خانه > دسته‌بندی نشده > مشروطیت و تقابل سنت و سکولاریسم

مشروطیت و تقابل سنت و سکولاریسم

همانگونه که می دانیم انسان در هر عصری و در هر تمدنی ، در شرایطی که از انطباق نسبی میان ذهنیت و عینیت وجود داشته است ، زندگی می کرده است . به عبارت دیگر ، ویژگیهای انسان شامل دو دسته یعنی ویزگیهای ذهنی ( در حوزه اندیشه ، باورها ، پندارها و …) و ویژگیهای عینی ( در حوزه زندگی اجتماعی ، شیوه معیشت و …) است که پیوسته در تعامل بوده اند و زندگی واقعی انسانها همواره در حوزه ای مابین آنها قرار داشته است. به این ترتیب با ظهور افکار تازه در اذهان انسانها ، شرایط اجتماعی به سرعت برای عملی کردن آن افکار تغییر می کرده است و نیز هر گونه تغییر جدیدی در زندگی انسان ، مستلزم توجیه آن با ایده ها و افکار جدیدی بوده است. این نوشتار مقدمه ایست برای ورود به مبحث گذار از سنت به مدرنیته به خصوص در باب تجربه ایران.

دوران شروع گذار در ایران را می توان با حوادث قبل از مشروطیت و مجموعه عوامل سیاسی و اقتصادی و نیز نظامی منجر به پیدایش تفکر مشروطه خواهی منطبق دانست. این عوامل که ترکیبی از شرایط ذهنی و یافته های عینی نخبگان ، سیاستمداران و نظامیان آن دوران بود ، در درجه اول فرد ایرانی را متوجه ضعف و عقب ماندگی مفرطی ساخت که در ساختار اجتماعی و فرهنگی ایران حاکم بود. بدون شک شناخت ضعف ها و احاطه بر نابسامانیهای مختلف نمی توانست بدون آشنایی با محیطی متفاوت از آنچه که در آن به سر می بریم ، محقق شود و این محیط برتر و متفاوت اروپا بود. از زمانی که ما با محیط خارج آشنا شدیم و شعارهای انقلاب فرانسه در میان روشنفکران ما رایج شد ، کشور ما تجربه گذار از سنت به مدرنیته را آغاز کرد .
البته مدرنیته ایرانی سیری را که در اروپا طی کرده بود ، طی نکرد .در اروپا زمینه ذهنی برای تحولات اجتماعی آماده شده بود . اما در ایران مدرنیته ابتدا با محصولات خود مانند مشروطه ، راه آهن ، قانون و … وارد کشور شد و لازم بود تا شرایط ذهنی خود را با شرایط عینی جدید هماهنگ کنند. در واکنش به شرایط جدید عینی ، دو جریان مشخص و بزرگ به وجود آمدند. الف – جریانی که برای پر کردن خلا فکری حاصل از تحولات عینی و اجتماعی در ایران به وجود آمد و اعتقاد به غربی شدن بی چون و چرای کشور و استفاده ار تجربیات غرب در روند مدرن سازی جامعه داشتند. این جریان تاکید داشت که باید با اندیشه های مدرن بر سنتها غلبه کرد . بخی از چهره های این جریان ، فرهنگ ایران باستان را بستر مناسبی برای اندیشه های مترقی غرب می دانستند و از طریق تبلیغ ناسیونالیسم ایرانی به همراه آموزه های غربی سعی در ایجاد جامعه نوینی داشتند. تاکید بر ایجاد قانون ،پارلمان و تفکیک قوا و نیز اعتقاد به فلسفه سیاسی غالب در غرب از مشخصه های این جریان فکری بود که می توان آن را در اندیشه های کسانی چون آخوند زاده ، ملکم خان ، کرمانی ، طالبوف و … مشاهده کرد. در سالهای پس از مشروطه تا زمان حال نیز افراد و جریانهای زیادی را می توان نام برد که قائل به استخراج مفاهیم مدرن از دل سنت ها و به خصوص مذهب نیستند. اغلب روشنفکرانی که دل در گرو مشروطیت و شعارهای آن داشتند ، مدتی بعد و در زمان حکومت رضا شاه این شعارها را به شکلی شفاف و تحقق یافته می دیدند. اعتقاد به پارادوکسیکال بودن دین و دموکراسی و یا مذهب و روشنفکری از همان زمان تا کنون به عنوان گرایشی نیرومند در میان روشنفکران ایرانی وجود داشته است و تا زمان حال هم ادامه دارد. اگر چه این روشنفکران را نمی توان جریانی منسجم و هماهنگ حول یک گفتمان مشترک دسته بندی و مشخص کرد ، اما نقطه اشتراک آنها در عدم اعتقاد به پیوند دین و دموکراسی و سکولاریزم سیاسی و اجتماعی آنها را در برابر جریانها ی دیگر قرار می دهد. این دیدگاه در مورد تعامل دین به عنوان قدرتمندترین عنصر سنت با مفاهیم و مولفه های مدرن اعتقاد دارد که ؛ در یک جامعه که با مدیریت علمی اداره می شود ، حتی ارزشها هم آزمون تجربی می پذیرند و آنها که با واقعیتها تناقض و تعارض داشته باشند خود به خود لغو می شوند. یعنی با پذیرفتن مدیریت علمی و سپردن دین به دست آزمونهای تجربی ، بسیاری از احکام کتاب و سنت رد شده و ناچار به فهمی خواهیم رسید که آن احکام را متعلق به گذشته خواهد دانست. اما آن فهم به ناچار با کتاب و سنت منافات دارد. از این رو مدیریت علمی با جامعه دینی منافات دارد.(1)
ب – جریانی که در مقابل جریان اول قرار داشت و قصد غلبه بر مدرنیته با همان اندیشه های سنتی را داشت و تمام جنبه های مدرنیته اعم از قانون گذاری ، انتخابات ، آزادی و … را خطرناک و مخا لف شریعت پیغمبر قلمداد می کرد. این جریان از ابتدا با ورود مفاهیم مدرن به جامعه مخالف بود و در جریان مشروطیت نیز حضوری پر رنگ داشت. به غیر از شاهزادگان و اعیان و اشرافی که به خاطر منافع و موقعیتهای خویش با مشروطه مخالف بودند ، سایر مخالفتها یا صبغه دینی داشت و یا با زبان حاکمیت مبتنی بر پدر سالاری قبیله ای بیان می شد که در ادبیات سیاسی به پاتریمونیالیسم سنتی معروف است. » این گفتمان مرکب از عناصر مختلف و متعددی بوده است که از آن جمله باید نظریه شاهی ایرانی ، نظریه سیاسی شیعه به تعبیر دوران صفویه ، شیوه خاص استبداد دوران قاجار و … را نام برد. پاتریمونیالیسن سنتی به طور کلی بر ااقتدار و اطاعت مطلقه ، پدر سالاری سیاسی ، قداست حکومت و رابطه آن با خدا ، رابطه بین حاکم و علمای دین و ساختار قدرت عمودی و یکجانبه تاکید می گذاشت . (2)

در رابطه با مولفه های مدرن ، این جریان قانون و انتخابات را رد کرده و اعتقاد داشت که » در اسلام حق تعیین قانون و حاکم اصالتا و ابتدائا از آن خداوند است و بس و انسانها در این زمینه واجد هیچ گونه حقی نیستند. (3). همچنین آنان با آزادی هم به شدت مخالف بودند . تا جایی که شیخ فضل الله نوری در نامه ای که به پسرش در نجف نوشته بود آورده است : این حملاتی که به اسلام می شود در نتیجه یک کلمه آزادی قلم بود که در قانون اساسی مشروطیت آمد . وای اگر اگر آزادی در عقاید بود چه می شد ؟ چنان که اصرار دارند آزادی در عقیده را نیز در قانون به اجرا در آورند. (4). دلیل دیگر آنها برای مخالفت با مشروطه محدود شدن اختیارات پادشاه بود که آن را مخالف شریعت می دانستند. شیخ فضل الله در این مورد می گوید ؛ در زمان ما رسالت پیامبر به دو حوزه نیابت در امور نبوت و سلطنت تقسیم شده است. و این دو نه تنها مکمل همدیگرند ، بلکه تضعیف هر یک از آنها سبب تعطیلی اسلام می گردد. او خطاب به مشروطه خواهان می گوید ؛ اگر مقصود آنها تقویت اسلام است پس چرا اینقدر تضعیف سلطان اسلام پناه ( مقصود محمد علی شاه ) را می کردند؟ و چرا به همه نحو تعرضات احمقانه نسبت به سلطان مسلمین کردند. (5)
برخی دیگر از علما مانند محمد حسن تبریزی اعتقاد داشتند که فلسفه وجودی مقام سلطنت ایفای نقش شبانی در قبال گله های انسانی است . انسانهایی که یک مشت گوسفندان بی دست و پا بیش نیستند و برای حفظ آنها عند الضروره به سلطانی صاحب شوکت نیاز است . (6). همچنین ملا علی کنی در نامه ای به ناصر الدین شاه می نویسد ؛ در ازمنه حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه خداوند برای هر منصب از مقامات آن جناب ، نایب و مظهری قرار داد . علمای اعلام را نایب ومظهر علم و تکمیل نفوس و تطهیر اموال و سلاطین را در هر عصری ، مظهر تنظیم امور عباد و رفع تقلب متقلبین و امنیت طرق و بلاد مقرر داشتند . (7)
این جریان در سالهای اخیر نیز اعتقاد دارد که ؛ اگر ما اعتقاد داریم که باید قوانین خدا بر مردم حاکم باشند ، جایی برای دموکراسی وجود نخواهد داشت ، در حالی که دموکراسی یعنی هر چه مردم می خواهند . اگر اسلام یعنی آنچه خدا می خواهد پس دموکراسی مفهومی ندارد . ….اینها ارزشهای اسلامی نیست مثل آزادی و دموکراسی . (8)

نکته مهم در بررسی مواضع روحانیان مشروطه خواه که بر خلاف امثال شیخ فضل الله از حامیان مشروطه به حساب می آمدند ، این است که دفاع آنان از مشروطیت حاصل برآوردهای مذهبی و تاویل و تفسیر متون دینی نبود بلکه آنان هم به عنوان قسمتی از بدنه جامعه آن روز ایران با تکیه بر شنیده های پراکنده ای که مشروطیت را موجب آبادانی و رفاه بیشتر مردم می دانستند ، قدم در راه حمایت از مشروطه گذاشته بودندو چه بسا با درک بیشتر از مبانی فلسفی و اجتماعی آن ، بیشتر علمای آن زمان نیز موضعی چون شیخ فضل الله اتخاذ می کردند. به عنوان مثال سید محمد طباطبایی در جایی می گوید ؛ ما مشروطه را خودمان ندیده بودیم . آنهایی که ممالک مشروطه را دیده بودند ، گفتند که مشروطه موجب امنیت و آبادانی است و ما هم شوق و عشقی حاصل کردیم تا ترتیب مشروطه را در این سرزمین برقرار نماییم.(9). این سخن از سید محمد طباطبایی یعنی بزرگتریت روحانی حامی مشروطه ما را به این نکته رهنمون می سازد که اصولا شیخ فضل الله نوری بیش از سایر روحانیون آن زمان از مشروطیت و ماهیت فکری آن مطلع بوده است و بر خلاف تحلیل هایی که علت مخالفت وی را مسائل غیر فکری می دانند ، عدم تطابق و سازگاری مشروطیت با احکام مذهبی ، علت اصلی این مخالفت بوده است.

پاورقی ها ؛
(1) – حمید پایدار ، نشریه کیان ، شماره 19 ، خرداد 73 ، پارادوکس اسلام و دموکراسی .
(2) – حسین بشیریه ، دیباچه ای بر جامعه شناسی سیاسی ایران ، نشر نگاه معاصر ، ص65
(3) – مهدی انصاری ، شیخ فضل الله نوری ومشروطیت ، انتشارات امیرکبیر ، ص 120
(4) – محمد ترکمان ، مکتوبات شیخ فضل الله نوری ،جلد اول ، ص 144
(5) – صادق زیبا کلام ، سنت و مدرنیته ، انتشارات روزنه ، ص 469
(6) – همان
7) – محمد سالار کسرایی ، چالش سنت و مدرنیته در ایران ، نشر مرکز ، ص 375
(8) – مصباح یزدی ، ویژه نامه روزنامه رسالت به مناسبت سالگرد مطهری ، 11 اردیبهشت 72 ص 6
(9) – فریدون آدمیت ، ایدئولوژی مشروطیت ایران ،جلد اول ، انتشارات پیام ، ص 246

Advertisements
دسته‌ها:دسته‌بندی نشده
  1. هنوز دیدگاهی داده نشده است.
  1. No trackbacks yet.

نظر شما برای ما بسیار مهم است

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s