خانه > دسته‌بندی نشده > پست مدرنیسم در یک نگاه

پست مدرنیسم در یک نگاه

این مقاله در سال هشتاد و دو در روزنامه مردمسالاری منتشر شده است .

سالهاست که بحث های مربوط به پست مدرن در میان نخبگان فرهنگی و سیاسی ما رایج شده و کانون های مختلف فکری  هم آن را مورد توجه قرار داده اند. با توجه به اینکه جدال سنت و مدرنیته در ایران هنوز هم در جریان است، برخی ها اعتقاد دارند که پرداختن به مبحث» پس از مدرنیته» در جامعه ما هنوز ضروری نیست و ما ابتدا باید پروسه مدرنیته را به پایان برسانیم. به اعتقاد آنها» داستان پست مدرنیته داستان ما نیست.اکنون پاره ای کتابها و مقالات در داخل کشور ما به طبع می رسد که متضمن مضامین پست مدرن است و برخی از کسانی که با آراء فیلسوفان فرانسوی و آلمانی آشنایی یافته اند، تعلیمات آنها را در داخل کشور می پراکنند. اما همانگونه که پاره ای آگاهان هشدار داده اند ، بعید است که ما بدون رسوخ قدم در مدرنیته ، بتوانیم این مرحله را به درستی و استواری پشت سر بگذاریم و وارد دوران پست مدرن شویم.دست کم در ذهن نخبگان ما این عبور تاریخی باید صورت بگیرد. یعنی آشنایی عمیق با خرد مدرن و مدلولات آن وآنگاه پشت سر گذاشتن آن و قدم نهادن به دوران جدید. »  (1)

اما گروهی دیگر از اندیشمندان اعتقاد دارند که باید از مباحث جدید در حوزه مدرنیته استقبال کرد. چرا که بدون آگاهی از انتقاداتی که به مدرنیته شده است، نمی توانیم خوبی و یا بدی آن را مورد ارزیابی قرار دهیم. در واقع» کسانی که ما را از پژوهش و مطالعه مباحث پسامدرن ،اندیشیدن به آنها و بحث کردن در موردشان بر حذر می دارند، چنین استدلال می کنند که چون ما هنوز مدرن نشده ایم پس بهتر است به پسامدرن نیندیشیم و تمام هم و غم خود را صرف مدرن شدن هر چه سریعتر بکنیم. نکته اینجاست که چگونه می توانیم اطمینان حاصل کنیم که مدرن شدن و مدرنیسم و اموری نیک و ضروری هستند ، اگر به انتقادهایی که به آن وارد شده است جوابی نداده باشیم و یا از آنها بی خبر مانده باشیم؟ چگونه می توان به کسی گفت که هیچ به عوارض مدرن شدن نیاندیش چون باید مدرن شوی؟ آیا این استدلال عقلانی است که به کسی بگوییم فوکو و دلوز نخواند چون ممکن است با آنها موافق بشود و مدرن نشود؟ این استدلال ضد فرهنگی با اصل خردورزی انتقادی نا خواناست. » (2)

اما گذشته از نظرات موافق یا مخالف، این مباحث هم اکنون یکی از بحث های مطرح در حوزه اندیشه و نزد روشنفکران ، نویسندگان، مطبوعات و دانشجویان است.از آنجایی که تعریف واحد و جامعی از پست مدرنیسم وجود ندارد، می توان گفت پست مدرنیسم نظریات مختلفی است که در هنر، معماری،ادبیات ، فلسفه ، سیاست و … ابراز گردیده و نقطه مشترک همه آنها نقد مدرنیته و اصول و فراروایتهایی چون عقلانیت است که از پایه های اساسی دوران مدرن به شما می آید. البته نقد مدرنیته به معنای بازگشت به دوران پیشا مدرن نیست زیرا پست مدرنیسم دشمن نهادها و اصول ثابتی است که مبناهایی برای مشروعیت، مقبولیت و حقیقت را در خود جای داده اند. حال این اصول ثابت می تواند عقلانیت دوران روشنگری و یا مذهب و باورهای فرازمینی دوران کلاسیک باشد. پس می توان منطق پست مدرنیته را منطق نفی دانست که اصول عام و ثابت را نفی کرده و رای به نسبی گرایی در عرصه اندیشه و زندگی انسان می دهد.

لازم به ذکر است که نقد مدرنیته ابتداء  از جنبه های عینی و هنری چون معماری آغاز شد.همانگونه که می دانیم معماری دوران مدرن در رابطه ای تنگاتنگ با عقلانیت ابزاری ، تبدیل به نوعی معماری ساده و بی روح شد که بر خلاف سبک های پیشین به سمت ساده گرایی مفرط و کاستن از زوائد تزیینی و نمایشی در ساختمانها و افزودن بر کارایی و استفاده بیشتر حرکت کرد.» ایده مدرنیسم که خود دگرگونی ژرفی در معماری سنتی اروپایی-آمریکایی به وجود آورد، این بود: بنا را به ساده ترین عناصر تقلیل دهیم.موجودیت فضایی بنا را متمرکز بر هسته اصلی کنیم. با رسیدن به ساده ترین شکل ها یکدستی تمام اجزای بنا را بنیان نهیم. و از تزیینات و کاربرد حتی یک فرم زائد اجتناب نماییم. حکم اصلی که گاه به شکل های متفاوت بیان می شد این بود: زیبایی همان کارکرد است. بنیان این فونکسیونالیسم وافراط در سادگی ، شکلی از بیان خرد باوری مدرنیته است. {اما} چالز جکنز در آغاز دهه 1970 در طرح های معماری خود و نیز در کتاب » زبان پسامدرن در معماری» به این بنیان بخردانه شکل ساده انتقاد کرد و نوشت که در این مکعب مستطیل های شیشه ای مدرن که فرض می شود وحدت ارگانیک دارند، در واقع آنچه وجود ندارد، تفاوت و تمایز است. معماری پسامدرن بر اساس تنوع، دگرگونی و تفاوت ایجاد می شود و اساس آن جدایی شکل از کارکرد است.استفاده از تزیینات که در این نوع معماری رایج است، در معماری مدرن گناه نابخشودنی محسوب می شد. در معماری مدرن معمار کاری می کند سخت حرفه ایی ، دقیق و تکنیکی. اما در معماری پسامدرن معمار نمی تواند بدون ارتباط دائمی با مصرف کنندگانش کار کند.(3)

همانگونه که در معماری قائده های ایجاد شده مدرن زیر سوال رفت و مورد انتقاد قرار گرفت، در حوزه های دیگر هم دستاوردهای مدرنیته به چالش کشیده شد. از نظر پست مدرن ها، مدرنیته که ادعای شکستن قدرتهای مسلط بر انسان و ایجاد آزادی را دارد، به قول میشل فوکو دست به تاسیس نهادهایی زده است که یکسان سازی و وحدت را پیش می برند و در حوزه هایی چون دانش و قدرت عملا انسان را به ابژه خود تبدیل کرده اند. انسان که به ادعای مدرنیته تبدیل به سوژه جهان شد، در دوران مدرن توسط نهادهایی چون زندان، آموزش و پرورش و… به محصولی تبدیل شد که باید به شکل دلخواه تولید و تبدیل شود.

در عرصه اجتماعی و سیاسی نیزتاثیرات مخرب انسان مدرن بر محیط زیست، تولید سلاح های کشتار جمعی،گسترش شکاف بین ملل غنی و ضعیف و عوامل مخرب دیگر باعث پیدایش گروههای فرا مرزی همچون سبزها، طرفداران صلح، جنبش های فمنیستی و… شد .

البته این انتقادها هیچ گاه بدون پاسخ نمانده اند. کارل پوپر تخریب محیط زیست را بیش از آنکه محصول تکنولوژی بداند ، نتیجه انفجار جمعیت می داند که به وسیله سبزها نادیده گرفته می شود.پوپر اعتقاد دارد که تحولات مدرن حتی به رشد اخلاقی جامعه نیز کمک کرده است و زنان را که به نوعی بردگان خانگی محسوب می شدند، آزاد کرده است و این به دلیل ماشینی شدن کار در خانه بوده است ولی افسوس که این رهایی و انقلاب عظیم که در آن زمان همه غیر از زنان ثروتمند آن را درک کردند،امروز کمتر به خاطر آورده می شود.{وسرانجام اینکه}دنیای مدرن افراد را از زنجیرهایی که از آن آگاه نبودند آگاه کرد.(4)

پاورقی:

1-      عبدالکریم سروش-آیین شهریاری و دینداری-موسسه فرهنگی صراط-ص6

2-      بابک احمدی-روزنامه مردم سالاری10/10/1381

3-      بابک احمدی-مدرنیته و اندیشه انتقادی-نشر مرکز-ص264

4-      نشریه آبان-شماره137-نیمه دوم خرداد81

Advertisements
دسته‌ها:دسته‌بندی نشده
  1. 28 اوت 2010 در 19:22

    1.فرض کنید شخصی از خودش ماشین ندارد و با بدبختی در گرمای تابستان و سرمای زمستان ساعت ها منتظر اتوبوس و تاکسی می ماند . تلاش دارد که ماشین دار شود که ناگهان دوست ماشین دارش را می بیند که : ای آقا ! مبادا ماشین دار شوی ! دردسر است , همش باید حرص تعمیرش را بخوری , کسی رویش خط نیندازد , غصه پیدا کردن جا
    پارک را هم که نگو … تازه , دارند بنزین را هم آزاد می کنند !!

    حال نتیجه چه می شود ؟ عدم پیشرفت . سازش با بدبختی همیشگی … داستان ما و متفکران پست مدرن همین داستان است .

    2.تمام بازار را کتاب های پست مدرن گرفته اند . نمی دانم شما از چه ممانعتی صحبت می کنید . کاملا مشخص است که چرندیات پست مدرن به کام ملت مدرنیته گریز ما خوش می آید .

  2. 28 اوت 2010 در 20:00

    سلام
    باید دید چه کسانی در کشورمان برای پست مدرنیسم غش و ضعف می روند!
    امثال متفکرانی که فکر می کنند با پست مدرنیسم می توان مدرنیته را کوبید. اینها فکر می کنند که پست مدرنیسم بنیادگرایی را تقویت می کند! اینها با محتوای حرف لیوتار آشنایی ندارند.
    امثال متفکرانی که دوست ندارند فکر کنند. اینها ظرافتها و ذکاوتهای امثال هابرماس را درک نمی کنند. پست مدرنیسم برای اینها مفری و محلی برای امتناع تفکر است
    هنرمندان خاصه نسل جوان. اینها با فیلمها نقاشی ها و تئاتر و… به جز معماری البته! پست مدرن هستند. من این گروه آخری را بیشتر درک می کنم گرچه کمتر پست مدرنیسم را می دانند اما پست مدرن هستند.

  3. نجات بهرامی
    29 اوت 2010 در 09:59

    در جواب امید : من هم با گفته شما موافقم و در هیچ قسمتی از این نوشته از افکاری که با عنوان پست مدرن مطرح می شوند دفاع نگرده ام . البته بخش زیبایی شناسانه آن در هنر و معماری را رد نمی کنم و البته آن را هم در قالب مدرنیته و خودانتقادی آن ارزیابی می کنم . حال گروهی می خواهند اسم پست مدرن بر آن بنهند مساله دیگری است .

  4. نجات بهرامی
    29 اوت 2010 در 10:02

    در پاسخ محمد رضا : من با دکتر سروش موافقم و پست مدرن اگر غرب و در برخی زمینه ها محلی از اعراب دارد ، در ایران بهانه ای است برای فرار از مدرنیته . مخصوصا زمانی که می بینیم دشمنان آزادی و دموکراسی هم از این افکار استقبال می کنند .

  5. soroush
    29 اوت 2010 در 12:32

    «لازم به ذکر است که نقد مدرنیته ابتداء از جنبه های عینی و هنری چون معماری آغاز شد.»

    نقد مدرنیته ابتدا توسط فیلسوفای پست مدرن همچون ماکس وبر ،فروید،میشل فوکو،مارکس ،بودریار،هایدگر و…. در اواخر قرن 19 و اوایل قرن 20 بر علیه مدرن مطرح شد.
    این در حالیه که نقد از مدرنینه ومعماری مدرن در سال 1966 توسط رابرت ونتوری و بعد توسط چارلزجنکز ودیگر معماران ونظزیه پردازان پست مدرن در معماری مطرح شد

  6. نجات بهرامی
    29 اوت 2010 در 12:43

    پاسخ به surush : مدرنیته همواره در بطن خود حامل انتقاد به خود نیز بوده است . اما در معماری و هنر بود که ادعای گسست از مدرنیته و ورود به دوران جدید مطرح شد .

  7. soroush
    29 اوت 2010 در 12:45

    البته از دهه 70 میلادی به بعد ،تقریبا نمود نقد مدرنیته معماری بوده و تعدادی از فلاسفه ی پست مدرن معمار هستند، معماران پست مدرن نیز به صورت عینی نظرات فلاسفه ی معاصر رو توی کارهای خودشون ارائه کرده اند
    از نمونه اون هم میشه از فلسفه دیکانستراکتیوسم که توسط ژاک دریدا مطرح شد ،یا فلسفه ی فولد که توسط دلوز مطرخ شد یاد کرد

  8. soroush
    29 اوت 2010 در 12:53

    «اما در معماری و هنر بود که ادعای گسست از مدرنیته و ورود به دوران جدید مطرح شد .»

    هنر ومعماری تنها نمود عینی نقد مدرنیسم هستند ، اون هم با فاصله ی تقریبا 60 ساله ،
    نقد مدرن که توسط فلاسفه اشاره شده در بالا مطرح گردیده ،همیشه پیروانی رو همراه داشته اند و ابتذا نقد مدرن به صورت یک جنبش مدنی و اجتماعی خودش رو نشون داده اند و سپس نمود این جنبش رو میشه در هنر و معماری دید

  9. soroush
    29 اوت 2010 در 12:57

    منظور از عینی ، نمود قابل رویت در حال حاضر است

  10. soroush
    29 اوت 2010 در 13:00

    تنها نیز به معنی یکتا بودن نیست ،
    عذر خواهی میکنم از نحوه انتقال منظورم

  11. رضا قاسمی
    21 ژانویه 2011 در 01:02

    لطف کنید بیشتر در مورد جنبه های انسانی مدرنیته یا پست مدرن بنویسید تا جنبه های ظاهری ان .تا عیار واقعی انها مشخص شود

  1. No trackbacks yet.

نظر شما برای ما بسیار مهم است

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s