<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss" xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	>

<channel>
	<title>یادداشت های نجات بهرامی</title>
	<atom:link href="http://nejatbahrami.wordpress.com/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://nejatbahrami.wordpress.com</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Sun, 19 Feb 2012 20:11:20 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.com/</generator>
<cloud domain='nejatbahrami.wordpress.com' port='80' path='/?rsscloud=notify' registerProcedure='' protocol='http-post' />
<image>
		<url>http://0.gravatar.com/blavatar/ee4e29cdd98563d434f57a02b9c565ab?s=96&#038;d=http%3A%2F%2Fs2.wp.com%2Fi%2Fbuttonw-com.png</url>
		<title>یادداشت های نجات بهرامی</title>
		<link>http://nejatbahrami.wordpress.com</link>
	</image>
	<atom:link rel="search" type="application/opensearchdescription+xml" href="http://nejatbahrami.wordpress.com/osd.xml" title="یادداشت های نجات بهرامی" />
	<atom:link rel='hub' href='http://nejatbahrami.wordpress.com/?pushpress=hub'/>
		<item>
		<title>دیدگاه فوکویاما درباره بحران اقتصادی ، آینده لیبرال دموکراسی و الگوی چین</title>
		<link>http://nejatbahrami.wordpress.com/2012/02/03/%d8%af%db%8c%d8%af%da%af%d8%a7%d9%87-%d9%81%d9%88%da%a9%d9%88%db%8c%d8%a7%d9%85%d8%a7-%d8%af%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%a8%d8%ad%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d9%82%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d8%af%db%8c/</link>
		<comments>http://nejatbahrami.wordpress.com/2012/02/03/%d8%af%db%8c%d8%af%da%af%d8%a7%d9%87-%d9%81%d9%88%da%a9%d9%88%db%8c%d8%a7%d9%85%d8%a7-%d8%af%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%a8%d8%ad%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d9%82%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d8%af%db%8c/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 02 Feb 2012 22:41:24 +0000</pubDate>
		<dc:creator>نجات بهرامی</dc:creator>
				<category><![CDATA[قطعات لیبرالی]]></category>
		<category><![CDATA[اقتصاد آزاد]]></category>
		<category><![CDATA[اندیشه سیاسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://nejatbahrami.wordpress.com/?p=2012</guid>
		<description><![CDATA[فرانسیس فوکویاما، پروفسور علوم سیاسی در دانشگاه استنفورد آمریکا و از نظریه‌پردازان سر‌شناس تاریخ تحولات سیاسی جهان، در مطلبی که مرکز پژوهشی «شورای روابط خارجی» در آمریکا منتشر کرده این پرسش را مطرح می‌کند که «آیا در پی زوال طبقه متوسط آینده دموکراسی لیبرالی در جهان به خطر خواهد افتاد؟»‌ وی در مقدمه تحلیل خود [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=nejatbahrami.wordpress.com&amp;blog=13509862&amp;post=2012&amp;subd=nejatbahrami&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;"><a href="http://nejatbahrami.files.wordpress.com/2012/02/705d2ff4-5935-4c1f-bead-b73091e6e91d_w640_r1_s.jpg"><img class="alignright  wp-image-2015" title="فوکویاما" src="http://nejatbahrami.files.wordpress.com/2012/02/705d2ff4-5935-4c1f-bead-b73091e6e91d_w640_r1_s.jpg?w=246&#038;h=168" alt="" width="246" height="168" /></a>فرانسیس فوکویاما، پروفسور علوم سیاسی در دانشگاه استنفورد آمریکا و از نظریه‌پردازان سر‌شناس تاریخ تحولات سیاسی جهان، در مطلبی که مرکز پژوهشی «شورای روابط خارجی» در آمریکا منتشر کرده این پرسش را مطرح می‌کند که «آیا در پی زوال طبقه متوسط آینده دموکراسی لیبرالی در جهان به خطر خواهد افتاد؟»‌ وی در مقدمه تحلیل خود با اشاره به بحران اقتصادی جهان در سال‌های اخیر می‌نویسد که وقوع این بحران در درجه اول محصول نظارت بسیار ضعیف بر سیستم اقتصادی سرمایه‌داری بود. اما نکته عجیب این است که در واکنش به این بحران به جای جنبش‌های مردمی چپ‌گرا، نیروهای پوپولیستی دست راستی در آمریکا و اروپا تقویت شده‌اند. به اعتقاد فوکویاما، دلیل اصلی ضعف نیروهای چپ ضعف اندیشه و فقدان ایده‌های روشن برای جلب و بسیج مردم است. در دهه‌های اخیر نظریه‌های دست راستی که طرفدار کاستن از نظارت بر کارکرد نظام سرمایه‌داری هستند ابتکار عمل را در دست داشته و طیف چپ در کشورهای پیشرفته به غیر از بازگشت به نظریه‌های کهنه سوسیال دموکراسی نتوانسته‌اند گزینه دیگری ارائه دهد. وی هشدار می‌دهد که ضعف نیروهای چپ پلورالیسم و رقابت سیاسی در این جوامع را به خطر انداخته و تشدید روند جهانی شدن سرمایه‌داری نیز به شکل چشمگیری طبقه متوسط را تضعیف می‌کند. این طبقات پایگاه اجتماعی لیبرال دموکراسی هستند و در صورت تضعیف آنها آینده دموکراسی نیز به خطر خواهد افتاد.<br />
<span id="more-2012"></span><br />
<strong>موج دموکراسی‌خواهی در طول تاریخ</strong></p>
<p>فرانسیس فوکویاما با نقل قول از کارل مارکس می‌نویسد که نظریه‌های سیاسی – اجتماعی فقط در صورت بیان نگرانی‌ها و مطالبات جمعیت وسیعی از مردم به یک نیروی موثر بدل می‌شوند. در عین حال تاریخ نشان می‌دهد که تا حدود سه قرن پیش تمام نظریه‌های نیرومند به نوعی مذهبی یا تاثیر گرفته از مذهب بودند. اولین جهان‌بینی غیرمذهبی که به «لیبرالیسم» مشهور شد حدود سه قرن پیش و با اتکا به حمایت و جنبش‌های سیاسی طبقه متوسط پا گرفت.</p>
<p>در آغاز این جنبش عناصر دموکراتیک نداشت و چهره‌های اصلی و رهبران آن طرفدار نوعی مصالحه با نظام‌های پادشاهی یا حداکثر استقرار نظام مشروطه سلطنتی بودند. به مرور در اوایل و اواسط قرن نوزدهم میلادی برخی از عناصر متعلق به جنبش لیبرالی ایده‌هایی نظیر حق رای برای طبقه متوسط و کاستن از حقوق و قدرت اشراف را مطرح کردند.</p>
<p>از سال ۱۸۴۸ و با آغاز اولین جنبش‌های نیرومند سوسیالیستی که تحت تاثیر اندیشه‌های مارکس در اروپا به وقوع پیوست یک رقابت شدید بین دو جهان‌بینی غیرمذهبی در جهان مدرن شروع شد. مارکسیست‌ها در مجموع از این جهت‌گیری طرفداری می‌کردند که در راه رسیدن به «دموکراسی واقعی» یعنی تقسیم برابر و عادلانه منابع ثروت، می‌توان از دموکراسی سیاسی و پلورالیسم در قدرت حاکم صرف نظر کرد. اما لیبرال‌ها در مقابل به شدت از مالکیت خصوصی بر ثروت و ابزار تولید دفاع کرده و در عین حال به مرور حاضر شدند که مشارکت سیاسی فعال و گسترده‌تر سایر اقشار از جمله طبقه متوسط را در سرنوشت جوامع بپذیرند.</p>
<p>فرانسیس فوکویاما در ادامه می‌افزاید که روند تحولات صد سال گذشته نشان داد که نظریه یا جهان‌بینی سیاسی لیبرالی به اتکا عوامل گوناگون از جمله افزایش قدرت خرید و بهره‌مندی مردم از دستاوردهای پیشرفت سرمایه‌داری توانست قطب متمایل به مارکسیسم را تضعیف کند. لیبرالیسم برای کسب این برتری خود در مقابل اتکای مارکسیست‌ها به طبقه کارگر صنعتی و اقشار کم‌درآمد، به جلب حمایت طبقه متوسط پرداخت.</p>
<p>در دهه‌های آخر قرن بیستم گسترش نظام‌های دموکراتیک به نقاط دیگر جهان از جمله اروپای شرقی و آمریکای جنوبی و آسیای شرقی باعث شده است که در این کشور‌ها نیز طبقه متوسط رشد کرده و قدرت سیاسی و اجتماعی بیشتری پیدا کند. این طبقه مثل هر طبقه دیگری ذاتا طالب و مدافع دموکراسی نیست، اما برای دفاع از موجودیت و منافع خود به شدت محتاج دموکراسی است. از طرف دیگر نظام‌های دموکراتیک لزوما پاسخ‌گوی تمام مطالبات و حافظ منافع طبقات متوسط نیستند. در یک چنین حالتی است که طبقه متوسط ناآرام و‌ گاه شورشی می‌شود.</p>
<p><strong>گزینش مطلوب نسبی</strong></p>
<p>فرانسیس فوکویاما در بخش دیگری از تحلیل خود که توسط مرکز پژوهشی «شورای روابط خارجی» در آمریکا منتشر شده می‌نویسد که امروزه تقریبا در سراسر جهان بر سر مشروعیت اصول «لیبرالیسم» توافق وجود دارد.</p>
<p>با وجود آن که موازین دموکراسی در بسیاری از جوامع دموکراتیک کاملا رعایت نمی‌شود یا درک یکسانی از دموکراسی وجود ندارد، در اکثریت جوامع جهان که به آن حدی از پیشرفت مادی رسیده‌اند که می‌توانند زمینه‌های شکل‌گیری طبقه متوسط را فراهم کنند، دموکراسی بیش از هر شکل دیگری از اداره جامعه مورد پذیرش است. به همین خاطر همواره ثبات دموکراسی با سطح رشد مادی جوامع ارتباطی تنگاتنگ داشته است.</p>
<p>برخی حکومت‌ها مثل ایران یا عربستان سعودی با تکیه بر مذهب نظام سیاسی دموکراتیک را رد می‌کنند، ولی دلیل واقعی تداوم چنین حکومت‌هایی نه موفقیت نظام سیاسی آنها، بلکه بهره‌مندی از ثروت‌هایی نظیر درآمد نفت است. حوادث یک سال اخیر نشان داد که مردم جوامع عربی همچون شهروندان اروپای شرقی یا آمریکای لاتین در دهه‌های گذشته، آمادگی آن را دارند که رژیم‌های استبدادی خود را سرنگون کرده و به سمت دموکراسی حرکت کنند. هر چند باید به یاد داشت که در چنین جوامعی حرکت به سوی دموکراسی نه ساده است و نه سریع صورت خواهد گرفت.</p>
<p>به اعتقاد فوکویاما، بزرگ‌ترین چالش برای گسترش دموکراسی در سراسر جهان نمونه چین است که یک نظام سیاسی خودکامه را با سیستم اقتصادی مبتنی بر بازار آزاد آمیخته است. چین صاحب سابقه‌ای طولانی از نظام اداری و حکومتی کارآمد است و باید اعتراف کرد که رهبران آن کشور فرضا در مقایسه با آمریکا در دوره اخیر برای مدیریت رشد اقتصاد خود بسیار بهتر عمل کرده‌اند. از زمان وقوع بحران اقتصادی عمیق در اروپا و آمریکا، چینی‌ها مدل خود را به عنوان گزینه بهتری از لیبرال دموکراسی معرفی می‌کنند.</p>
<p>بعید است که «مدل چینی» در خارج از آسیا یا خاورمیانه به رقیب جدی «لیبرال دموکراسی» بدل شود. کشورهایی نظیر کره جنوبی یا سنگاپور که تا حدی از مدل چینی تاثیر گرفته‌اند از گذشته‌های دور تحت تاثیر فرهنگ و نظام اداری چین بوده‌اند. سایر کشورهای جهان از سنت‌ها و قابلیت‌های موجود در چین برخوردار نیستند تا بتوانند یک چنین آمیخته‌ای را به شکل موفقیت‌آمیز اجرا کنند. بنابراین هنوز هم در میان رهبران چین جمله حساس «مقابله با نفود غرب» است، نه شادمانی از تسلط چین بر جهان.</p>
<p>در عین حال مدل اقتصادی چین در دل خود تضادهای عمیقی را می‌پروراند و اتکا مطلق به صادرات یا توزیع امکانات از بالا به لایه‌های پایین جامعه، برای همیشه قابل حفظ نیست. مشکل دیگر نحوه اداره امور توسط دستگاه‌های حکومتی است که به ناگزیر در طول زمان فساد مالی در آنها افزایش یافته و در غیاب نظام دموکراتیک باعث خشم و اعتراض مردم می‌شود. بنابراین ثبات فعلی در چین برای همیشه ادامه نخواهد یافت و بعید است که در ۴ یا ۵ دهه آینده بخش عمده‌ای از کشورهای جهان مسیر چین را در پیش بگیرند.</p>
<p><strong>آینده دموکراسی</strong></p>
<p>فرانسیس فوکویاما تاکید می‌کند که بین رشد اقتصادی، تحولات اجتماعی و برتری جهان‌بینی «لیبرال دمکراسی» یک ارتباط و پیوند درونی وجود دارد. در حال حاضر هیچ جهان‌بینی نیرومند دیگری نمی‌تواند با «لیبرال دموکراسی» رقابت کند. اما اگر برخی از روندهای اقتصادی و اجتماعی اخیر، که بسیار نگران‌کننده هستند ادامه پیدا کند، هم ثبات دموکراسی‌های لیبرالی موجود و هم جهان‌بینی که امروزه به عنوان «لیبرال دموکراسی» شناخته می‌شود به خطر خواهد افتاد.</p>
<p>یکی از این روندهای نگران‌کننده تداوم پرشتاب جهانی شدن سرمایه‌داری و پیشرفت‌های سریع در عرصه فناوری است که باعث شده در اکثر جوامع پیشرفته فقط بخش محدودی از شهروندان بتوانند به موقعیتی دست یابند که می‌توان آن را طبقه متوسط نامید. یکی از نشانه‌های واضح این وضعیت کاهش درآمد بسیاری از خانواده‌های متوسط آمریکایی طی چهار دهه اخیر است.</p>
<p>یکی از روش‌هایی که در آمریکا برای کمک اقتصادی به لایه‌های متوسط انجام شده دادن تسهیلات بانکی بهتر در سال‌های گذشته بود. این روش جایگزینی بود برای توزیع عادلانه‌تر ثروت در میان لایه‌های پایین‌تر جامعه. اما در عمل باعث شد که سیل سرمایه‌های نقدی از چین و سایر کشورهای ثروتمند به نظام بانکی آمریکا سرازیر شود و خود به یکی از عوامل بروز بحران اقتصادی اخیر بدل شود.</p>
<p>فرانسیس فوکویاما می‌افزاید که عامل دیگر در زوال طبقه متوسط این است که بخش اعظم امتیاز و ثروت ناشی از آخرین پیشرفت‌های نظام سرمایه‌داری، به‌خصوص در عرصه فناوری‌های جدید و موسسات مالی، فقط نصیب شمار بسیار اندکی از افراد متخصص می‌شود. برای مثال، در دهه ۱۹۷۰ ثروت یک درصد از لایه‌های فوقانی جامعه آمریکا فقط معادل ۹ درصد از تولید ناخالص ملی کشور بود، ولی در سال ۲۰۰۷ این رقم به حدود ۲۴ درصد افزایش یافته است.</p>
<p>عامل دیگری که موقعیت اقتصادی طبقات متوسط را تهدید می‌کند سیاست‌های مالیاتی است. اکثر دولت‌های دست راستی به جای صاحبان ثروت‌های بزرگ از طبقه متوسط مالیات بیشتری اخذ می‌کنند. و بالاخره عامل رشد کشورهای در حال توسعه و ظهور قدرت‌های اقتصادی جدید را باید در نظر گرفت. تحت تاثیر روند پرشتاب جهانی شدن سرمایه‌داری و در حالتی که کسب سود بیشتر برای شرکت‌های بزرگ به اولویتی مطلق و بدون کنترل بدل می‌شود، بسیاری از فعالیت‌های تولیدی به خارج از کشورهای پیشرفته منتقل شده‌اند و نیروی کار این کشور‌ها یا بیکار شده یا ناگزیر است دستمزد کمتری دریافت کند.</p>
<p><strong>غیبت نیروهای چپ</strong></p>
<p>فرانسیس فوکویاما در بخش دیگری از تحلیل خود که توسط موسسه پژوهشی «شورای روابط خارجی» در آمریکا منتشر شده می‌نویسد که عجیب‌ترین موضوع در این شرایط این است که به جای نیروهای سیاسی چپ‌گرا که همیشه از روند پرشتاب و بی‌مهار نظام سرمایه‌داری جهانی انتقاد ‌کرده‌اند، اکنون نیروهای پوپولیستی دست راستی دارند قدرت می‌گیرند.</p>
<p>برای مثال، در آمریکا جنبش موسوم به «تی پارتی» [حزب چای] در شعارهای خود به شدت با اقشار صاحب قدرت مخالف به نظر می‌رسد، اما در واقعیت جهت‌گیری سیاسی آن دقیقا در راستای منافع‌‌ همان سرمایه‌داران بزرگ است. البته در مورد مشخص این جنبش عوامل فرهنگی و اجتماعی مثل محافظه‌کار بودن و مخالفت آن با مسائلی مثل حق سقط جنین، دفاع از حق حمل اسلحه برای شهروندان یا اعتقاد به برابری فرصت‌ها و نه برابری در توزیع ثروت موثر است.</p>
<p>به اعتقاد فوکویاما، دلیل اصلی ضعف نیروهای چپ‌گرا ضعف اندیشه است. در چند دهه گذشته هیچ نظریه‌پردازی از قطب چپ نتوانسته است اولا: تحلیل جامعی از تغییرات ساختاری در جوامع پیشرفته تحت تاثیر تحولات اقتصادی اخیر ارائه دهد، ثانیا: یک راه حل یا برنامه سیاسی موثر و واقع‌بینانه برای دفاع از طبقات متوسط ارائه کند.</p>
<p>به دنبال زوال مارکسیسم به عنوان سرچشمه اصلی ایده‌های چپ، طی چند دهه اخیر اندیشمندان چپ به مکاتب و نظریه‌های دیگری مثل پسامدرنیسم، فمینیسم و یا چندگانگی فرهنگی پرداخته‌اند که همگی در حقیقت بر مسائل فرهنگی و روبنایی جامعه تمرکز دارند و نه مسئله زیرساختی که اقتصاد است.</p>
<p>مشکل اصلی قطب چپ فقدان اعتبار در عرصه اندیشه‌ورزی است. طی دو نسل اخیر نیروهای سیاسی چپ هنوز هم الگوهای قدیمی شده سوسیال دموکراسی را دنبال کرده‌اند، مثل دفاع از خدمات اجتماعی نظیر حق بازنشستگی، حق بیکاری یا آموزش و بهداشت رایگان. اما این الگوی اداره جوامع اکنون به بن‌بست رسیده است.</p>
<p>نظام‌های موسوم به «دولت رفاه» که پس از جنگ جهانی دوم در کشورهای پیشرفته بسط و توسعه یافت به خاطر هزینه‌های سنگین، دیوان‌سالاری لخت و بزرگ و کسری بودجه‌ای که به کشورهای ثروتمند تحمیل کرده‌اند دیگر اعتبار خود را از دست داده است.</p>
<p><strong>جهان‌بینی آینده</strong></p>
<p>فرانسیس فوکویاما در بخش پایانی مطلب خود این سوال را مطرح می‌کند که چه جهان‌بینی در آینده می‌تواند هم ضامن بقای دموکراسی باشد و هم از موجودیت و منافع طبقات متوسط دفاع کند؟</p>
<p>یک چنین جهان‌بینی حداقل باید دو عنصر سیاسی و اقتصادی را شامل شود. از منظر سیاسی این جهان‌بینی باید سیاست‌های دموکراتیک را بر اقتصاد ترجیح دهد و با انعکاس منافع عمومی در نظام سیاسی و حکومت مشروعیت مردمی خود را به دست آورد. بخش‌های مربوط به خدمات عمومی و حمایت از شهروندان نمی‌توانند به شیوه قدیمی کار کنند. باید آنها را با استفاده از فناوری‌های جدید متحول کرد. و بالاخره کنترل اداره امور جامعه و سیاست باید از دست گروه‌های خاصی که فقط حافظ منافع اقشار یا شرکت‌های مشخصی هستند خارج شود.</p>
<p>از نظر اقتصادی این جهان‌بینی نباید نظام سرمایه‌داری را منسوخ اعلام کند. راه حل در ترویج اشکال و انواع گوناگون سرمایه‌داری و دخالت حکومت‌ها در سرعت و چگونگی پیشرفت روند جهانی شدن است. روند جهانی شدن تقدیری نیست که باید به آن گردن گذاشت، بلکه فرصتی است که با هوشیاری، دقت و رعایت منافع همه شهروندان از نظر سیاسی باید آن را کنترل کرد. در این جهان‌بینی جدید نظام مبتنی بر بازار آزاد و الزامات آن هدف نهایی نیست، بلکه ابزاری است برای رشد و شکوفایی جوامع به صورتی که بخش اعظم مردم از آن بهره‌مند شوند، نه این که صرفا ثروت ملی یک کشور افزایش یابد.</p>
<p>فرانسیس فوکویاما در پایان مطلب خود هشدار می‌دهد که جنبش‌های «پوپولیستی» موجود در آمریکا، چه آنها که به قطب راست و محافظه‌کاران تمایل دارند و چه آنها که ایده‌های چپ دارند، پیچیدگی‌های چند دهه اخیر را در نظر نگرفته و در راه حل‌های خود الگویی را ارائه می‌دهند که در ‌‌نهایت به نوعی تضعیف و انزوای اقتصادی آمریکا منجر می‌شود. با یک چنین راه حل‌هایی نمی‌توان مطالبات اقشار متوسط را که طی دهه‌های اخیر به حاشیه رانده شده‌اند برآورده کرد.</p>
<p>در عین حال ادامه وضعیت موجود به معنای دوام سلطه گروه‌های مدافع اقشار بسیار ثروتمند و لابی‌های مالی بر عرصه سیاست‌گذاری در آمریکاست. تحت تاثیر این وضعیت اختلاف ثروت در سطح جامعه و تشدید فقر اقشار متوسط افزایش خواهد یافت. در همه جای دنیا از جمله آمریکا صاحبان ثروت از امتیاز و موقعیت ویژه خود برای تاثیرگذاری بر سیاست بهره می‌جویند.</p>
<p>تا زمانی که اقشار متوسط در جوامع پیشرفته هنوز هم در توهم دهه‌های اخیر به سر ببرند که گویا منافع آنها در گروی سیستم سرمایه‌داری آزاد‌تر و دولتی کوچک‌تر است، هیچ جنبشی برای تغییرات ساختاری در وضعیت موجود شکل نخواهد گرفت. جهان‌بینی و نظریه سیاسی اقتصادی که می‌تواند جایگزین شرایط فعلی باشد هم اکنون در دسترس و منتظر ظهور است.</p>
<p>مطلب فوق ، ترجمه بخشهایی از<a href="http://www.foreignaffairs.com/articles/136782/francis-fukuyama/the-future-of-history" target="_blank"> این مقاله</a> است .</p>
<p>مرتبط :<strong><a href="http://nejatbahrami.wordpress.com/2011/02/27/%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%85%D9%81%D8%B5%D9%84-%D9%81%D9%88%DA%A9%D9%88%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%88%D9%84%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D9%81%D9%82/">  دیدگاه مفصل فوکویاما در باره ولایت فقیه دروغ از آب در آمد</a></strong></p>
<br />دسته‌بندی شده در: <a href='http://nejatbahrami.wordpress.com/category/%d9%82%d8%b7%d8%b9%d8%a7%d8%aa-%d9%84%db%8c%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d9%84%db%8c/'>قطعات لیبرالی</a>, <a href='http://nejatbahrami.wordpress.com/category/%d8%a7%d9%82%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d8%af-%d8%a2%d8%b2%d8%a7%d8%af/'>اقتصاد آزاد</a>, <a href='http://nejatbahrami.wordpress.com/category/%d8%a7%d9%86%d8%af%db%8c%d8%b4%d9%87-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%b3%db%8c/'>اندیشه سیاسی</a>  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/nejatbahrami.wordpress.com/2012/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/nejatbahrami.wordpress.com/2012/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/nejatbahrami.wordpress.com/2012/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/nejatbahrami.wordpress.com/2012/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/nejatbahrami.wordpress.com/2012/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/nejatbahrami.wordpress.com/2012/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/nejatbahrami.wordpress.com/2012/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/nejatbahrami.wordpress.com/2012/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/nejatbahrami.wordpress.com/2012/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/nejatbahrami.wordpress.com/2012/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/nejatbahrami.wordpress.com/2012/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/nejatbahrami.wordpress.com/2012/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/nejatbahrami.wordpress.com/2012/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/nejatbahrami.wordpress.com/2012/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=nejatbahrami.wordpress.com&amp;blog=13509862&amp;post=2012&amp;subd=nejatbahrami&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://nejatbahrami.wordpress.com/2012/02/03/%d8%af%db%8c%d8%af%da%af%d8%a7%d9%87-%d9%81%d9%88%da%a9%d9%88%db%8c%d8%a7%d9%85%d8%a7-%d8%af%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%a8%d8%ad%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d9%82%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d8%af%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/8e5e3adc4fc2782921078a988b7a59d8?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">bahramin</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://nejatbahrami.files.wordpress.com/2012/02/705d2ff4-5935-4c1f-bead-b73091e6e91d_w640_r1_s.jpg?w=300" medium="image">
			<media:title type="html">فوکویاما</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>ویدئو و ترجمه سخنرانی معروف مارتین لوتر کینگ :من رویایی دارم</title>
		<link>http://nejatbahrami.wordpress.com/2012/01/16/%d9%88%db%8c%d8%af%d8%a6%d9%88-%d9%88-%d8%aa%d8%b1%d8%ac%d9%85%d9%87-%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%88%d9%81%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%b3%d8%ae%d9%86%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%85%d8%a7%d8%b1%d8%aa%db%8c/</link>
		<comments>http://nejatbahrami.wordpress.com/2012/01/16/%d9%88%db%8c%d8%af%d8%a6%d9%88-%d9%88-%d8%aa%d8%b1%d8%ac%d9%85%d9%87-%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%88%d9%81%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%b3%d8%ae%d9%86%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%85%d8%a7%d8%b1%d8%aa%db%8c/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 16 Jan 2012 09:32:41 +0000</pubDate>
		<dc:creator>نجات بهرامی</dc:creator>
				<category><![CDATA[قطعات لیبرالی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://nejatbahrami.wordpress.com/?p=2002</guid>
		<description><![CDATA[به نقل از صفحه فیس بوک دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال دانشگاههاهی ایران برای دانلود به این آدرس بروید . از این‌که امروز در تظاهراتی کنار شما هستم که روزی در تاریخ ملت ما به عنوان بزرگترین رخداد در راستای آزادی به ثبت خواهد رسید، خوشحالم. یکصد سال پیش، یک شهروند بزرگ آمریکایی که ما [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=nejatbahrami.wordpress.com&amp;blog=13509862&amp;post=2002&amp;subd=nejatbahrami&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;"><span class='embed-youtube' style='text-align:center; display: block;'><iframe class='youtube-player' type='text/html' width='477' height='299' src='http://www.youtube.com/embed/smEqnnklfYs?version=3&amp;rel=1&amp;fs=1&amp;showsearch=0&amp;showinfo=1&amp;iv_load_policy=1&amp;wmode=transparent' frameborder='0'></iframe></span></p>
<p style="text-align:justify;">به نقل از<a href="http://www.facebook.com/LiberalStudents" target="_blank"><strong> صفحه فیس بوک دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال دانشگاههاهی ایران</strong></a></p>
<p style="text-align:justify;">برای دانلود به <strong><a href="http://www.4shared.com/video/NxWGC8p3/martin_loter_king.html" target="_blank">این آدرس</a> بروید . </strong></p>
<p style="text-align:justify;">از این‌که امروز در تظاهراتی کنار شما هستم که روزی در تاریخ ملت ما به عنوان بزرگترین رخداد در راستای آزادی به ثبت خواهد رسید، خوشحالم.</p>
<p style="text-align:justify;">یکصد سال پیش، یک شهروند بزرگ آمریکایی که ما امروز زیر سایه‌ی نمادین او ایستاده‌ایم، اعلامیه‌ی آزادی بردگان را امضا کرد. این فرمان پر برآیند، همچون فانوس دریایی، امیدی در دل میلیون‌ها برده‌ی سیاهپوست افکند که در آتش بی‌امان بیداد می‌سوختند. سپیده‌ی مسرت بخشی بود که پایان شب بلند بردگی‌شان را نوید می‌داد.</p>
<p style="text-align:justify;"><span id="more-2002"></span></p>
<p style="text-align:justify;">امروز، یکصد سال از آن روز می‌گذرد، اما هنوز سیاهپوستان آزاد نیستند. پس از یکصد سال، با تاسف باید اذعان کنیم که زندگی سیاهپوستان هنوز هم اسیر بند و زنجیرهای تبعیض و جدایی نژادی است. پس از یکصد سال، در پهنه‌ی بیکران دریای رفاه مادی آمریکا، هنوز سیاهپوستان در جزیره‌ی دورافتاده‌ی فقر به سر می‌برند. پس از یکصد سال، سیاهپوستان در گوشه و کنار جامعه‌ی آمریکا، زار و نزار، خود را تبعیدیانی در کشورشان می‌یابند. ما امروز در اینجا گرد آمده‌ایم تا این اوضاع شرم‌آور را برملا کنیم. به یک معنا، ما در پایتخت کشور گرد آمده‌ایم تا «چک» مواعید خود را وصول کنیم. با نگارش متن مهم قانون اساسی و اعلامیه‌ی استقلال، سازندگان جمهوری ما تعهدنامه‌ای را امضا کردند که هر آمریکایی وارث آن است. این سند تعهد کرده است که حق جدایی‌ناپذیر همه‌ی انسان‌ها- آری، سیاهپوستان و سفیدپوستان هردو- برای زندگی، آزادی و شادمانی تضمین شود.</p>
<p style="text-align:justify;">امروز این دیگر عیان است که آمریکا در پیوند با شهروندان رنگین پوستش در انجام این تعهدنامه کوتاهی کرده است و به جای احترام به این پیمان مقدس، به سیاهپوستان «چک» بی‌پشتوانه‌ای داده؛ چکی که با عبارت «موجودی کافی نیست» برگشت خورده است.</p>
<p style="text-align:justify;">ما نمی‌توانیم بپذیریم که «بانک عدالت» ورشکسته شده باشد. ما نمی‌توانیم بپذیریم که موجودی خزاین بزرگ «فرصت» در این کشور ناکافی باشد. از این‌رو ما آمده‌ایم تا این چک را نقد کنیم، چکی که با ارایه‌ی آن می‌توانیم صاحب آزادی و امنیت عدالت شویم. ما همچنین به این مکان تقدیس شده آمده‌ایم تا شدت اضطرار موقعیت کنونی را به آمریکا خاطرنشان سازیم. امروز زمان آن نیست که وقت خود را صرف اقدامات تجملی مانند خونسردی یا تزریق داروی مسکن پیشرفت تدریجی کنیم. وقت آن رسیده است که وعده‌های واقعی دموکراسی بدهیم. وقت برخاستن از تاریکی و گودال مهلک جدایی نژادی و گذار به جاده‌ی روشن عدالت نژادی فرا رسیده است. امروز روز رهایی کشور از ریگ‌های روان بی‌عدالتی نژادی و کشاندن آن به زمین استوار برادری است. امروز وقت تحقق بخشیدن به عدالت برای همه‌ی فرزندان خداست.</p>
<p style="text-align:justify;">بی اعتنایی به موقعیت مضطر کنونی برای کشور مصیبت به همراه خواهد آورد. تابستان سوزان ناخشنودی مشروع سیاهپوستان به پایان نخواهد آمد، مگر اینکه پاییز روحبخش آزادی و برابری جای آن را بگیرد. هزار و نهصد وشصت و سه، پایان نه، بل آغازی است. اگر کشور به روال معمول خود بازگردد، آنهایی که می‌پنداشتند «سیاهپوستان لازم بود عقده‌های خود را خالی کنند و حالا دیگر خرسند شده‌اند»، با ضربت خشنی بیدار خواهند شد. مادامی که حقوق شهروندی سیاهپوستان به آنها داده نشود، آمریکا به آسایش و آرامش دست نخواهد یافت. تا زمانی که آفتاب عدالت برندمد، گردبادهای خیزش همچنان پایه‌های کشورمان را خواهند لرزاند.</p>
<p style="text-align:justify;">اما سخنی هست که باید به مردم خودم که در آستانه‌ی گرم ورود به کاخ عدالت ایستاده‌اند، بگویم. در روند به‌دست آوردن جایگاه مشروع خود نباید مرتکب کارهای نادرست شویم. بیایید تشنگیمان را برای آزادی، با نوشیدن جام تلخی و دشمنی رفع نکنیم. ما باید همواره مبارزات خود را در کمال عزت و انضباط به پیش بریم. نگذاریم اعتراض خلاق ما به مرتبه‌ی نازل خشونت‌های جسمانی سقوط کند. همواره تلاش کنیم در بلندی‌های باشکوه، زور بدنی را با توان روحانی پاسخ گوییم. منازعه جویی شگفت انگیز تازه‌ای که جوامع سیاهپوست را فرا گرفته نباید ما را به بی اعتمادی نسبت به تمام مردم سفیدپوست رهنمون شود، زیرا بسیاری از برادران سفیدپوست ما، همانگونه که حضورشان امروز در اینجا شاهد این مدعاست، دریافته‌اند که سرنوشتشان با سرنوشت ما گره خورده است. آنها دریافته‌اند که آزادیشان به گونه پیچیده‌ای با آزادی ما بستگی دارد. ما نمی‌توانیم این راه را به‌تنهایی بپیماییم.</p>
<p style="text-align:justify;">و همچنان‌که در این راه گام برمی‌داریم، باید عهد کنیم که همواره پیش خواهیم رفت. ما نمی‌توانیم به عقب بازگردیم. برخی‌ها، از هواخواهان حقوق مدنی می‌پرسند، «کی راضی خواهید شد؟» ما تا روزی که سیاهپوستان قربانی وحشت غیرقابل بیان بی‌رحمی پلیس‌اند نمی‌توانیم راضی شویم. تا روزی که تن‌های خسته از سفر ما نتوانند بستری در مسافرخانه‌های شاهراه‌ها و هتل‌های شهرها پیدا کنند، نمی‌توانیم راضی باشیم. تا روزی که تحرک اصلی ما فقط از محله‌های اقلیت‌نشین کوچکتر به محله‌های اقلیت‌نشین بزرگتر است نمی‌توانیم راضی باشیم. تا روزی که شخصیت و احترام فرزندان ما بسادگی با تابلوهای «ویژه‌ی سفیدپوستان» زایل می‌شود، نمی‌توانیم راضی باشیم. تا روزی که سیاهپوستان می‌سی سی پی حق رای ندارند و سیاهپوستان نیویورک برآنند که چیزی ندارند که به آن رای دهند، نمی‌توانیم راضی باشیم. نه! نه، ما راضی نیستیم و راضی نخواهیم شد مگر آن‌که عدالت مانند آبشار، و راستکاری چون رودی پرخروش جاری شوند.</p>
<p style="text-align:justify;">می دانم که برخی از شما به دلیل مصیبت‌ها و رنج‌های سختی که تحمل کرده‌اید به اینجا آمده‌اید. برخی از شما از سلول‌های تنگ زندان به اینجا آمده‌اید. برخی از شما از جاهایی آمده‌اید که در راه آزادی‌طلبی خود، ناگزیر با توفان‌های آزار و خشونت پلیس روبرو شده‌اید. شما کهنه سربازان رنج‌ها و محنت‌های خلاقانه هستید. با ایمان به کار خود ادامه دهید که رنج و عذاب ناخواسته موجب رستگاری است.</p>
<p style="text-align:justify;">به می‌سی سی پی برگردید، به آلاباما برگردید، به کارولینای جنوبی برگردید، به جورجیا برگردید، به لوئیزیانا برگردید، به محله‌های خود در شهرهای شمالی کشور برگردید و مطمئن باشید که این وضعیت می‌تواند دگرگون شود و دگرگون هم خواهد شد.</p>
<p style="text-align:justify;">نگذاریم در دره‌ی ناامیدی غوطه‌ور شویم. خطاب من امروز با شماست، دوستان من، اگرچه با دشواری‌های امروز و فردا رودررو هستیم، اما من هنوز هم رویایی دارم. این رویا، رویایی است که ریشه‌های ژرفی در «رویای آمریکا» دارد. رویای من اینست که روزی این کشور به‌پا می‌خیزد و به معنای واقعی اعتقادات خود جان می‌بخشد: «ما این حقیقت را که همه انسان‌ها برابر خلق شده‌اند آشکار و بدیهی می‌دانیم.»</p>
<p style="text-align:justify;">رویای من اینست که روزی فرزندان برده‌های پیشین و فرزندان برده‌داران پیشین بر فراز تپه‌های سرخ جورجیا کنار هم سر میز برادری خواهند نشست.</p>
<p style="text-align:justify;">رویای من اینست که سرانجام روزی ایالتی مانند می‌سی سی پی، ایالتی که در آتش بیدادگری می‌سوزد، در آتش تعدی می‌سوزد، به واحه‌ی آزادی و عدالت بدل خواهد شد.</p>
<p style="text-align:justify;">رویای من اینست که چهار فرزند کوچکم روزی در کشوری زندگی خواهند کرد که آنها را نه به سبب رنگ پوست، که با درونمایه‌ی شخصیتشان داوری خواهند کرد.</p>
<p style="text-align:justify;">من امروز رویایی دارم!</p>
<p style="text-align:justify;">رویای من اینست که روزی در آلاباما، با آن نژادپرستان وحشی‌اش، با فرماندارش که از گاله‌ی دهانش، عدم پذیرش مداخله در قوانین فرومی‌چکد، آری روزی در همین آلاباما، پسرها و دخترهای کوچک سیاهپوست خواهند توانست چون خواهران و برادرانی دست در دست پسرها و دخترهای کوچک سفیدپوست بگذارند.</p>
<p style="text-align:justify;">من امروز رویایی دارم!</p>
<p style="text-align:justify;">رویای من اینست که سرانجام روزی دره‌ها بالا خواهند آمد و تپه‌ها و کوه‌ها پایین خواهند رفت، ناهمواری‌ها هموار خواهند شد و ناراستی‌ها راست؛ جلال خداوند آشکار خواهد شد و همه ابنای بشر با هم به تماشای آن خواهند نشست.</p>
<p style="text-align:justify;">این امید ماست. این باوری است که با خود به جنوب می‌برم. با این باور ما خواهیم توانست از کوه‌های ناامیدی سنگ امید بتراشیم. با این باور خواهیم توانست هیاهوی ناسازگاری کشورمان را به همنوایی زیبایی از برادری بدل کنیم. با این باور خواهیم توانست با هم کار کنیم، با هم دعا کنیم، با هم مبارزه کنیم، با هم به زندان رویم، با هم از آزادی دفاع کنیم، مطمئن از اینکه سرانجام روز آزادی مان فراخواهد رسید.</p>
<p style="text-align:justify;">روزی که همه فرزندان خدا خواهند توانست سرود آزادی را با مفهومی نو بخوانند. «ای کشور من، ای سرزمین زیبای آزادی، برای توست که می‌خوانم. سرزمینی که پدران من در آن در گذشتند، سرزمین فخر زائران، بگذار از هر گوشه کوهساران زنگ آزادی به صدا درآید.»</p>
<p style="text-align:justify;">اما اگر قرار است آمریکا به کشوری بزرگ تبدیل شود، این باید به حقیقت بپیوندد. پس بگذارید زنگ آزادی از فراز تپه‌های شگرف نیوهمشایر به صدا درآید. بگذارید زنگ آزادی از کوه‌های بلند نیویورک به صدا درآید. بگذارید زنگ آزادی از بلندی‌های الگینی پنسیلوانیا به صدا درآید. بگذارید زنگ آزادی از فراز قله‌های پر برف کوه‌های راکی کلرادو به صدا درآید. بگذارید زنگ آزادی از شیب‌های پرکرشمه کالیفرنیا به صدا درآید.</p>
<p style="text-align:justify;">نه تنها اینها؛ بگذارید زنگ آزادی از بلندی‌های «استون جرجیا» به صدا درآید.</p>
<p style="text-align:justify;">بگذارید زنگ آزادی از کوه «لوکاوت تنسی» به صدا درآید.</p>
<p style="text-align:justify;">بگذارید زنگ آزادی از هر تپه و خاکریز- از هر کوهسار «می‌سی سی پی» به صدا درآید.</p>
<p style="text-align:justify;">بگذارید زنگ آزادی به صدا درآید. و زمانی که چنین شد، زمانی که گذاشتیم زنگ آزادی به صدا درآید- آنگاه که گذاشتیم زنگ آزادی از هر روستا و هر دهکده، از هر ایالت و هر شهر به صدا درآید، خواهیم توانست رسیدن آن روزی را جلو بیاندازیم که در آن روز همه فرزندان خدا- سیاه و سفید، یهودی و غیر یهودی، پروتستان و کاتولیک- خواهند توانست دست در دست هم بگذارند و آن سرود قدسی قدیمی سیاهان را سردهند: «سرانجام آزادیم! سرانجام آزادیم! سپاس خداوند متعال را، سرانجام آزادیم!»</p>
<br />دسته‌بندی شده در: <a href='http://nejatbahrami.wordpress.com/category/%d9%82%d8%b7%d8%b9%d8%a7%d8%aa-%d9%84%db%8c%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d9%84%db%8c/'>قطعات لیبرالی</a>  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/nejatbahrami.wordpress.com/2002/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/nejatbahrami.wordpress.com/2002/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/nejatbahrami.wordpress.com/2002/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/nejatbahrami.wordpress.com/2002/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/nejatbahrami.wordpress.com/2002/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/nejatbahrami.wordpress.com/2002/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/nejatbahrami.wordpress.com/2002/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/nejatbahrami.wordpress.com/2002/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/nejatbahrami.wordpress.com/2002/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/nejatbahrami.wordpress.com/2002/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/nejatbahrami.wordpress.com/2002/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/nejatbahrami.wordpress.com/2002/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/nejatbahrami.wordpress.com/2002/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/nejatbahrami.wordpress.com/2002/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=nejatbahrami.wordpress.com&amp;blog=13509862&amp;post=2002&amp;subd=nejatbahrami&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://nejatbahrami.wordpress.com/2012/01/16/%d9%88%db%8c%d8%af%d8%a6%d9%88-%d9%88-%d8%aa%d8%b1%d8%ac%d9%85%d9%87-%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%88%d9%81%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%b3%d8%ae%d9%86%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%85%d8%a7%d8%b1%d8%aa%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/8e5e3adc4fc2782921078a988b7a59d8?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">bahramin</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>گفتگوی ایرج گرگین با فروغ فرخزاد</title>
		<link>http://nejatbahrami.wordpress.com/2012/01/13/%da%af%d9%81%d8%aa%da%af%d9%88%db%8c-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%ac-%da%af%d8%b1%da%af%db%8c%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%d9%81%d8%b1%d9%88%d8%ba-%d9%81%d8%b1%d8%ae%d8%b2%d8%a7%d8%af/</link>
		<comments>http://nejatbahrami.wordpress.com/2012/01/13/%da%af%d9%81%d8%aa%da%af%d9%88%db%8c-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%ac-%da%af%d8%b1%da%af%db%8c%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%d9%81%d8%b1%d9%88%d8%ba-%d9%81%d8%b1%d8%ae%d8%b2%d8%a7%d8%af/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 13 Jan 2012 17:16:05 +0000</pubDate>
		<dc:creator>نجات بهرامی</dc:creator>
				<category><![CDATA[هنر و ادبیات]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://nejatbahrami.wordpress.com/?p=1987</guid>
		<description><![CDATA[ایرج گرگین فعالیتهای اجتماعی و روزنامه نگاری را از اوان نوجوانی با انتشار روزنامه دانش آموز در سال ۱۳۳۰ در تهران آغاز کرد. سپس در انتشار روزنامه جوانان دموکرات فعالیت داشت. هنگام شروع به تحصیل در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران ضمن همکاری با بسیاری از روزنامه ها و نشریات در ایران، فعالیتهای هنری گسترده ای [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=nejatbahrami.wordpress.com&amp;blog=13509862&amp;post=1987&amp;subd=nejatbahrami&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;">ایرج گرگین فعالیتهای اجتماعی و روزنامه نگاری را از اوان نوجوانی با انتشار روزنامه دانش آموز در سال ۱۳۳۰ در تهران آغاز کرد. سپس در انتشار روزنامه جوانان دموکرات فعالیت داشت. هنگام شروع به تحصیل در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران ضمن همکاری با بسیاری از روزنامه ها و نشریات در ایران، فعالیتهای هنری گسترده ای را نیز آغاز کرد و سپس در سال ۱۳۳۷ به عنوان تهیه کننده و گوینده خبر به رادیو ایران پیوست.در همان سال طرح ایجاد یک رادیوی فرهنگی در تهران را ارائه داد که پس از تصویب به اجرا درآمد و رادیو تهران ایجاد شد. این رادیو نقش مهمی در پیشبرد فرهنگ در جامعه ایفا کرد.در سال ۱۳۴۰ برای تحصیل در رشته تلویزیون به ژاپن رفت و در بازگشت به ایران، ضمن فعالیتهای هنری، ترجمه و نوشتن، به ادامه کار در رادیو پرداخت.در سال ۱۳۴۵ به همکاری با تلویزیون ملی ایران که تازه تشکیل شده بود پرداخت و اولین گوینده خبر آن بود.در سال ۱۳۴۶ مدیر روابط عمومی و انتشارات تلویزیون ملی ایران شد.در سال ۱۳۴۹ مدیریت خبر تلویزیون را برعهده گرفت و انتشار مجله تماشا توسط تلویزیون و با همت وی آغاز شد. در سال ۱۳۵۰ مدیریت تولید تلویزیون بر عهده وی گذارده شد.در سال ۱۳۵۱ برای ادامه تحصیل به  کالیفرنیا رفت و در رشته مدیریت ارتباطات در دانشگاه USC تحصیل کرد.در بازگشت به ایران در سال ۱۳۵۳ مدیریت شبکه دوم تلویزیون را بر عهده گرفت.طی سالهای ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷ به ساخت چند فیلم از موزه های مختلف دنیا پرداخت با عنوان «حضور ایران» که از جمله به دلیل وقایع و تحولات سیاسی در ایران ناتمام ماند.در سال ۱۳۵۹ از ایران خارج شد و در کالیفرنیا اقامت گزید.در سال ۱۹۸۱ رادیو امید را درجنوب کالیفرنیا بنیان نهاد.در سال ۱۹۹۷ در تأسیس رادیو آزادی در پراگ، جمهوری چک مشارکت داشت و سالها مدیریت آن را برعهده داشت. این رادیو بعداً تبدیل به رادیو فردا شد. در سال ۲۰۰۹ بازنشسته شد و مقیم ویرجینیای شمالی در ايالات متحده شد. صبح جمعه ۱۳ ژانویه بعد از یک دوره بیماری طولانی در بیمارستان فیرفکس در ویرجینیا درگذشت.(<a href="http://www.voanews.com/persian/news/gorgin-137271138.html" target="_blank">+</a>)</p>
<p style="text-align:justify;">گفتگوی ایرج گرگین با فروغ فرخزاد را در <strong><a href="http://www.box.com/files/0/f/74182149/1/f_1433698692#/files/0/f/74182149/1/f_1433698692" target="_blank">این لینک </a></strong>ببینید و دانلود کنید. همچنین می توانید این گفتگوی تاریخی را از ابزارک پخش در ستون کناری وبلاگ بشنوید .</p>
<p>مرتبط : <a href="http://nejatbahrami.wordpress.com/2011/03/07/%D8%B4%D8%B9%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D8%B2%DB%8C%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%BA-%D9%81%D8%B1%D8%AE%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D8%AA%D9%82%D8%AF%DB%8C%D9%85-%D8%A8/">شعری بسیار زیبا از فروغ فرخزاد  </a></p>
<p>پی نوشت : برخی دوستان اشاره کردند که فایل مورد نظر دانلود نمی شود . به همین خاطر مجدد در <a href="http://www.4shared.com/mp3/P2_ERTZk/forogh_-_gorgin.html" target="_blank"><strong>این آدرس جدید</strong></a> برای دانلود قرار گرفت .</p>
<br />دسته‌بندی شده در: <a href='http://nejatbahrami.wordpress.com/category/%d9%87%d9%86%d8%b1-%d9%88-%d8%a7%d8%af%d8%a8%db%8c%d8%a7%d8%aa/'>هنر و ادبیات</a>  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/nejatbahrami.wordpress.com/1987/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/nejatbahrami.wordpress.com/1987/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/nejatbahrami.wordpress.com/1987/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/nejatbahrami.wordpress.com/1987/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/nejatbahrami.wordpress.com/1987/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/nejatbahrami.wordpress.com/1987/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/nejatbahrami.wordpress.com/1987/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/nejatbahrami.wordpress.com/1987/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/nejatbahrami.wordpress.com/1987/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/nejatbahrami.wordpress.com/1987/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/nejatbahrami.wordpress.com/1987/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/nejatbahrami.wordpress.com/1987/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/nejatbahrami.wordpress.com/1987/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/nejatbahrami.wordpress.com/1987/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=nejatbahrami.wordpress.com&amp;blog=13509862&amp;post=1987&amp;subd=nejatbahrami&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://nejatbahrami.wordpress.com/2012/01/13/%da%af%d9%81%d8%aa%da%af%d9%88%db%8c-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%ac-%da%af%d8%b1%da%af%db%8c%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%d9%81%d8%b1%d9%88%d8%ba-%d9%81%d8%b1%d8%ae%d8%b2%d8%a7%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/8e5e3adc4fc2782921078a988b7a59d8?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">bahramin</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>نگاهی گذرا به وضعیت مطبوعات عصر پهلوی</title>
		<link>http://nejatbahrami.wordpress.com/2012/01/09/%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%da%af%d8%b0%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d9%87-%d9%88%d8%b6%d8%b9%db%8c%d8%aa-%d9%85%d8%b7%d8%a8%d9%88%d8%b9%d8%a7%d8%aa-%d8%b9%d8%b5%d8%b1-%d9%be%d9%87%d9%84%d9%88%db%8c/</link>
		<comments>http://nejatbahrami.wordpress.com/2012/01/09/%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%da%af%d8%b0%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d9%87-%d9%88%d8%b6%d8%b9%db%8c%d8%aa-%d9%85%d8%b7%d8%a8%d9%88%d8%b9%d8%a7%d8%aa-%d8%b9%d8%b5%d8%b1-%d9%be%d9%87%d9%84%d9%88%db%8c/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 09 Jan 2012 19:15:21 +0000</pubDate>
		<dc:creator>نجات بهرامی</dc:creator>
				<category><![CDATA[تاریخ معاصر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://nejatbahrami.wordpress.com/?p=1978</guid>
		<description><![CDATA[کودتای بیست و هستم مرداد سال 32 در ایران ، برای بسیاری از تحلیلگران سیاسی و پژوهشگران تاریخ معاصر ایران تبدیل به یک مبدا تاریخ شده است . تا جایی که بررسی مولفه ها و حوادث سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی و حتی اقتصادیِ عصر پهلوی را در دو دوره قبل از کودتا و بعد [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=nejatbahrami.wordpress.com&amp;blog=13509862&amp;post=1978&amp;subd=nejatbahrami&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;" align="right"><a href="http://nejatbahrami.files.wordpress.com/2012/01/images.jpg"><img class="alignright size-full wp-image-1979" title="images" src="http://nejatbahrami.files.wordpress.com/2012/01/images.jpg?w=477" alt=""   /></a>کودتای بیست و هستم مرداد سال 32 در ایران ، برای بسیاری از تحلیلگران سیاسی و پژوهشگران تاریخ معاصر ایران تبدیل به یک مبدا تاریخ شده است . تا جایی که بررسی مولفه ها و حوادث سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی و حتی اقتصادیِ عصر پهلوی را در دو دوره قبل از کودتا و بعد از کودتا مورد مطالعه قرار می دهند . این تقسیم بندی اغلب در ذات خود حاوی یک جبهه گیری ارزشی در دفاع از دولت مصدق نیز بوده است و اعتقاد به دوران طلایی دوساله نخست وزیری دکتر مصدق را در خود مستتر دارد . در سالهای پس از سرنگونی حکومت پهلوی و در شرایطی که گفتمان های ملی ، چپ و اسلامی در اوج قدرت بودند ، این باور برای همیشه به بدنه فکری جامعه تزریق شد که دوران پس از کودتای بیست و هشت مرداد ، دوران سیاه و ظلمانی تاریخ معاصر ایران بوده و هیچ گونه نور و روشنایی در آن نمی توان یافت .  اگر چه در سرکوبها و ممنوعیتها و بازداشتها و اعدامهایی که در این دوره انجام گرفت ، نمی توان شک داشت ، اما اشکال این نوع نگاه مطلق گرایانه در این است که هرگز وارد خطاها و کاستی های نیروهای اپوزیسیون و مخالف حکومت نمی شود ، از پایمال کردن قانون اساسی توسط مصدق و فاطمی و &#8230; سخن نمی گوید ، در برابر ترور های پی در پی سکوت توام با رضایت اختیار می کند و در سالهای بعد ، جنگ چریکی و حمله به پاسگاهها را عملیات قهرمانانه می داند .</p>
<p style="text-align:justify;" align="right"> این نوشتار بر آن است تا با نگاهی به وضعیت مطبوعات در این دوره و از لابه لای برخی نقل قولها ، مطیوعات را به عنوان نمونه ای کوچک از دوران پهلوی دوم مورد بررسی قرار دهد وضمن ایجاد نگاهی واقع گرایانه ، اندکی در &#8220;فراروایت قرون وسطای 32 تا 57 &#8221; خلل وارد نماید .</p>
<p style="text-align:justify;" align="right">در سنت تاریخ نگاری مذهبی هم ، پهلوی دوم مامور گماشته شده بیگانگان برای مبارزه با اسلام معرفی می شود و همه برنامه های اصلاحی و عمرانی وی را وسیله ای برای تحقق این ماموریت می دانند . تا جایی که اعطای حق رای به زنان و تاسیس دانشگاه و تحصبل دختران را وسیله ای برای انحراف آنها قلمداد کرده و دستاویزی برای مبارزه با شاه قلمداد کردند . خواننده و پژوهشگری که بتواند خود را از گرد و غبار این نوع نگاه تاریخی برهاند ، در می یابد که اوضاع  آنگونه که روایت می شود نیست و ظاهرا شاه و عوامل وی آنقدرها هم با مذهب دشمنی نداشته اند ! در مطالعه تاریخ دوران پهلوی گاه و بیگاه با اسنادی مواجه می شویم که حداقل ادعای مذهبیون را با تردید هایی مواجه می سازد . مثلا در یکی از اسناد ساواک چنین می خوانیم :</p>
<p style="text-align:justify;" align="right"><span id="more-1978"></span></p>
<p style="text-align:justify;" align="right">به طوری که مجله تهران مصور در صفحه پنجم خود نقل کرده است ، شعبه 9 دادگاه جنحه مرکز به ریاست آقای دکتر ناصر وثوقی ، کلیه نشریات و کتابهای کسروی را برای پخش و فروش آزاد اعلام کرده و دادگاه نظر داده است که کتابها بر علیه اسلام نیست . با توجه به اینکه دکتر ناصر وثوقی رییس محکمه مزبور یکی از سوسیالیست های پرو پا قرص می باشد و مدتی نیز در حزب منحله توده عضویت داشته و اصولا چون سوسیالیست ها پای بند مذهب و خدا پرستی نیستند ، ارجاع این پرونده به دادگاه مزبور اشتباه بوده است . ضمنا با حکمی که دادگاه صادر کرده ، دیگر جلوگیری از از انتشار کتابهای کسروی که اکثر آنها مخالف دین اسلام و ردِ مهدویت و شیعه است (مانند کتابهای شیعیگری &#8211; بخوانند و داوری کنند ) مقدور نبوده و البته بر اثر انتشار این کتابها عصبانیت طبقه روحانی برانگیخته خواهد شد . همچنین به عرض می رساند که آقای اربابزاده مدیر انتشارات کسروی چندی پیش در ساواک تعهد داده است که از انتشار کتابهای کسروی خودداری نماید . اکنون با صدور حکم دادگاه این تعهد خود به خود ملغی می شود .</p>
<p style="text-align:justify;" align="right">در حاشیه این نامه دست خط مقام مافوق دیده می شود که نوشته است : به عرض جناب نخست وزیر رسید . با آقای وزیر دادگستری مذاکره فرمودند . قرار شد پرونده وثوقی به دادگاه انتظامی قضات داده شود ، به پرونده کسروی استیناف داده شود و در آنجا حکم لغو شود . کتابها را اجازه ندهید آزاد کنند و تجدید چاپ نمایند و فعالیت کنند (1) .</p>
<p style="text-align:justify;" align="right">در این نوشتارابتدا نگاهی گذرا خواهیم داشت به وضعیت مطبوعات سیاسی قبل ازکودتا. همچنین دوران بعد از سال 32 را از لحاظ کمَی و از حیث میزان آزادی و تنگناهایی که مطبوعات با آن دست به گریبان بوده اند ، بررسی خواهیم کرد . همچنین بر حسب میزان فشار بر مطبوعات ، این دوره را در چند قسمت جداگانه مورد بررسی قرار خواهیم داد .</p>
<p style="text-align:justify;" align="right"><strong>1 – حساسیت بالایی که دستگاه به مطبوعات داشت .</strong></p>
<blockquote>
<p style="text-align:justify;" align="right"> اسدالله علم ، وزیردربار شاه که بیش از یک دهه در این سمت حاضر بود، در یادداشت های خود نشان می دهد که شاه تا چه میزان به نوشته های روزنامه ها اعتنا می کرد و سیاست کشورهای غربی را از لابه لای تحلیل ها و سطر سطر خبرها می جست. همچنین داریوش همایون که خود آخرین وزیر اطلاعات دوره پهلوی بود  در گفتگویی با شبکه بی بی سی نکات مهمی از وضعیت مطبوعات آن زمان را بازگو می کند .او در جواب این سوال که  : مگر روزنامه های داخلی به خصوص در دهه آخر سلطنت در ایران چقدر آزادی داشتند که بخواهند از موضوعی انتقاد کنند که شاه را تا این حد آشفته کند؟ چنین می گوید :</p>
</blockquote>
<p style="text-align:justify;" align="right">ایرانی ها، تقریبا همه، اسیر تئوری های توطئه هستند و شاه، پادشاه همه توهم های توطئه بود. اصلا تمام زندگی شاه در توهم توطئه خارجی ها سپری شد و عاقبت هم از بیم توطئه خارجی ها کشور را رها کرد و رفت . بسیار توطئه اندیش بود و تصور نمی توانست بکند ساز و کار دموکراسی را.  حکومت های غربی را نمی شناخت و مطلقا نمی خواست که بشناسد، و هرگز این موضوعی که شما گفتید را نفهمید – که نقش روزنامه ها در نظام سیاسی کشورهای دموکراتیک غربی چیست. در این تردید نیست البته که روزنامه ها به کلی – هیچ جای دنیا – به کلی از دستگاه دولت جدا نیستند. دستگاه حکومتی به هر حال ارتباطاتی با مطبوعات دارد، استفاده هایی از آنها می کند، مطالبی از طریق آنها منتشر می کند – این ها درست است اما هرگز به پای تصوری که شاه از این موضوع داشت نمی رسد. شاه اصلا هرگز باور نکرد که روزنامه نگاران مستقلا چیزی می نویسد. فکر می کرد که شرکت های نفتی پشت اش هستند، انگلیس پشت اش است. و یواش یواش این توطئه گران عده شان زیاد شده بود و مراکز توطئه فراوان شده بود. هرچه بیشتر در این تار عنکبوت توطئه افتاد ضعیف تر شد. (2)</p>
<p style="text-align:justify;" align="right">احمد احرار سردبیر اطلاعات در مصاحبه با بنیاد مطالعات ایران (تاریخ شفاهی ) درباره سیاست سانسور در دوران هویدا می گوید : یک روز در دفتر روزنامه بودیم که از نخست وزیری زنگ زدند که هویدا عصبانی هستند و گفته اند یک نفر از روزنامه اطلاعات به آنجا برود و بنده معاون خودم به نام سیروس را فرستادم و وقتی بازگشت ، نسخه ای  از روزنامه اطلاعات آن روز در دستش بود که قسمتی از آن که مربوط به تماسهای مردمی بود ، با رنگ قرمز مشخص شده بود . او اظهار داشت که به محض ورود به نخست وزیری او را به اتاق هویدا برده اند و او با ناراحتی از من پرسیده که از کِی تا به حال کِنِدی با روزنامه شما تماس می گیرد؟ زمانی که ایشان جریان می پرسد ، متوجه می شود که منظور هویدا پیغام یکی از خوانندگان بوده است که در قسمت مربوط به آنها درج می شده است . این پیغام از طرف یکی از خوانندگان با نام &#8221; ج – کندی &#8221; بوده است و از بوی جوی آب محله خود شکایت کرده بود و اینکه چرا شهرداری اقدام نمی کند . ظاهرا حساسیت بر روی نام  این خواننده بوده است . در آن زمان ظاهرا به اهالی محله &#8221; کن &#8221; در غرب تهران اصطلاحا &#8220;کِندی &#8221; می گفتند به جای کنی یعنی اهل کن ! هویدا تصور می کرده است که این شیطنت روزنامه بوده است تا با بدجنسی به همگان بگوید رییس جمهور آمریکا باید بیاید و گرفتگی جوی آب را در یک محله تهران به شهرداری و دولت گوشزد کند . یا در مواردی دیگر خبرهایی چون کشته شدن 5 نفر در زلزله ای در گوشه ای از ایران دردسر می شد چون بعدها معلوم می شد که مثلا 5 نفر نبوده و 3 نفر کشته شده است . احمد احرار معتقد است امثال محرمعلی خان که همیشه نماد سانسور بوده ، گناه چندانی نداشته و بیشتر گناه بر گردن روشنفکرانی است که در دستگاه حکومت دارای قدرت بوده اند . (3)</p>
<p style="text-align:justify;" align="right"><strong>2 – فراز و فرود مطبوعات در تابعیت از فضای سیاسی:</strong></p>
<p style="text-align:justify;" align="right">  همزمان با اوج گیری بحرانهای سیاسی در کشور و رادیکال شدن مخالفتها با حکومت ، برخوردها با اهالی سیاست و مطبوعات هم چهره ای خشن تر به خود می گرفت . در روزهای قبل از کودتا روزنامه هایی چون باختر امروز علنا خواستار سرنگونی حکومت و برقراری جمهوری بودند و با تندترین عبارات ، شخص شاه را خطاب قرار می دادند .</p>
<p style="text-align:justify;" align="right">به عنوان مثال حسین فاطمی در باختر امروز در باره شاه چنین می نویسد .</p>
<blockquote>
<p style="text-align:justify;" align="right">من در طول ۱۲سال اخیر هرگز به آستان این جوان خوش خط و خال که مثل مار افسرده در موقع ضعف و جبن سر درهم می‌کشد و در فرصت مناسب نیش جانگزای خود را می‌زند سر فرود نیاوردم&#8230; یکی نیست که از او بپرسد دیگر شما و فامیل شما از این یک مشت پابرهنه و لختی که ۲۰سال پدرت آن‌ها را به نفت جنوب فروخت چه می‌خواهید؟&#8230; حالا هم مثل دزد‌ها و بدهکار‌ها از تاریکی شب برای کودتا استفاده می‌کنید و برای استراحت به کلاردشت تشریف می‌برید؟ آقای دکتر مصدق چقدر باید صبر کرد&#8230; از دربار بپرسید دیگر از جان مردم و مملکت چه می‌خواهد؟» فاطمی ‌در شماره بعد با چاپ عکسی از سرنگون کردن مجسمه شاه نوشت: «در میدان بهارستان مجسمه دیو مهیب قلدری به زمین می‌افتد.» و ادامه داد: «برو‌ ای خائن که تو را آن قدر اجانب نیز پست و حقیر شناخته‌اند که دیگر برای این جنایت هولناک&#8230; مزدی به تو نخواهند داد&#8230; ملت ایران تشنه انتقام است و می‌خواهد تو را&#8230; بر چوبه‌دار ببیند&#8230; مردم در قطعنامه می‌تینگ باشکوه بی‌سابقه دیروز در تهران خواستار شده‌اند که وظایف &#8220;فراری بغداد&#8221; به یک شورای موقتی سپرده شود.» و در صفحه آخرش خبر داد: «یکصد هزار ریال جایزه برای کسی که محل اقامت سرلشکر زاهدی را نشان بدهد، تعیین گردیده‌ است (4)</p>
<p style="text-align:justify;" align="right">واقعیت آن است که این گونه عوامل به همراه غرور و خودبزرگ بینی حکومت مخصوصا در سالهای منتهی به رشد اقتصادی و افزایش قیمت نفت و چند عامل ریز و درشت دیگر ، فضای سیاسی ایران را به سمت دیکتاتوری و اختناق پیش برد و زمینه های تساهل و مدارا و آزادی را در جامعه از بین برد و در نتیجه عرصه مطبوعات هم مانند دیگر عرصه ها ، تبدیل به حیات خلوت حکومت شد و دخالت ها و حساسیت های بیجا و بیمار گونه ای را رقم زد . هر چند زمینه های تعامل همچنان باقی بود و کارهای مهمی در زمینه روزنامه نگاری انجام می شد .</p>
</blockquote>
<p style="text-align:justify;" align="right">نمونه دیگر اینکه بعد از قیام پانزده خرداد سختگیری و نظارت بر جزیی ترین اخبار و تحلیل ها در روزنامه ، امری عادی و شناخته شده برای اهالی مطبوعات بود . فریبرز خسروی در کتاب تحلیلی بر سانسور در عصر پهلوی دوم ، برخی از اخبار سانسور شده مطبوعات را به رشته تحریر در آورده اند که نمونه هایی از آن را در اینجا نقل می کنیم :</p>
<p style="text-align:justify;" align="right">«پس از قیام ۱۵ خرداد ۴۲ سانسور به صراحت با ابلاغ آیین نامه به سردبیران جراید، اعمال می شد.» از آنجا که موضوع این مقال «سانسور» است، بی مناسبت نیست که نمونه ابلاغیه های موجود در خصوص اعمال سانسور آورده شود؛</p>
<p style="text-align:justify;" align="right">خبرگزاری رویترز از پیشاور خبری مخابره کرده است که بعضی قبایل علیه دولت قیام کرده اند. البته علت قیام اعتراض به اصلاحات ارضی است که در پاکستان اجرا شده. (قابل چاپ نیست)</p>
<p style="text-align:justify;" align="right">در مورد نامه ها، شکایات کارگران و کارمندان که به هر علت و سببی از کارخانجات و ادارات اخراج می شوند هیچ نوع خبر، مطلب، نامه وارده و شکواییه نباید چاپ و منتشر شود</p>
<p style="text-align:justify;" align="right">خبر روزنامه های صبح در مورد به گروگان گرفتن ۱۶ یهودی در واشنگتن تیتر اول نشود، بلکه در ستون باشد</p>
<p style="text-align:justify;" align="right">خبر مشروح شهرک دانشگاهیان همراه عکس چاپ شود</p>
<p style="text-align:justify;" align="right">هیچ گونه مطلب، خبر و تفسیر پیرامون تغییر ساعت به هیچ وجه چاپ نشود</p>
<p style="text-align:justify;" align="right">برادر آقای گنجی وزیر آموزش و پرورش در تهران فوت شده چون وزیر آموزش و پرورش در تهران نیست، هیچ خبری حتی به صورت آگهی قابل چاپ نیست</p>
<p style="text-align:justify;" align="right">مطالب ضد مائو بعد از این دیگر چاپ نشود</p>
<p style="text-align:justify;" align="right">اظهارات سناتور لاجوردی در مورد احتمال زلزله در تهران و اثر آن روی ساختمان های فعلی قابل چاپ نیست.</p>
<p style="text-align:justify;" align="right">خبرها همچنین گزارش ها و مطالبی درباره اینکه بوتو حکومت شریعت اسلامی را قبول کرد، کاباره ها، میکده ها و کازینوها در پاکستان تعطیل شد و در آینده ایدئولوژی اسلامی در پاکستان حکومت خواهد کرد، به هیچ وجه در خبرها، مطالب، گزارش ها و تفسیرهای مربوط به پاکستان نباید منعکس شود، حتی اگراز زبان خود بوتو باشد . .</p>
<p style="text-align:justify;" align="right">عکس ملاقات کفیل وزارت اطلاعات بحرین با وزیر اطلاعات حتماً امروز چاپ شود</p>
<p style="text-align:justify;" align="right">راجع به اجساد مومیایی حتی یک کلمه خبر و مطلب دیگر چاپ نشود.</p>
<p style="text-align:justify;" align="right">آسوشیتدپرس از لندن خبر داده است که دولت انگلستان به دستیاری سازمان سیا دولت دکتر مصدق را سرنگون کرد. این مطلب را اخیراً یک روزنامه نگار فرانسوی نوشته است. (چاپ نشود)</p>
<p style="text-align:justify;" align="right">هفت کوهنورد در کرج سقوط کرده و کشته شده اند( این خبر قابل چاپ نیست)</p>
<p style="text-align:justify;" align="right">راجع به سالروز قتل عام ارامنه هیچ گونه خبر، مطلب و عکسی قابل چاپ نیست.</p>
<p style="text-align:justify;" align="right">در مورد شیوع وبا در همدان و اطراف که تلفات هم داشته، مطلبی چاپ نشود (5)</p>
<p style="text-align:justify;" align="right">ازطرف دیگر در شرایطی که به هر دلیل احساس امنیت و ثبات به شخص شاه و دولتمردان سرایت می کرد ، وضعبت مطبوعات نیز دگرگون شده و از آزادیهای بیشتری برخوردار می شدند . غلامحسین صالحیار روزنامه نگار باسابقه در گفتگویی با ابراهیم نبوی خاطره ای نقل می کند که نگاه شاه به مطبوعات در آن دوره را بازتاب می دهد :</p>
<p style="text-align:justify;" align="right">یك عصر پنجشنبه آذر1352 به ملاقات شاه رفتيم. وقتی رفتيم، شاه به من گفت: خودت را معرفی كن. تحصيلاتم را گفتم كه ربطی به مطبوعات نداشت، ليسانس حقوق قضائی، فوق ليسانس علوم حزبی و دكترای علوم سياسی با تخصص بين الملل عمومی. گفتم سوابق كمونيستی دارم، توده ای هم بوده ام، روز 28 مرداد هم فرار كردم و مدتی مخفی بودم. صداقتم روی شاه اثر گذاشت و پرسيد: ديگر چه كارهائی كرده اي؟ گفتم: سردبير اطلاعات بودم . از اينكه با آن سوابق سردبير اطلاعات شده بودم تعحب كرد. گفتم كه راه اندازی آيندگان، خبرگزاری راديو و تلويزيون كه واحد مركزی خبر كنونی باشد را هم من برعهده داشتم. وقتی حرف هايم تمام شد . شاه گفت: با اين سوابق برای اين كار،( سردبيری روزنامه ارگان حزب مردم ) مناسب هستی .   ملاقات سه ساعت طول كشيد كه بی سابقه بودشاه اصولا به روزنامه نگاران اصلا وقت مصاحبه نمی داد اما قرارشد اولين  شماره روزنامه را با صحبت های شاه منتشر كنيم. شاه وقتی عامری را برای دبيركلی يك حزب جدی انتخاب كرده بود، پذيرفته بود كه يك حزب جدی، روزنامه جدی هم می خواهد. داشتن يك حزب جدی هم بنا به گفته خود شاه ناشی از ايراد خارجی ها به او بود كه ايران حزب جدی ندارد و شاه هم كه می دانيد به نظر خارجی ها خيلی اهميت می داد. عامری برای روزنامه اپوزيسيون مرا پيشنهاد كرده بود و من به شاه گفتم: چنين روزنامه ای كه شما می خواهيد بايد خيلی چيزها را در آن نوشت.شاه گفت: هرچه دلت می خواهد بنويس. شاه معتقد شده بود دانشجوی ايرانی به جای خواندن نشريات حزب توده و يا حزب كمونيست فرانسه، همان مسائل را در روزنامه ای ايرانی بخواند. شما تحت تاثير قرار گرفته بوديد؟ صالحيار: من از بوجود آمدن امكان چنين فعاليتی هيجان زده بودم . (6)</p>
<p style="text-align:justify;" align="right">وباز هم به گفته داریوش همایون ، روزنامه ها بر خلاف مشهور آنجور مطیع نبودند و روزنامه نگاران راه های بسیار می یافتند برای اینکه نظرشان را بگویند. هیچ چیز در آن رژیم کامل نبود. هیچ چیز تا آخرش نمی رفت به اصطلاح. سانسور هم هزار سوراخ داشت، هزار راه فرار داشت.</p>
<p style="text-align:justify;" align="right">اولا تمام دستگاه های دولتی از طریق روابط عمومی شان با روزنامه ها ارتباطات نزدیک داشتند. و کمک می رساندند و آنها را حفظ می کردند. ثانیا، کار سانسور میان وزارت اطلاعات، بعدا اطلاعات جهانگردی، و ساواک تقسیم می شد. معلوم نبود چه کسی مسئول است.</p>
<p style="text-align:justify;" align="right">این وسط روزنامه نگاران از این موقعیت نامشخص استفاده فراوان می کردند .  نخست وزیران به شدت ملاحظه روزنامه ها را می کردند و نمی خواستند که آنها را برنجانند. به موقع از آنها دفاع می کردند، کمک شان می کردند. روزنامه ها هم بازی می کردند این وسط و وظیفه شان را انجام می دادند . البته این را عرض بکنم که هیچ موردی نبود که روزنامه روی انتقاداتش یا روی اشتباهاتش به کلی از بین برود یا یک روزنامه نگار به کلی اخرج بشود. همیشه یک راهی بود برای اینکه برگردند و اوضاع به حالت عادی برگردد به دلیلی که عرض کردم. یعنی تمام مقامات حکومتی با مطبوعات روابط خوب داشتند، می خواستند آنها را جلب بکنند.</p>
<p style="text-align:justify;" align="right">کمک های فوق العاده به روزنامه نگاران می شد. در همان دوره که این سختگیری ها گاه و بیگاه پیش می آمد، تمام اعضای سندیکای روزنامه نگاران صاحب خانه شدند در آن سال ها. حتی در نوروز ماهی و پرتقال خانواده های آنها تامین از طرف دولت می شد. یک قلم، دو میلیون دلار آن موقع، به آن سندیکا اختصاص داده شده بود از طرف دفتر شهبانو که خانه سندیکا بسازند. رابطه به این صورت بود، یعنی به شدت مراقب رفاه روزنامه نگاران بودند. ولی، در عین حال هم گاه و بیگاه هم آنها را مجازات می کردند – گوشمالی بود بیشتر، نه مجازات. همینطور روز به روز یک جوری قضایا رد می شد تا هنگامی که کارها از دست رفت و روزنامه ها بزرگترین مبارزات را با شاه کردند(7 )</p>
<p style="text-align:justify;" align="right">در تایید این گفته همایون از باز خرید شدن روزنامه نگاران در زمان توقیف مطبوعات باید یاد کرد . مثلا مجله سپید و سیاه در سال پنجاه و سه توقیف شد و همه کارکنان آن باز خرید شدند . (8 )</p>
<p style="text-align:justify;" align="right">نخست وزیری امینی را می توان در مقایسه با سالهای اول بعد از کودتا ، به یک بهار سیاسی  تشبیه کرد . بهاری که هم سیاسیون و هم اهالی مطبوعات از آن بهره بردند و فعالیتهای احزاب و گروهها و اصناف نیز تا حد زیادی آزاد شد . علاوه بر آن دکتر امینی اقدامات اصلاحی بزرگی انجام داد که مهم‌ترين آنها كاهش هزينه زندگي و قيمت‌ها، اصلاحات ارضي، توسعه صنايع كشاورزي، تامين حداقل معيشت كارمندان و تقويت قوه‌قضاييه بود. از اولين اقدامات وي پس از نخست‌وزيري مي‌توان به بازداشت عده‌اي از امراي ارتش، مبارزه با فساد، اجراي اصلاحات ارضي، مذاكره با فرهنگيان و انتصاب محمد درخشش، يكي از فرهنگيان به وزارت فرهنگ، آزادي فعاليت احزاب و علني شدن فعاليت جبهه ملي و بركناري تيمور بختيار رييس سازمان امنيت اشاره كرد . (9)</p>
<blockquote>
<p style="text-align:justify;" align="right">در نهایت می توان گفت ، وضعیت مطبوعات در این دوره ، همچون مولفه های سیاسی و اجتماعی دیگر، تابعی از وضعیت سیاسی و نوع تعامل نیروهای دخیل در شکل دهی به سپهر سیاسی و اجتماعی آن روزگار بوده است . همانگونه که استبداد کلی حاکم بر آن دوران را نمی توان انکار کرد ، اهداف و روشهای مبارزاتی گروهها و احزاب چپ و اسلامی را هم نباید نادیده گرفت . برای گروهی که مبارزه مسلحانه را به عنوان روشی برای بهبود اوضاع انتخاب کرده است ، لاجرم نباید توقیف ارگان حزبی خود را واقعه ای بزرگ جلوه داده و به خونخواهی روزنامه اش برخیزد .</p>
</blockquote>
<p style="text-align:justify;" align="right">منابع :</p>
<p style="text-align:justify;" align="right">1 &#8211; مطبوعات عصر پهلوی به روایت اسناد ساواک &#8211; کتاب اول ص 26 ، انتشارات مرکز اسناد وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی</p>
<p style="text-align:justify;" align="right">2  -  مصاحبه داریوش همایون با بی بی سی منتشر شده در تاریخ 6 / 5 / 1389</p>
<p style="text-align:justify;" align="right">3 &#8211; بنیاد مطالعات ایران – تاریخ شفاهی – گفتگو با احمد احرار</p>
<p style="text-align:justify;" align="right">4 – سایت تاریخ ایرانی 30 مرداد 1390</p>
<p style="text-align:justify;" align="right">5 &#8211;  خسروی، فریبرز، تحلیلی بر سانسور کتاب در دوره پهلوی دوم</p>
<p style="text-align:justify;" align="right">6 &#8211; ابراهیم نبوی – گفتگوهای صریح – گفتگو با غلامحسین صالحیار &#8211; انتشارات روزنه</p>
<p style="text-align:justify;" align="right">7 – داریوش همایون – همان</p>
<p style="text-align:justify;" align="right">8 &#8211;  مطبوعات عصر پهلوی به روایت اسناد ساواک – کتاب چهارم. انتشارات مرکز اسناد وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی</p>
<p style="text-align:justify;" align="right">9 &#8211; تاريخ سياسي معاصر ايران، سيدجلال‌الدين مدني، جلد اول، سال شصت و یک .</p>
<br />دسته‌بندی شده در: <a href='http://nejatbahrami.wordpress.com/category/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae-%d9%85%d8%b9%d8%a7%d8%b5%d8%b1/'>تاریخ معاصر</a>  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/nejatbahrami.wordpress.com/1978/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/nejatbahrami.wordpress.com/1978/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/nejatbahrami.wordpress.com/1978/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/nejatbahrami.wordpress.com/1978/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/nejatbahrami.wordpress.com/1978/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/nejatbahrami.wordpress.com/1978/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/nejatbahrami.wordpress.com/1978/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/nejatbahrami.wordpress.com/1978/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/nejatbahrami.wordpress.com/1978/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/nejatbahrami.wordpress.com/1978/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/nejatbahrami.wordpress.com/1978/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/nejatbahrami.wordpress.com/1978/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/nejatbahrami.wordpress.com/1978/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/nejatbahrami.wordpress.com/1978/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=nejatbahrami.wordpress.com&amp;blog=13509862&amp;post=1978&amp;subd=nejatbahrami&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://nejatbahrami.wordpress.com/2012/01/09/%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%da%af%d8%b0%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d9%87-%d9%88%d8%b6%d8%b9%db%8c%d8%aa-%d9%85%d8%b7%d8%a8%d9%88%d8%b9%d8%a7%d8%aa-%d8%b9%d8%b5%d8%b1-%d9%be%d9%87%d9%84%d9%88%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/8e5e3adc4fc2782921078a988b7a59d8?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">bahramin</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://nejatbahrami.files.wordpress.com/2012/01/images.jpg" medium="image">
			<media:title type="html">images</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>دانلود چند اثر ماندگار از متفکران لیبرال</title>
		<link>http://nejatbahrami.wordpress.com/2011/12/14/%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af-%da%86%d9%86%d8%af-%d8%a7%d8%ab%d8%b1-%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%af%da%af%d8%a7%d8%b1/</link>
		<comments>http://nejatbahrami.wordpress.com/2011/12/14/%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af-%da%86%d9%86%d8%af-%d8%a7%d8%ab%d8%b1-%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%af%da%af%d8%a7%d8%b1/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 13 Dec 2011 20:52:06 +0000</pubDate>
		<dc:creator>نجات بهرامی</dc:creator>
				<category><![CDATA[قطعات لیبرالی]]></category>
		<category><![CDATA[معرفی کتاب]]></category>
		<category><![CDATA[اقتصاد آزاد]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://nejatbahrami.wordpress.com/?p=1938</guid>
		<description><![CDATA[سرمایه داری و آزادی  از میلتون فریدمن (پی دی اف )  (فایل ورد ) رساله در باره آزادی از جان استوارت میل (پی دی اف) ذهنیت ضد سرمایه داری از فن میزس ( پی دی اف ) ( ورد ) توضیحات بیشتر (اینجا ) آینده آزادی یا اولویت لیبرالیسم بر دموکراسی از فرید زکریا (پی [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=nejatbahrami.wordpress.com&amp;blog=13509862&amp;post=1938&amp;subd=nejatbahrami&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>سرمایه داری و آزادی  از میلتون فریدمن<a href="http://cheragheazadi.org/h/wp-content/uploads/2010/07/CapitalismandFreedom.pdf" target="_blank"> (پی دی اف )</a><a href="http://cheragheazadi.org/h/wp-content/uploads/2010/07/CapitalismandFreedom.pdf" target="_blank"> </a> (<a href="http://www.4shared.com/document/SjanNB5Q/CapitalismandFreedom1.html" target="_blank">فایل ورد</a> )</p>
<p>رساله در باره آزادی از جان استوارت میل (<a href="http://cheragheazadi.org/h/wp-content/uploads/2011/09/JS_Mill_On_Liberty_FA.pdf" target="_blank">پی دی اف</a>)</p>
<p>ذهنیت ضد سرمایه داری از فن میزس ( <a href="http://cheragheazadi.org/h/wp-content/uploads/2011/03/persian_anticapitalist_mentalityPDF.pdf" target="_blank">پی دی اف</a> ) <a href="http://www.4shared.com/office/pdo-x446/persian_anticapitalist_mentali.html" target="_blank">( ورد ) </a>توضیحات بیشتر (<a href="http://nejatbahrami.wordpress.com/2011/08/20/%D8%B0%D9%87%D9%86%DB%8C%D8%AA-%D8%B6%D8%AF-%D8%B3%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C/" target="_blank">اینجا </a>)</p>
<p>آینده آزادی یا اولویت لیبرالیسم بر دموکراسی از فرید زکریا (<a href="http://cheragheazadi.org/h/wp-content/uploads/2011/02/ayandeyr_azadi1.pdf" target="_blank">پی دی اف </a>) توضیحات بیشتر (<a href="http://nejatbahrami.wordpress.com/2009/08/05/%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%81%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D8%B2%DA%A9%D8%B1%DB%8C%D8%A7-2/" target="_blank">اینجا </a>)</p>
<p>ثروت ملل از آدام اسمیت پدر لیبرالیسم اقتصادی ( <a href="http://cheragheazadi.org/h/wp-content/uploads/2011/03/WoN_Book_I_ASmith_FA_979269982.pdf" target="_blank">بخش اول </a>) (<a href="http://cheragheazadi.org/h/wp-content/uploads/2011/03/WoN_Book_II_ASmith_FA_209540963.pdf" target="_blank">بخش دوم </a>) ( <a href="http://cheragheazadi.org/h/wp-content/uploads/2011/03/WoN_Book_III_ASmith_FA_805848020.pdf" target="_blank">بخش سوم </a>)</p>
<p>مقدمه ای بر آزادی گرایی از دیوید بواز (<a href="http://www.4shared.com/document/sGmE3Q9E/libertarianism.html" target="_blank">اینجا </a>) توضیحات این کتاب و نویسنده ( <a href="http://cheragheazadi.org/index.php/archives/25" target="_blank">اینجا </a>)</p>
<p>دو گفتار از فردریک باستیا (<a href="http://www.4shared.com/document/wWp88lfW/bastiat-full-text-cheragh.html" target="_blank">اینجا </a>) توضیحات بیشتر ( <a href="http://cheragheazadi.org/index.php/archives/465" target="_blank">اینجا</a> )</p>
<br />دسته‌بندی شده در: <a href='http://nejatbahrami.wordpress.com/category/%d9%82%d8%b7%d8%b9%d8%a7%d8%aa-%d9%84%db%8c%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d9%84%db%8c/'>قطعات لیبرالی</a>, <a href='http://nejatbahrami.wordpress.com/category/%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8/'>معرفی کتاب</a>, <a href='http://nejatbahrami.wordpress.com/category/%d8%a7%d9%82%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d8%af-%d8%a2%d8%b2%d8%a7%d8%af/'>اقتصاد آزاد</a>  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/nejatbahrami.wordpress.com/1938/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/nejatbahrami.wordpress.com/1938/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/nejatbahrami.wordpress.com/1938/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/nejatbahrami.wordpress.com/1938/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/nejatbahrami.wordpress.com/1938/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/nejatbahrami.wordpress.com/1938/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/nejatbahrami.wordpress.com/1938/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/nejatbahrami.wordpress.com/1938/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/nejatbahrami.wordpress.com/1938/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/nejatbahrami.wordpress.com/1938/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/nejatbahrami.wordpress.com/1938/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/nejatbahrami.wordpress.com/1938/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/nejatbahrami.wordpress.com/1938/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/nejatbahrami.wordpress.com/1938/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=nejatbahrami.wordpress.com&amp;blog=13509862&amp;post=1938&amp;subd=nejatbahrami&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://nejatbahrami.wordpress.com/2011/12/14/%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af-%da%86%d9%86%d8%af-%d8%a7%d8%ab%d8%b1-%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%af%da%af%d8%a7%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/8e5e3adc4fc2782921078a988b7a59d8?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">bahramin</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>قوام السلطنه و استالین</title>
		<link>http://nejatbahrami.wordpress.com/2011/12/12/%d9%82%d9%88%d8%a7%d9%85-%d8%a7%d9%84%d8%b3%d9%84%d8%b7%d9%86%d9%87-%d9%88-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%84%db%8c%d9%86/</link>
		<comments>http://nejatbahrami.wordpress.com/2011/12/12/%d9%82%d9%88%d8%a7%d9%85-%d8%a7%d9%84%d8%b3%d9%84%d8%b7%d9%86%d9%87-%d9%88-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%84%db%8c%d9%86/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 12 Dec 2011 20:11:59 +0000</pubDate>
		<dc:creator>نجات بهرامی</dc:creator>
				<category><![CDATA[تاریخ معاصر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://nejatbahrami.wordpress.com/?p=1932</guid>
		<description><![CDATA[به بهانه سالروز رهایی آذرباییجان و نقش بزرگ قوام در این ماجرا ، به گوشه ای از خاطرات مربوط به سفر او به شوروی و دیدارش با استالین  در اینجا اشاره می کنیم . استالین گذشته از برخوردهای سردی که از آغاز با قوام داشت طی آن جلسه هم بی اعتنایی خود را به اشکال [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=nejatbahrami.wordpress.com&amp;blog=13509862&amp;post=1932&amp;subd=nejatbahrami&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<blockquote>
<p style="text-align:justify;">به بهانه سالروز رهایی آذرباییجان و نقش بزرگ قوام در این ماجرا ، به گوشه ای از خاطرات مربوط به سفر او به شوروی و دیدارش با استالین  در اینجا اشاره می کنیم .</p>
</blockquote>
<p style="text-align:justify;">استالین گذشته از برخوردهای سردی که از آغاز با قوام داشت طی آن جلسه هم بی اعتنایی خود را به اشکال گوناگون به قوام نشان می داد از جمله با وجود قد کوتاهش طوری بر روی صندلی می نشست که همیشه قسمتی از پشت کوتاه او، به قوام بلندقامت بود. مرتب پیپ خود را روشن می‌کرد و دودش را به سوی صورت قوام السلطنه فوت می‌کرد. این کار استالین تا مدتی ادامه یافت به طوری که همه افراد هیات متوجه رفتار نامناسب استالین شدند همه مانده بودند که قوام السلطنه سمبل اشرافیت ایران چه عکس‌العملی در مقابل این کار ناشایست رهبر کارگران جهان از خود نشان می‌دهد از هیکل تنومند و قامت بلند قوام که بگذریم همه چیز به نفع استالین با قدرت ترین مرد جهان بود در حالی که قوام نخست وزیر کشوری فقیر و اشغال شد بود که جمعیت آن به زحمت به ۱۸ میلیون نفر می رسید، شوروی در آن زمان بیست میلیون سرباز مجهز داشت که تعدادی در ایران بودند و حاضر به ترک کشور نبودند. سرانجام کاسه صبر قوام لبریز شد چه فکری داشت کسی نمی دانست ولی همه دیدند دست در جیب بغل خود کرد قوطی سیگار طلای جواهرنشانش را بیرون آورد. برق جواهرات چشم ها را خیره کرد سیگاری برداشت (قوام به ندرت سیگار می‌کشیده است) ته آن را چند بار بر روی قوطی سیاه طلایی گرانبهایش زد، بعد دست در جیب راست خود کرد سپس دست در جیب دست چپ خود کرد، آنگاه به جیب بغل زد مورخ الدوله سپهر که دانست به دنبال قوطی کبریت می گردد دست به جیب برد تا قوطی کبریت را بیرون آورد، اما قوام با آرنج به پهلوی او زد، سیگارش را به لب گذاشت سرش را به طرف استالین خم کرد(یعنی روشن کن). استالین بدون اراده کبریتش را برداشت روشن کرد و مقابل سیگار قوام گرفت، قوام السلطنه مدتی طول داد تا سیگار روشن شود وقتی سیگار گرفت با لبخندی معنی‌دار از استالین تشکر کرد.<br />
سیگار قوام از توتون مخصوص گیلان بود که اداره دخانیات به طور سفارشی برای او تهیه کرده بود، با روشن شدن سیگار بوی عطر آن فضای سالن را پر کرد، به طوری که استالین به قوام گفت:<br />
«ممکن است یکی از سیگارهای شما را بکشم؟»<br />
قوام السلطنه همین را می خواست دست در جیب بغل خود کرد قوطی سیگار را بیرون آورد و مقابل استالین گرفت. رهبر شوروی سیگاری برداشت روشن کرد کمی کشید گفت:<br />
«من در عمرم سیگاری به این خوبی نکشیده‌ام!»<br />
استالین تا آخر جلسه دیگر دود پیپش را به سوی قوام السلطنه فوت نکرد. مسافرت هیات ایرانی در شوروی هیجده روز طول کشید شب ۱۴ اسفند استالین از قوام السلطنه و هیات همراه دعوت کرد تا در کاخ کرملین میهمان او باشند. به طوری که شنیده می‌شد، استالین که تصور می کرد به هدفهایش رسیده است قصد داشت ضیافت با شکوهی به افتخار هیات ایرانی بدهد. قبل از رفتن به ضیافت قوام همه افراد را به اتاق خود دعوت کرد دستور داد مقداری زیادی «کره» بیاورند و به همه افراد توصیه کرد مقدار زیادی کره بخورند، این کار باعث شگفت همگان شد قوام گفت:<br />
«روس ها عادت دارند در میهمانی ها تست(tost) بدهند یعنی دائم جامشان را به سلامتی افراد گوناگون اعم از حاضران و غایبین یا به افتخار دوستی بالا ببرند، شما هم ناچارید از آنها پیروی کنید روس ها مشروب خور حرفه هستند ولی شما نیستید زود مست می کنید و همه چیز را بروز می دهید اما اگر کره بخورید مشروب بر شما نفوذ نمی کند.»(<a href="http://www.amordad.net/forum/index.php?topic=10460.0" target="_blank">منبع )</a></p>
<p style="text-align:justify;">مرتبط با این موضوع : <a href="http://nejatbahrami.wordpress.com/2011/10/17/%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%82%D9%88%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%B7%D9%86%D9%87/" target="_blank">نگاهی به کتاب زندگینامه سیاسی قوام السلطنه</a></p>
<p style="text-align:justify;"><a href="http://nejatbahrami.wordpress.com/2009/08/11/%D9%BE%DB%8C%D9%BE-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%84%DB%8C%D9%86-2/" target="_blank">پیپ استالین </a></p>
<br />دسته‌بندی شده در: <a href='http://nejatbahrami.wordpress.com/category/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae-%d9%85%d8%b9%d8%a7%d8%b5%d8%b1/'>تاریخ معاصر</a>  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/nejatbahrami.wordpress.com/1932/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/nejatbahrami.wordpress.com/1932/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/nejatbahrami.wordpress.com/1932/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/nejatbahrami.wordpress.com/1932/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/nejatbahrami.wordpress.com/1932/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/nejatbahrami.wordpress.com/1932/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/nejatbahrami.wordpress.com/1932/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/nejatbahrami.wordpress.com/1932/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/nejatbahrami.wordpress.com/1932/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/nejatbahrami.wordpress.com/1932/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/nejatbahrami.wordpress.com/1932/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/nejatbahrami.wordpress.com/1932/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/nejatbahrami.wordpress.com/1932/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/nejatbahrami.wordpress.com/1932/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=nejatbahrami.wordpress.com&amp;blog=13509862&amp;post=1932&amp;subd=nejatbahrami&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://nejatbahrami.wordpress.com/2011/12/12/%d9%82%d9%88%d8%a7%d9%85-%d8%a7%d9%84%d8%b3%d9%84%d8%b7%d9%86%d9%87-%d9%88-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%84%db%8c%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/8e5e3adc4fc2782921078a988b7a59d8?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">bahramin</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>قوم‌گرائی در تاریخ معاصر. گفتگو با احسان هوشمند</title>
		<link>http://nejatbahrami.wordpress.com/2011/12/05/%d9%82%d9%88%d9%85%db%8c%d8%aa-%db%8c%d8%a7-%d9%82%d9%88%d9%85%e2%80%8c%da%af%d8%b1%d8%a7%d8%a6%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae-%d9%85%d8%b9%d8%a7%d8%b5%d8%b1-%d8%a7%db%8c%d8%b1/</link>
		<comments>http://nejatbahrami.wordpress.com/2011/12/05/%d9%82%d9%88%d9%85%db%8c%d8%aa-%db%8c%d8%a7-%d9%82%d9%88%d9%85%e2%80%8c%da%af%d8%b1%d8%a7%d8%a6%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae-%d9%85%d8%b9%d8%a7%d8%b5%d8%b1-%d8%a7%db%8c%d8%b1/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 05 Dec 2011 11:09:00 +0000</pubDate>
		<dc:creator>نجات بهرامی</dc:creator>
				<category><![CDATA[گفتگوهای من]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخ معاصر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://nejatbahrami.wordpress.com/?p=1894</guid>
		<description><![CDATA[در سال هشتاد و هفت گفتگویی مفصل با آقای احسان هوشمند انجام دادیم ، در باره داستان همیشگی و پر سر و صدای ملیت و قومیت . این گفتگو برای ماهنامه فردوسی انجام گرفت و متاسفانه با دستکاری و تغییرات بسیار وسیع و عجیب و غریبی در سه شماره پیاپی در این مجله منتشر شد [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=nejatbahrami.wordpress.com&amp;blog=13509862&amp;post=1894&amp;subd=nejatbahrami&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;">در سال هشتاد و هفت گفتگویی مفصل با آقای احسان هوشمند انجام دادیم ، در باره داستان همیشگی و پر سر و صدای ملیت و قومیت . این گفتگو برای ماهنامه فردوسی انجام گرفت و متاسفانه با دستکاری و تغییرات بسیار وسیع و عجیب و غریبی در سه شماره پیاپی در این مجله منتشر شد وتلاش ما برای یافتن اصلِ مصاحبه هم به نتیجه نرسید . در گفتگوی اصلی ، تقریبا خود را به جای بک تجزیه طلب گذاشته و سوالات فراوانی را به صورت چالشی با استاد هوشمند در میان گذاشتیم ، اما این سوالات به شکل اساسی تغییر پیدا کرده و کاملا متفاوت از آن چیزی شد که خواسته ما بود . به هر حال ، این مسائل در ایران ظاهرا عادی است ! چندی پیش در جستجویی اینترنتی ، چشمم به این مصاحبه قدیمی افتاد که از مجله فردوسی برداشته شده بود و به صورت تصاویر اسکن شده از صفحات مجله درآمده بود .  ما هم همین فایل ها را در سه قسمت جداگانه ، اینجا قرار دادیم . برای دیدن این فایل ها به برنامه آدوب آکروباب ریدر نیاز است .</p>
<p><strong><a href="http://nejatbahrami.files.wordpress.com/2011/12/1.pdf">قسمت اول </a></strong><strong><a href="http://nejatbahrami.files.wordpress.com/2011/12/2.pdf"><br />
</a></strong></p>
<p><strong><a href="http://nejatbahrami.files.wordpress.com/2011/12/2.pdf">قسمت دوم </a></strong></p>
<p><strong><a href="http://nejatbahrami.files.wordpress.com/2011/12/3.pdf">قسمت سوم </a></strong></p>
<br />دسته‌بندی شده در: <a href='http://nejatbahrami.wordpress.com/category/%da%af%d9%81%d8%aa%da%af%d9%88%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d9%86/'>گفتگوهای من</a>, <a href='http://nejatbahrami.wordpress.com/category/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae-%d9%85%d8%b9%d8%a7%d8%b5%d8%b1/'>تاریخ معاصر</a>  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/nejatbahrami.wordpress.com/1894/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/nejatbahrami.wordpress.com/1894/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/nejatbahrami.wordpress.com/1894/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/nejatbahrami.wordpress.com/1894/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/nejatbahrami.wordpress.com/1894/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/nejatbahrami.wordpress.com/1894/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/nejatbahrami.wordpress.com/1894/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/nejatbahrami.wordpress.com/1894/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/nejatbahrami.wordpress.com/1894/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/nejatbahrami.wordpress.com/1894/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/nejatbahrami.wordpress.com/1894/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/nejatbahrami.wordpress.com/1894/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/nejatbahrami.wordpress.com/1894/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/nejatbahrami.wordpress.com/1894/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=nejatbahrami.wordpress.com&amp;blog=13509862&amp;post=1894&amp;subd=nejatbahrami&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://nejatbahrami.wordpress.com/2011/12/05/%d9%82%d9%88%d9%85%db%8c%d8%aa-%db%8c%d8%a7-%d9%82%d9%88%d9%85%e2%80%8c%da%af%d8%b1%d8%a7%d8%a6%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae-%d9%85%d8%b9%d8%a7%d8%b5%d8%b1-%d8%a7%db%8c%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/8e5e3adc4fc2782921078a988b7a59d8?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">bahramin</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>معرفی یک سایت</title>
		<link>http://nejatbahrami.wordpress.com/2011/11/27/%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%db%8c%da%a9-%d8%b3%d8%a7%db%8c%d8%aa/</link>
		<comments>http://nejatbahrami.wordpress.com/2011/11/27/%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%db%8c%da%a9-%d8%b3%d8%a7%db%8c%d8%aa/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 27 Nov 2011 20:24:07 +0000</pubDate>
		<dc:creator>نجات بهرامی</dc:creator>
				<category><![CDATA[هنر و ادبیات]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخ معاصر]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخ ایران]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://nejatbahrami.wordpress.com/?p=1816</guid>
		<description><![CDATA[سایت بنیاد مطالعات ایران از آن دسته سایتهایی است که کارهای ماندگار انجام شده در آن برای همیشه مورد ارجاع علاقه مندان و محققان تاریخ معاصر ایران خواهد بود . علی الخصوص بخش تاریخ شفاهی این سایت که گفتگوهای مفصلی با رجال سیاسی و فرهنگی دوران معاصر انجام داده است ، روایتهایی زنده از دوران [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=nejatbahrami.wordpress.com&amp;blog=13509862&amp;post=1816&amp;subd=nejatbahrami&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;">سایت <span style="text-decoration:underline;"><a href="http://fis-iran.org/fa" target="_blank">بنیاد مطالعات ایران </a>ا</span>ز آن دسته سایتهایی است که کارهای ماندگار انجام شده در آن برای همیشه مورد ارجاع علاقه مندان و محققان تاریخ معاصر ایران خواهد بود . علی الخصوص <a href="http://fis-iran.org/fa/oralhistory" target="_blank">بخش تاریخ شفاهی</a> این سایت که <span style="text-decoration:underline;"><a href="http://fis-iran.org/fa/oralhistory/browse" target="_blank">گفتگوهای مفصلی</a></span> با رجال سیاسی و فرهنگی دوران معاصر انجام داده است ، روایتهایی زنده از دوران پهلوی را به نسلهای آینده هدیه کرده است . همچنین بخش تصاویر سایت با عنوان نمایشگاه عکس نیز برای علاقه مندان به تاریخ ایران بسیار جذاب است . مجموعه تصاویری که در ذیل مشاهده می کنید ، از بخش شاعران و نویسندگانِ این سایت گزینش شده است .</p>
<p style="text-align:justify;"><a href="http://nejatbahrami.wordpress.com/2011/11/27/%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%db%8c%da%a9-%d8%b3%d8%a7%db%8c%d8%aa/#gallery-1-slideshow">برای دیدن نمایش پرده‌ای کلیک کنید.</a></p>
<p style="text-align:justify;">
<br />دسته‌بندی شده در: <a href='http://nejatbahrami.wordpress.com/category/%d9%87%d9%86%d8%b1-%d9%88-%d8%a7%d8%af%d8%a8%db%8c%d8%a7%d8%aa/'>هنر و ادبیات</a>, <a href='http://nejatbahrami.wordpress.com/category/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae-%d9%85%d8%b9%d8%a7%d8%b5%d8%b1/'>تاریخ معاصر</a>, <a href='http://nejatbahrami.wordpress.com/category/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/'>تاریخ ایران</a>  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/nejatbahrami.wordpress.com/1816/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/nejatbahrami.wordpress.com/1816/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/nejatbahrami.wordpress.com/1816/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/nejatbahrami.wordpress.com/1816/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/nejatbahrami.wordpress.com/1816/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/nejatbahrami.wordpress.com/1816/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/nejatbahrami.wordpress.com/1816/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/nejatbahrami.wordpress.com/1816/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/nejatbahrami.wordpress.com/1816/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/nejatbahrami.wordpress.com/1816/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/nejatbahrami.wordpress.com/1816/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/nejatbahrami.wordpress.com/1816/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/nejatbahrami.wordpress.com/1816/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/nejatbahrami.wordpress.com/1816/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=nejatbahrami.wordpress.com&amp;blog=13509862&amp;post=1816&amp;subd=nejatbahrami&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://nejatbahrami.wordpress.com/2011/11/27/%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%db%8c%da%a9-%d8%b3%d8%a7%db%8c%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/8e5e3adc4fc2782921078a988b7a59d8?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">bahramin</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>فیلمی کوتاه از کارل پوپر فیلسوف لیبرال</title>
		<link>http://nejatbahrami.wordpress.com/2011/11/25/%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85%db%8c-%da%a9%d9%88%d8%aa%d8%a7%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d9%84-%d9%be%d9%88%d9%be%d8%b1-%d9%81%db%8c%d9%84%d8%b3%d9%88%d9%81-%d9%84%db%8c%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d9%84/</link>
		<comments>http://nejatbahrami.wordpress.com/2011/11/25/%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85%db%8c-%da%a9%d9%88%d8%aa%d8%a7%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d9%84-%d9%be%d9%88%d9%be%d8%b1-%d9%81%db%8c%d9%84%d8%b3%d9%88%d9%81-%d9%84%db%8c%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d9%84/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 25 Nov 2011 18:40:26 +0000</pubDate>
		<dc:creator>نجات بهرامی</dc:creator>
				<category><![CDATA[قطعات لیبرالی]]></category>
		<category><![CDATA[اندیشه سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[شخصیتها]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://nejatbahrami.wordpress.com/?p=1798</guid>
		<description><![CDATA[&#160; همچنین نگاه کنید به ؛ فیلمی از آخرین لحظات زندگی نیچه نگاهی به اندیشه های کارل پوپر این وبلاگ در فیس بوگ دسته‌بندی شده در: قطعات لیبرالی, اندیشه سیاسی, شخصیتها<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=nejatbahrami.wordpress.com&amp;blog=13509862&amp;post=1798&amp;subd=nejatbahrami&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>&nbsp;</p>
<span class='embed-youtube' style='text-align:center; display: block;'><iframe class='youtube-player' type='text/html' width='477' height='299' src='http://www.youtube.com/embed/HK3Fk30A9cY?version=3&amp;rel=1&amp;fs=1&amp;showsearch=0&amp;showinfo=1&amp;iv_load_policy=1&amp;wmode=transparent' frameborder='0'></iframe></span>
<p>همچنین نگاه کنید به ؛</p>
<p><a href="http://nejatbahrami.wordpress.com/2010/11/05/%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%A2%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%84%D8%AD%D8%B8%D8%A7%D8%AA-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%86%DB%8C%DA%86%D9%87/" target="_blank">فیلمی از آخرین لحظات زندگی نیچه</a></p>
<p><a href="http://nejatbahrami.wordpress.com/2010/09/17/%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%B3%D8%A7%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%AF-%D8%AF%D8%B1%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%84-%D9%BE%D9%88%D9%BE%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA/" target="_blank">نگاهی به اندیشه های کارل پوپر</a></p>
<p><a href="http://www.facebook.com/pages/%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%AC%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%85%DB%8C/240432329323896" target="_blank">این وبلاگ در فیس بوگ</a></p>
<br />دسته‌بندی شده در: <a href='http://nejatbahrami.wordpress.com/category/%d9%82%d8%b7%d8%b9%d8%a7%d8%aa-%d9%84%db%8c%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d9%84%db%8c/'>قطعات لیبرالی</a>, <a href='http://nejatbahrami.wordpress.com/category/%d8%a7%d9%86%d8%af%db%8c%d8%b4%d9%87-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%b3%db%8c/'>اندیشه سیاسی</a>, <a href='http://nejatbahrami.wordpress.com/category/%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa%d9%87%d8%a7/'>شخصیتها</a>  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/nejatbahrami.wordpress.com/1798/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/nejatbahrami.wordpress.com/1798/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/nejatbahrami.wordpress.com/1798/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/nejatbahrami.wordpress.com/1798/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/nejatbahrami.wordpress.com/1798/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/nejatbahrami.wordpress.com/1798/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/nejatbahrami.wordpress.com/1798/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/nejatbahrami.wordpress.com/1798/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/nejatbahrami.wordpress.com/1798/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/nejatbahrami.wordpress.com/1798/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/nejatbahrami.wordpress.com/1798/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/nejatbahrami.wordpress.com/1798/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/nejatbahrami.wordpress.com/1798/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/nejatbahrami.wordpress.com/1798/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=nejatbahrami.wordpress.com&amp;blog=13509862&amp;post=1798&amp;subd=nejatbahrami&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://nejatbahrami.wordpress.com/2011/11/25/%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85%db%8c-%da%a9%d9%88%d8%aa%d8%a7%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d9%84-%d9%be%d9%88%d9%be%d8%b1-%d9%81%db%8c%d9%84%d8%b3%d9%88%d9%81-%d9%84%db%8c%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d9%84/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/8e5e3adc4fc2782921078a988b7a59d8?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">bahramin</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>تصاویری زیبا از ایرانِ سالهای قبل</title>
		<link>http://nejatbahrami.wordpress.com/2011/11/21/%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d9%88%db%8c%d8%b1%db%8c-%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7-%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%d9%90-%d8%b3%d8%a7%d9%84%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%82%d8%a8%d9%84/</link>
		<comments>http://nejatbahrami.wordpress.com/2011/11/21/%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d9%88%db%8c%d8%b1%db%8c-%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7-%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%d9%90-%d8%b3%d8%a7%d9%84%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%82%d8%a8%d9%84/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 21 Nov 2011 20:16:02 +0000</pubDate>
		<dc:creator>نجات بهرامی</dc:creator>
				<category><![CDATA[تاریخ ایران]]></category>
		<category><![CDATA[تصویر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://nejatbahrami.wordpress.com/?p=1768</guid>
		<description><![CDATA[لینک وبلاگ در فیس بوک   روی تصاویر کلیک کنید تا تصاویر در اندازه بزرگ دیده شوند . دسته‌بندی شده در: تاریخ ایران, تصویر<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=nejatbahrami.wordpress.com&amp;blog=13509862&amp;post=1768&amp;subd=nejatbahrami&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.facebook.com/pages/%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%AC%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%85%DB%8C/240432329323896" target="_blank">لینک وبلاگ در فیس بوک</a>   روی تصاویر کلیک کنید تا تصاویر در اندازه بزرگ دیده شوند .</p>
<a href="http://nejatbahrami.wordpress.com/2011/11/21/%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d9%88%db%8c%d8%b1%db%8c-%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7-%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%d9%90-%d8%b3%d8%a7%d9%84%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%82%d8%a8%d9%84/#gallery-2-slideshow">برای دیدن نمایش پرده‌ای کلیک کنید.</a>
<br />دسته‌بندی شده در: <a href='http://nejatbahrami.wordpress.com/category/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/'>تاریخ ایران</a>, <a href='http://nejatbahrami.wordpress.com/category/%d8%aa%d8%b5%d9%88%db%8c%d8%b1/'>تصویر</a>  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/nejatbahrami.wordpress.com/1768/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/nejatbahrami.wordpress.com/1768/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/nejatbahrami.wordpress.com/1768/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/nejatbahrami.wordpress.com/1768/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/nejatbahrami.wordpress.com/1768/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/nejatbahrami.wordpress.com/1768/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/nejatbahrami.wordpress.com/1768/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/nejatbahrami.wordpress.com/1768/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/nejatbahrami.wordpress.com/1768/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/nejatbahrami.wordpress.com/1768/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/nejatbahrami.wordpress.com/1768/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/nejatbahrami.wordpress.com/1768/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/nejatbahrami.wordpress.com/1768/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/nejatbahrami.wordpress.com/1768/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=nejatbahrami.wordpress.com&amp;blog=13509862&amp;post=1768&amp;subd=nejatbahrami&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://nejatbahrami.wordpress.com/2011/11/21/%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d9%88%db%8c%d8%b1%db%8c-%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7-%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%d9%90-%d8%b3%d8%a7%d9%84%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%82%d8%a8%d9%84/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/8e5e3adc4fc2782921078a988b7a59d8?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">bahramin</media:title>
		</media:content>
	</item>
	</channel>
</rss>
