشر هستند با این مقاله خود بی پروا به اصطلاح مدعیان حقوق بشر ایرانی را به سیاسی کاری و به زبانی ساده تبعیض و ارجحیت در برخورد با موارد نقض حقوق بشر فرا می خوانند. در این خصوص نویسنده مقاله می نویسد: «. در راس این افراد باید از خانم شیرین عبادی نام برد که به شکلی عجولانه و بدون در نظر گرفتن جوانب این مسئله، با انتشار نامه خود باعث مطرح شدن این گروه در سطحی بسیار وسیعتر از موجودیت آنها شد.»

    او در آخر می نویسد: » بر فعالان حقوق بشر لازم است که نگرش انتزاعی و آرمانگرایانه و بدون مصداق خود را اصلاح کرده و اندکی سیاست ورزانه و عمیق به مسائل نگاه کنند.»

    اگر ما در این دو سال گذشته شاهد عدم همراهی ائتنیک های غیرفارس و بخصوص آذربایجان با جنبش سبز بوده ایم دلیل اش این مواضع یکسان نژاد پرستانه ای بوده است که به اصطلاح دموکرات های ایرانی و جمهوری اسلامی در خصوص مسئله ملی با هم دارند.

    http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/archive/2011/april/20/article/-2d497105ab.html

  3. Aboobakr kordestani
    26 آوریل 2011 در 21:35

    ?we want ito become ndependent.will you kill us because of that

  4. کارنامه ( محمدعلی نصرتی ) دژخیمی که آدم کشتن برایش از کشتن مگس آسانتر است!
  1. 11 مه 2011 در 12:05
  2. 1 ژوئیه 2013 در 11:18

نظر شما برای ما بسیار مهم است

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: