خانه > مقالات > وداع با دیکتاتور؛ نگاهی به دلایل انقلاب مصر

وداع با دیکتاتور؛ نگاهی به دلایل انقلاب مصر

یوحنا نجدی – نجات بهرامی

اشاره: در این نوشتار به بررسی دلایل بروز نارضایتی هایی می پردازیم که منجر به اعتراضات خیابانی و در نهایت سقوط دولت حسنی مبارک در مصر شد و در این زمینه دلایل اقتصادی، سیاسی و اجتماعی را واکاوی کرده و به نقش تکنولوژی های نوین ارتباطی هم نگاهی انداخته ایم. فشار غرب و آمریکا بر دولت های عربی برای ایجاد اصلاحات و نقش اسلام سیاسی در این حوادث از دیگر مباحث این نوشتار است. در پایان نیز نگاهی داشته ایم به تفاوت ها و شباهت هایی که جنبش اعتراضی ایران با مصر دارد.

مردم خاورمیانه و دیگر نقاط جهان در روزها و ماه های اخیر شاهد اعتراضات و تجمعات بسیاری در کشورهای عربی منطقه بوده اند. این اتفاقات در دنیای عرب تقریبا بی نظیر بوده است. برای اولین بار در تاریخ این کشورها شاهد سقوط حکومت ها از طریقی غیر از کودتای نظامی و یا دخالت نظامی خارجی ها هستیم. این حوادث با اعتراضات مردم تونس بر ضد حکومت بن علی آغاز شد و بعد از سرنگونی وی، همانند شعله های آتش به کشور مصر سرایت کرد. جایگاه مهم و تاریخی مصر به عنوان تعیین کننده ترین کشور و حکومت عربی در معادلات جهانی و منطقه ای باعث شد تا حوادث این کشور بیش از تونس و دیگر کشورهای عربی در معرض دید جهانیان قرار گیرد. مصر پرجمعیت ترین کشور عربی و نیز مهد یکی از کهن ترین تمدن های بشری است. از نظر مذهبی هم دانشگاه الازهر و نقش آن در کنش و واکنش های مذهبی، بر اهمیت مصر افزوده است و نیز این کشور را مرکز روشنفکری جهان عرب می دانند.

در تحلیل چرایی حوادث اخیر مصر مجموعه ای از عوامل مختلف خودنمایی می کند و در این میان معضلات اقتصادی چون بیکاری و تورم از بارزترین آنهاست. اگرچه بسیاری از مفسران و تحلیلگران این عوامل را علت اصلی بروز ناآرامی ها در مصر می دانند، اما واقعیت این است که در این مورد نباید از دو نکته غافل شد. نخست اینکه این عوامل به اندازه ای حاد نبوده است که به تنهایی باعث ایجاد شورش و اعتراض در مصر شود. در واقع این کشور سال های زیادی از دوران حسنی مبارک را در شرایط اقتصادی باثبات و تقریبا یکسانی گذرانده و بحران اقتصادی مشخص و ناگهانی را تجربه نکرده است. نکته دوم آنکه مشکلات اقتصادی مصر در زمینه بیکاری و تورم در کشورهای دیگر نیز وجود دارد و حتی بسیاری از کشورها در این زمینه وضعیت وخیم تری داشته و یا روزگاری تجربه کرده اند، در حالی که جنبش انقلابی مشخصی در آنها شکل نگرفته است.

به نظر می رسد که این مشکلات اگرچه در نقش کاتالیزور عمل کرده و فرایند ناامیدی از حکومت فعلی را شتاب بخشیده اند، اما دلایل مهمتری برای روشن شدن آتش انقلاب در مصر وجود دارد که به اختصار به آنها اشاره می کنیم.

الف: عوامل اقتصادی

همانگونه که در بالا اشاره شد، عامل اقتصادی نمی تواند به تنهایی دلیل اعتراضات اخیر مصر و در نهایت سقوط حکومت مبارک باشد. آمارها نشان از آن دارد که حکومت مصر در مدیریت اقتصادی کارنامه چندان بدی نداشته و تولید ناخالص داخلی آنها از رشد قابل قبولی برخوردار بوده است. (نمودار شماره 1). هرچند سایه تورم نیز بر سر اقتصاد مصر بوده است، اما برجسته شدن عامل اقتصادی نارضایتی ها در مصر عمدتا ناشی از ساختار سیاسی حکومت بوده است که در مسائلی چون دولتی بودن اقتصاد و عدم میدان دادن به بخش خصوصی خودنمایی می کند. به عبارت دیگر، سویه های غیردموکراتیک حکومت مصر، موفقیت های نسبی این دولت در عرصه اقتصاد را نیز خنثی کرده و دولت حداکثری و ناکارآمد این کشور با از بین بردن امکان رقابت اقتصادی، زمینه معضلاتی چون بیکاری و تورم و در نتیجه نارضایتی را فراهم آورده است.

با نگاهي به آمارهاي اقتصادي موجود، چنين مي توان استدلال كرد كه شرايط اقتصادي مصر طي سال هاي اخير تغيير شگرفي تجربه نكرده و همواره از شيب يكساني برخوردار بوده است و عليرغم مسائلي همچون بحران شديد كمبود مواد غذايي در سال 2008 كه حتي به اعتصاب هاي گسترده نيز منجر شد اما به طور كلي، تغيير در درآمدهاي اين كشور، به دگرگوني هاي محسوسي در وضعيت اقتصادي و معيشتي نينجاميده است.

مسئولان اقتصادي دولت حسني مبارك، اميدوار بودند كه رشد اقتصادي اين كشور در سال 2011 به 5/5 يا حتي 6 درصد افزايش يابد؛ آنچنانكه رشيد محمد رشيد در اجلاس اقتصادي داوس سال 2010 اظهار اميدواري كرد كه عليرغم بحران اقتصاد جهاني اما مصر مي تواند به رشد اقتصادي 6 درصد نيز دست يابد.

صنعت توريسم و كانال سوئز مهمترين منابع درآمد مصر هستند به گونه اي كه درآمدهاي حاصل از كانال سوئز در اواخر سال 2009 به حدود 7/389 ميليون دلار امريكا بالغ شد كه نسبت به شش ماه نخست همين سال، 6/6 درصد رشد داشته است.

آمارهاي واقعي از تولید ناخالص داخلی (GDP) حكايت از رشد 1/7 درصدي اقتصاد مصر در سال 2006 دارد اين در حاليست كه تولید ناخالص داخلی مصر در سال 2003 تقريبا 2.3 و سال 2004 نيز 1/4 بوده است.

شکل1- نمودار تولید ناخالص داخلی

Source: IMF World Economic Outlook 2007

اقتصاد مصر، از سال 2003 و به غير سال 2006، روند رو به رشدي از تورم را شاهد بوده است به گونه اي كه سرعت افزايش تورم مصر را از سال 2003 تا 2007، چيزي حدود 18 درصد برآورد كرده اند كه يكي از عمده دلايل اين وضعيت را بايد در تزريق بي پشتوانه پول به ساختار اقتصاد مصر دانست.

شکل2- نمودار تورم از سال 2003 تا 2007

Source: USAID Report, Egypt Economic Performance Assessment, April 2008, Page 18

مصریان در سال 2009 تورم 12 درصدی و در سال 2010 نیز تورم 13 درصدی را تجربه کرده اند و مشکل تورم را باید در کنار بیکاری جوانان، یکی از بنیادی ترین معضلات اقتصادی جامعه مصر دانست.

غير از رشد تورم، دولت حسني مبارك طي سال هاي اخير به واردات گسترده اي دست زده است و طبق برخي گزارش هاي بي طرفانه، از سال 2004 به اين سو، حجم واردات مصر سالانه 7/24 درصد افزايش يافته اما حجم صادرات مصر، تنها چيزي حدود 18 درصد رشد پيدا كرده است.

اما بدون شک، یکی از بنیادی ترین معضلات جامعه مصر، بیکاری گسترده جوانان این کشور است. به تعبیر برخی تحلیلگران خاورمیانه، این مشکل عملا آتش جنبش اعتراضی مردم مصر را علیه حسنی مبارک شعله ور کرد. دولت حسنی مبارک، اگرچه با ایجاد تقریبا دو میلیون فرصت شغلی طی سال های 2004 تا 2007 گام های مهمی برای رفع این مشکل برداشت اما همواره با نرخ بیکاری 10تا 12 درصد مواجه بوده است که این نرخ در مناطق روستانشین، به طور محسوسی افزایش می یابد.

از سوي ديگر، صنعت كشاورزي اين كشور با فرسودگي محسوسي روبروست و گزارش هاي بي طرفانه بر ضرورت جذب نيروي انساني تحصيلكرده و بازسازي ساختار كشاورزي فرسوده مصر تاكيد كرده اند.

يكي از جنبه هاي مهم اقتصاد مصر، ساخت و ساز در اين كشور است. صنعت سيمان در اين كشور، طي سال 2009 حدودا 25 درصد و به گزارش رويترز، طي چهار ماهه منتهي به ماه جولاي 2010، تقريبا 13 درصد نسبت به چهارماه قبلي رشد داشته و مردم اين كشور طي سال هاي اخير تمايل معناداري براي فعاليت در اين عرصه نشان داده اند.

با اين وجود، دولت هاي پهن و شلخته اين كشور باستاني در طول يكصد سال اخير، عملا از نوعي ناكارآمدي در تمامي زمينه ها برخوردار بوده اند. ساختار اقتصاد دولتي مصر، اساسا اجازه بالندگي بخش خصوصي را از ميان برده است كه در اين زمينه مي توان به رتبه 126 اين كشور در ميان 178 كشور بررسي شده در سال 2007 از لحاظ امكان رقابت اقتصادي اشاره كرد.

چه دولت سوساليستي-ناسيوناليستي جمال عبدالناصر، چه سرمايه داري ناتمام عصر انور سادات و چه ساختار پارادكسيكال و ديكتاتوري دوران حسني مبارك، همگي از ناكارآمدي ناشي از فقدان ساز و كارهاي دموكراتيك، شامل اقتصاد بازار آزاد و دولت كوچك در رنج بودند. به گونه اي كه آمارهاي توسعه انساني در مصر طي 15 سال اخير پيشرفت قابل ملاحظه اي را نشان نمي دهد.

شکل3- نمودار توسعه انسانی

Source: Egypt Human Development Report 2010, Page 21

ب – قدرت گرفتن ایدئولوژی اسلام سیاسی

منطقه خاورمیانه همواره بستر گرایشات مذهبی و ایدئولوژی های برآمده از مذهب سیاسی بوده است. این گرایش ها از دوران افول استعمار آغاز شد و در کنار ملی گرایی تبدیل به اهرمی برای ابراز هویت و در خواست استقلال در کشورهای مسلمان شد. این گرایش از زمان تاسیس حکومت یهودی در کنار سرزمین های اسلامی، تبدیل به یک ایدئولوژی سیاسی  تندرو و مدعی مبارزه با غرب شده و احزاب و گروه های سیاسی زیادی در کشورهای منطقه بر اساس آن شکل گرفته است. فقدان توسعه اجتماعی و اقتصادی در کشورهای خاورمیانه و وجود فقر و حاشیه نشینی در این کشورها، به رشد این گرایش کمک کرده و سیاهی لشگر مورد نیاز آن را تامین کرده است. کشور مصر نیز به دلیل جایگاه ویژه خود در منطقه، از این لحاظ منحصر به فرد است. نمونه این جریان ها در مصر را می توان اخوان المسلمین دانست. نهضت اخوان المسلمین که در سال 1928 در مصر و توسط حسن البنا تاسیس شد، محصول یکی از پیچیده ترین مراحل تاریخ معاصر مصر بود. این جریان در واکنش به گرایش های سکولاریستی روزافزون که محیط های دانشگاهی را فرا گرفته بود به وجود آمد و تا زمان فعلی هم به حیات خود ادامه داده است. مذاکرات صلح خاورمیانه و نقش کلیدی و تاریخی حکومت مصر در ایجاد این گفتگوها بین اسراییل و فلسطین باعث ایجاد پتانسیلی بزرگ برای مخالفت با حکومت در مصر شده است. بافت به شدت مذهبی این کشور و نیز روستانشین بودن بیشتر جمعیت مصر، این امکان را به گروه های چون اخوان المسلمین می دهد تا با استفاده از روش های سنتی و مدرن به یارگیری پرداخته و بذر نارضایتی ار حکومت را در جامعه بپاشند. (نمودار شماره 4). این مسئله آنقدر جدی و قابل اعتنا است که بسیاری از تحلیلگران در نگاه به وقایع مصر، آن را پیروزی اخوان المسلمین و اتفاقی همچون انقلاب اسلامی ایران در سال 57 می دانستند. در هر حال گرچه، ثبات و طولانی شدن ديكتاتوري در مصر عملا از تنش و فراز و نشيب در سياست خارجي قاهره به ویژه در تنظيم مناسبات اين كشور با اسراييل جلوگیری کرد، اما ساختارهاي سياسي، اقتصادي و اجتماعي مصر را از درون تهي كرد.

نكته معنادار ديگر اينكه،  57 درصد از جمعيت مصر، روستانشين هستند و اگر بپذيريم كه شهرنشيني و طبقه متوسط شهري، يكي از عوامل تاثيرگذار براي گذار به دموكراسي يا تثبيت ساز و كارهاي دموكراتيك است، احتمال انحراف جنبش اجتماعي ملت مصر از مسير دموكراتيك افزايش مي يابد.

شکل4- نمودار درصد شهرنشینی و روستانشینی

Source: World Development Indicators

ج – توسعه اينترنت و فناوري

در ماه مارس 2010، وزير امور ارتباطات، اطلاعات و فناوري دولت حسني مبارك از استراتژي خلاقانه اين دولت براي توسعه ارتباطات و فناوري در اين كشور خبر داد كه از آن جمله مي توان به قرارداد بانك الكساندرا با بخش IFC   در «بانك جهاني» به منظور توسعه فناوري و استفاده از اينترنت در تجارت مصر اشاره كرد.

بر اساس گزارش فناوري اطلاعات در سال 2008،  كاربران اينترنت در مصر تقريبا 5/12 ميليون نفر برآورد شده اند كه تاثير شگرف اين پديده اجتماعي و ايجاد شبكه ارتباطي و اطلاع رساني را در دوران جنبش اعتراضي مردم مصر آشكارا شاهديم. توسعه اینترنت در این کشور به جوانان بیکار و ناامید مصر این امکان را داد تا ضمن ارتباط با گروه ها و اشخاص مخالف، دست به تاسیس شبکه اجتماعی وسیعی بزنند؛ شبکه ای که  نطفه اعتراضات اخیر و در نتیجه سقوط حسنی مبارک را منعقد کرد.

شکل5- نمودار تعداد جمعیت استفاده کننده از اینترنت بر حسب میلیون در سالهای 2000 تا 2008

Source: The Global Information Technology Report 2008-2009

د – مشكلات اجتماعي

مشكلات و ناهنجاري هاي اجتماعي و به تعبيري شكاف هاي فزاينده جامعه مصر از مدت ها پيش براي تحليلگران و كارشنان آشکار شده بود به گونه ای که

افزايش سن ازدواج به40 عمدتا ناشي از بحران بيكاري و عدم اشتغال زنان (حتي زنان تحصيلكرده)، عملا جامعه جوان مصر را با ناهنجاري هاي قابل ملاحظه اي مواجه كرده است.

بنابراين، اگرچه برخي از رژيم هاي اقتدارگرا در طول تاريخ سعي كردند تا فقدان ساز و كارهاي دموكراتيك را با رسيدگي به رفاه و معيشت مردم جبران كنند اما حسني مبارك، در اين عرصه نيز ناتوان نشان داد تا تمامي شرايط براي شكل گيري جنبش اعتراضي مردم فراهم شود.

اين مسئله عليرغم فعاليت نهاد ديرپايي همچون «دانشگاه الازهر» به عنوان بزرگترين حوزه علميه اهل سنت كه هزاران دانشجوي پيرو مذاهب مالكي، شافعي و حنفي را در خود جاي داده و همچنين آموزه هاي ديني- اخلاقي حاكم بر اين جامعه، از اهميت فوق العاده اي برخوردار مي شود.

تحقيق تكان دهنده اي كه در سال 2010 با موضوع «مهمترين دغدغه هاي جوانان مصري چيست» صورت گرفت، نشان مي دهد كه شرايط اجتماعي اين كشور، با پرتگاه هاي خطرناك و هشداردهنده اي مواجه است كه دولت حسني مبارك توجهي به آنها نكرد.

شکل6- نمودار مهمترین نگرانی جوانان پسر مصری بر حسب درصد

Source: Egypt Human Development Report 2010, Page 107

جامعه مصر، به گونه انكارناپذيري ديني و تحت تاثير باورهاي مذهبي است به گونه اي كه طي يك تحقيق، 8/70 درصد از كساني كه با پرسش «تحقق آرزوهاي شما به چه عاملي بستگي دارد؟»، به «خواست و اراده خداوند» اشاره كردند و در مقابل، 37 درصد نيز به اراده و توانايي هاي خودشان تاكيد داشتند. نكته قابل توجه اينكه، تنها 5/1 درصد به نقش دولت و نظام سياسي حاكم در تحقق روياهايشان اشاره كردند.

شکل7- نمودار عوامل موثر در تحقق آرزوها بر حسب درصد

Source: Egypt Human Development Report 2010, Page 108

ه – اراده غرب و وجود اپوزیسیون منسجم و نیرومند

مخالفین حکومت مصر را می توان در چند گروه معدود طبقه بندی کرد که شامل اسلام گرایان، ملی گراها و ناصریست ها و روشنفکران سیاسی هستند. این گروه ها علاوه بر تصویر دموکراتیکی که از خود به نمایش گذاشته اند، به جهانیان و قدرت های فرامنطقه قبولانده اند که آلترناتیو خوبی برای حکومت پوسیده حسنی مبارک هستند. در کنار این عامل باید به نقش آمریکا و غرب اشاره کرد که رویکرد سنتی خود به حکومت های غیردموکراتیک در جهان عرب را بعد از یازده سپتامبر با گونه ای فشار برای اصلاحات و فضای باز سیاسی جابجا کرد.

حکومت های منطقه در همان حال که با آمریکا و اسراییل بر سر فلسطین مذاکره می کردند و امتیازهای قابل توجهی را به طرف مقابل اعطا می کردند، در همان حال نیروی اعتراضی ملت های خود را به سمت غرب و اسراییل کانالیزه کرده و با این کار حکومت های خود را از گزند مخالفت های داخلی مصون نگاه می داشتند. این سیاست باعث ایجاد مراکز و مدارس دینی فراوانی شد که در آنها نفرت از غرب و جهاد با آنها ارزشی معنوی به حساب آمده و شاگردان این مدارس کشته شدن در این راه را با اشتیاق فراوان می پذیرفتند. حادثه یازدهم سپتامبر و حوادثی نظیر آن چون انفجار سفارت خانه های آمریکا در آفریقا نشان داد که این فرایند به مرحله خطرناکی رسیده و ادامه آن خطر بزرگی برای ثبات و امنیت جهانی است. در بسیاری از موارد خاندان پادشاهی در منطقه و شیوخ عرب در قالب وجوهات شرعی کمک های فراوانی به این مراکز دینی کرده بودند.

فشار به حکومت های عرب در جهت گشودن فضای سیاسی و اجتماعی از سوی آمریکا این خاصیت را دارد که بخش بزرگی از نارضایتی و نفرت از غرب را به شکل اعتراضات مدنی و سیاسی در داخل کشور تخلیه می کند. از سوی دیگر به قدرت رسیدن تندروهای اسلامی این مزیت را دارد که آنها را با شیوه های مدیریت جامعه درگیر می کند و چشمشان را بر بسیاری از واقعیت ها باز می کند و در گذر زمان آنها را به گروه ها و احزاب سیاسی معمولی با دیدگاه های ملایم تبدیل می کند و این بهتریت راه مهار بنیادگرایی است. اگر می بینیم که مردم مصر بدون واهمه از ارتش قدرتمند آن کشور از تانک ها بالا می روند و بر آن شعار می نویسند، نباید این صحنه ها را تنها حاصل شجاعت و شهامت افراد معترض مصری دانست. دستی قوی تر در کار است که خواهان تغییرات جدی و تاریخی در مصر و کشورهای عربی است.

نگاهی به ایران

اگرچه درباره شباهت ها و تفاوت های این دو کشور نوشته های زیادی منتشر شده است، اما در پایان این نوشتار هم نگاهی به این تفاوت ها و شباهت ها می اندازیم. دسترسی به تکنولوژی ارتباطی چون اینترنت و ماهواره در ایران هم مانند مصر رشد قابل توجی داشته و آگاهی سیاسی و اجتماعی و شکستن دیوار آهنینی که مانع اطلاع از دنیای خارج بوده است، باعث ایجاد پتانسیل قدرتمندی در مخالفت با حاکمیت فعلی، آنهم در میان جوانان و طبقه متوسط شهری شده است.

برخلاف مصر و کشورهای عربی، جنبش اعتراضی ملت ایران، اسلام سیاسی و پیامدهای گریزناپذیر آن را طی سه دهه اخیر در قالب جمهوری اسلامی تجربه کرده و دیگر در آرزوی آن نیست. ایران مانند دونده ای است که از این منظر، دیگر دوندگان منطقه ای را با فاصله زیادی پشت سر گذاشته است. از نظر فشار خارجی برای ایجاد تغییر نیز ایران با مصر متفاوت است. تجربه مصر آشکارا نشان داد که وجود یک اپوزیسیون قدرتمند و چهره های مقبول در میان همه گروه های اپوزیسیون، به همراه طراحی یک هدف مشخص (همچون سقوط حسنی مبارک) چگونه می تواند بنیان ناکارآمد دیکتاتوری ها را فروریزد.

جمهوری اسلامی به عنوان بزرگترین حکومت بنیادگرای اسلامی در ابتدای قرن بیست و یکم، اکنون دچار مشکلات عدیده ای در زمینه اقتصادی واجتماعی است و عمیقا از بحران مشروعیت داخلی رنج می برد. در چنین شرایطی است که غرب نیازی به صرف هزینه و ایجاد فشار برای تغییر چنین حکومتی نمی بییند به گونه ای که در جریان اعتراضات بعد از انتخابات ایران، اگر چه دامنه اعتراض و جمعیت معترض بسیار فراتر از آن چیزی بود که در این روزها در جهان عرب می بینیم، اما دولت آمریکا حتی از محکوم کردن سرکوب اعتراضات هم تا مدتی طولانی خودداری کرد.

منابع:

1. USAID Report from the American people, Egypt Economic Performance Assessment, April 2008

2. Egypt Human Development Report 2010

3. The Global Information Technology Report 2008-2009

4. Economic problems of poultry production in Egypt, Ibrahim Soliman, Department og agricultural Economics, Zagazig University, Zagazig

5. Egypt Information Technology Report Q3 2010, Dublin, Overall Spending on Software Remains Rather Low

Advertisements
دسته‌ها:مقالات
  1. گلی
    14 آوریل 2011 در 21:55

    سپاس از شما . یادداشت مفیدی بود . خیلی استفاده کردم. ممنون

  2. sabah
    18 مه 2011 در 15:04

    بررسی بسیار مو شکافانه و جالبی بود
    سپاسگزارم

  3. 1 سپتامبر 2011 در 07:06

    برای اولین بار در تاریخ این کشورها شاهد سقوط حکومت ها از طریقی غیر از کودتای نظامی و یا دخالت نظامی خارجی ها هستیم.
    این قسمت از مقدمه شما برام جالب بود مخصوصا الان که زمان گذشته ولیبی هم به جمع اضافه شده

    مشکلات اجتماعی هم برام خیلی جالب بود هیچ نمی دونستم

    اما هنوز انقلاب به معنی زیر و رو شدن ساختارها در مصر ظاهرا اتفاق نیفتاده و بیشتر اتفاقات این طور بوده که مبارک از قدرت حذف شده است

  4. 1 سپتامبر 2011 در 14:38

    بله انقلاب به معنی کلاسیک چپ آن در دوران فعلی چندان مطرح نیست و اصولا انقلابیون در همه کشورها به دنبال آن مدلها نمی گردند . اکنون انقلابیون بیش از هر کسی متوجه این نکته هستند که حفظ ساختارهایی که با گذشت زمان به دست آمده ، مهم است و نباید همه چیز را دگرگون کرد چرا که خطرناک است . به نظر من این یکی از دستاوردهای تفکر لیبرال است که مشخصا در اندیشه پوپر آمده است .

  5. 2 سپتامبر 2011 در 05:18

    ممنون . با اندیشه های پوپر اونقدر آشنا نیستم!

  1. 7 ژوئن 2011 در 18:01

نظر شما برای ما بسیار مهم است

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s